گزارشی از جنگ أحد
📚 مغازی واقدی ( قسمت دوم )
روزهای تنشزای مدینه پیش از جنگ اُحد
عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر، وقتی دید قریش با سپاهی بزرگ آماده حرکت به سوی مدینه شدهاند، نامهای محرمانه نوشت و آن را مُهر کرد. سپس مردی از قبیلهٔ غفار را اجیر نمود و شرط گذاشت که سه شبانهروز بیوقفه به سوی پیامبر برود و او را از حرکت قریش آگاه کند.
در نامه نوشته بود: قریش با سه هزار جنگجو، دویست اسب، هفتصد زرهپوش، سه هزار شتر و سلاح فراوان به سوی تو حرکت کردهاند؛ هر کاری میتوانی برای دفاع آماده کن.
فرستادهٔ غفاری وارد مدینه شد اما پیامبر در آن لحظه در شهر نبود. او در قبا به پیامبر رسید؛ حضرت بر درِ مسجد قبا روی الاغش نشسته بود. پیامرسان نامه را تقدیم کرد و پیامبر آن را گرفت و نزد أُبَیّ بن کعب برد تا برای ایشان بخواند. پیامبر از اُبیّ خواست، مضمون نامه را پنهان بدارد.
سپس پیامبر نامه را برداشت و نزد سعد بن ربیع رفت. پرسید: «در خانه کسی هست؟» سعد گفت: «نه.» پیامبر نامهٔ عبّاس را برای او بازگو کرد. سعد گفت: امید دارم این خبر به خیر و خوبی ختم شود. آن زمان یهود و منافقان مدینه شایعه میکردند که «خبر بدی برای محمد رسیده است.»
پیامبر از سعد خواست موضوع را پنهان نگه دارد و از خانه بیرون رفت.
اما وقتی پیامبر رفت، همسر سعد که گوشههایی از سخنان ایشان را شنیده بود، نزد شوهرش آمد و گفت: «پیامبر چه به تو گفت؟» سعد خواست پنهان کند، اما زن گفت: «من شنیدم ایشان چه فرمود.» سپس همهٔ ماجرا را تعریف کرد.
سعد که ترسید این خبر پخش شود و پیامبر گمان کند راز را او فاش کرده، با نگرانی، گریبان همسرش را گرفت و او را کشانکشان دنبال پیامبر برد تا او را در مسیر رسیدن به مدینه یافت. نفس زن به شماره افتاده بود.
سعد گفت: «ای رسول خدا! همسرم سخنان شما را شنیده و فکر میکنم این خبر را بازگو کند. میترسم گمان کنید من راز را افشا کردهام.» پیامبر فرمود:
«رهایش کن.»
یعنی بیگمان و اطمینان داد که او را متهم نمیکند.
با این حال، خبر حرکت دشمن کمکم در مدینه پخش شد. در همین روزها عمرو بن سالم خزاعی نیز با گروهی از خزاعه آمدند و در راه سپاه قریش را دیده و همان خبر را تأیید کردند.
قریش نیز وقتی فهمیدند فرستادگان خزاعه گزارش را به پیامبر رساندهاند، دریافتند که مسلمانان آمادهاند؛ و گفتند: اگر محمد و یارانش از شهر بیرون نیایند چیزی از آنان نصیب ما نمیشود، و اگر بیرون بیایند ما شمار و سلاح بیشتری داریم…
و اینگونه مدینه وارد روزهای تنشزای پیش از جنگ اُحد شد.
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
🌸 سُنّتهای روز جمعه 🌸
1. خواندن سوره کهف
2. غسل کردن
3. مسواک زدن
4. استعمال عطر و خوشبو بودن
5. زود رفتن به نماز جمعه
6. پوشیدن بهترین و تمیزترین لباسها
7. بسیار صلوات فرستادن بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
📌 مراقب باشیم
تاریخ بارها شهادت داده است:
آنانکه جرأت بیعت با دستِ عدالت را نداشتند،
سرانجام به اجبار با پایِ استبداد بیعت کردند.
کسی که در روزِ حق سکوت کند،
در شبِ ظلم، مجبور به تسلیم است.
آنها که از علی روی گرداندند،
زیر چکمههای حَجّاج له شدند؛
و این، قانون همیشگی تاریخ است:
حق را اگر رها کنی، با ذلّت انتخابت میکنند.
#راه_علی
#لبیک_یا_خامنهای
#جبهه_حق
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
👌داستانی آموزنده از بازگشت عمل
⚖️ وقتی ترازو اعتراف میکند
مردی فقیر بود که همسرش در خانه کره درست میکرد و او هر روز آن را در شهر به یکی از بقالها میفروخت. زن، کرهها را به صورت گلولههایی با وزن یک کیلو آماده میکرد و مرد با فروش آنها، مایحتاج خانه را تهیه مینمود.
روزی صاحب مغازه به وزن کرهها شک کرد. همه گلولههای کره را وزن کرد و دید هر کدام ۹۰۰ گرم است. خشمگین شد و روز بعد، وقتی مرد فقیر آمد، با عصبانیت گفت: «از تو خرید نمیکنم! تو به من تقلب میکنی؛ کره را به اسم یک کیلو میفروشی، در حالی که صد گرم کم دارد.»
مرد فقیر اندوهگین شد، سرش را پایین انداخت و گفت: «ما در خانه ترازو نداریم؛ من یک کیلو شکر از خودِ شما خریدم و همان را معیار وزن قرار دادم تا با آن کره را وزن کنم.»
