علل و حکمتهای ازدواجهای
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله
ازدواجهای پیامبر خدا صلیالله علیه وآله پدیدهای صرفاً شخصی یا عاطفی نبود، بلکه در بستر رسالت، جامعهسازی و اصلاح ساختارهای فرهنگی و اجتماعی عصر جاهلی معنا پیدا میکند. بررسی نوع، زمان و شخصیت همسران پیامبر نشان میدهد که این ازدواجها هر یک حامل پیامی اجتماعی، دینی یا سیاسی بودهاند.
1⃣ ایجاد پیوندهای قبیلهای و کاهش تنشهای اجتماعی
برخی ازدواجها در راستای ایجاد پیوندهای خویشاوندی میان خاندانها و قبایل اثرگذار انجام شد. این پیوندها موجب کاهش دشمنیها، مهار تعصبات قبیلهای و تسهیل پذیرش اجتماعی اسلام در محیطی شد که روابط خویشاوندی نقش تعیینکنندهای در ثبات و امنیت جامعه داشت.
2⃣ حفظ دین و حمایت از ایمان در شرایط غربت
ازدواج پیامبر با امّحبیبه (رمله بنت ابیسفیان) در دوران هجرت به حبشه، اقدامی روشن برای صیانت از ایمان بود. او در غربت و بیپناهی، پس از ارتداد همسرش، در شرایط دشواری قرار گرفت و این ازدواج، حمایتی عملی از دین و کرامت او بهشمار میرفت.
3⃣ حمایت از زنان بیسرپرست و آسیبدیده در راه اسلام
ازدواج با امّسلمه نمونهای روشن از حمایت از زنی خردمند، مهاجر و بیوه بود که همسرش را در مسیر ایمان از دست داده و سرپرستی فرزندان یتیم را بر عهده داشت.
همچنین زینب بنت خزیمه (امّالمساکین) که به دستگیری از نیازمندان شناخته میشد، زنی بیسرپرست بود و این ازدواج، کاملاً در چارچوب حمایت اجتماعی و انسانی قرار داشت.
4⃣ پیام همزیستی دینی و نفی تبعیض قومی
ازدواج پیامبر با صفیه بنت حُیَیّ، بانویی یهودیتبار