آنجا بود که بقال با تمام وجود فهمید: همان پیمانهای که با آن میسنجی، با همان پیمانه سنجیده میشوی.
احساسی که در دل دیگران میکاری، خود را برای بازگشتش آماده کن؛
چه نیکی باشد و چه آزار…
پاداش، دقیقاً همجنسِ عمل است.
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
فراتر از طاقت، نه!
{ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ }
«و من نمیخواهم تو را به زحمت بیندازم.» آیه ۲۷ قصص
وقتی با مردم رفتار میکنی، به یاد داشته باش که آنها نیز مانند تو انساناند؛ خسته میشوند، دلزده میشوند و گاهی از توانشان فراتر نمیتوانند بروند. پس بیش از طاقتشان بر دوششان مگذار.
مهربانی و مدارا با دیگران نعمتی است که قدرش را تنها اهلِ رحمت میدانند.
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
با تیر هدف قرار گرفت
اما_نمازش_را_قطع_نکرد
قهرمان : عباد بن بشر
عنوان قهرمانی : قیام شبانه (نماز شب)
شرح ماجرا:
پس از آنکه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم از غزوهٔ ذاتالرقاع فارغ شد، همراه یارانش در مکانی فرود آمد تا شب را در آنجا بگذرانند.
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم گروهی از اصحاب را برای نگهبانی شبانه برگزید که در میان آنان، عمار بن یاسر و عباد بن بشر در یک نوبت بودند.
عباد دید که عمار خسته و فرسوده است؛ از او خواست که ابتدای شب بخوابد و خود نگهبانی دهد تا عمار اندکی بیاساید و پس از بیدار شدن، نگهبانی را ادامه دهد.
عباد چون اطراف را امن دید، با خود گفت: چرا وقتم را به نماز نگذرانم تا هم پاداش نماز را ببرم و هم پاداش نگهبانی را؟
پس به نماز ایستاد. در تاریکی شب، پس از حمد، سورهای از قرآن را تلاوت میکرد که ناگهان تیری از دور آمد و بازویش را شکافت و خون از آن جاری شد.
به گمان شما چه کرد؟
تیـر را از بازویش بیرون کشید و نماز را ادامه داد، گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. آن مشرک پنداشت تیرش به هدف نخورده، تیری دیگر از ترکش برگرفت و دوباره پرتاب کرد؛ تیر دوم نیز در همان بازو نشست.
خون بهشدت جاری شد. عباد در این هنگام تلاوت سوره را به پایان رساند، سپس رکوع و سجود کرد. درد و خستگی توانش را فرسوده بود. در حالی که در سجده بود، با دست راست عمارِ خفته در کنارش را تکان داد تا بیدار شود؛ سپس از سجده برخاست، تشهد را خواند و نمازش را به پایان رساند.
عمار بن ياسر با صدای خستهٔ عباد بیدار شد که میگفت: «بهجای من نگهبانی بده؛ زخمی شدهام.»
عمار با شتاب و هیاهو برخاست؛ این حرکت نگهبانان، نفوذیها را ترساند و گریختند. سپس عمار به سوی عباد بازگشت؛ و عباد سخنانی گفت که تاریخ آنها را ثبت کرد:
گفت:
«در نمازم بودم و آیاتی از قرآن میخواندم که جانم را لبریز از هیبت و شکوه کرد؛ دوست نداشتم آن را قطع کنم. به خدا سوگند، اگر بیم آن نبود که مرزی را که رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم مرا به نگهبانیاش گماشته بود ضایع کنم، مرگ را بر قطع آن آیاتی که میخواندم ترجیح میدادم.»
هر کس با دلی خاشع، شکسته و فروتن، و با احساس عظمتِ آنکه در برابرش ایستاده است وارد نماز شود، هر آنچه جز این باشد در نظرش ناچیز خواهد شد.
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
هدایت شده از راشدین (درس هایی از تاریخ و دین)
پرسش و پاسخ تاریخی 1⃣
بنیانگذار شهر قاهره چه کسی بود؟
📚 پاسخ :
شهر قاهره، یکی از مهمترین شهرهای جهان اسلام، در سال ۳۶۰ هجری قمری (۹۷۱ میلادی) توسط معز لدین الله الفاطمی، خلیفه فاطمی، تأسیس شد. این شهر به سرعت به مرکز سیاسی، فرهنگی و علمی فاطمیان تبدیل شد و موقعیت استراتژیک آن در نزدیکی رود نیل و مسیرهای تجاری، باعث رشد و توسعه سریع آن گردید. قاهره نه تنها پایتخت حکومت فاطمی بود، بلکه بهمرور زمان به یکی از مراکز مهم دانش و فرهنگ جهان اسلام نیز تبدیل شد
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
تسبیحی محبوبتر از هزار رکعت نماز
🌸 امام صادق عليه السلام: 🌸
🔹 تَسبيحُ فاطِمَةَ عليها السلام في كُلِّ يَومٍ في دُبُرِ كُلِّ صَلاةٍ، أحَبُّ إلَيَّ مِن صَلاةِ ألفِ رَكعَةٍ في كُلِّ يَومٍ
🔹تسبيحات فاطمه عليها السلام در هر روز و در پى هر نماز، نزد من، محبوبتر از هزار ركعت نماز در هر روز است
📗 الكافی جلد ۳ صفحه ۳۴۳
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8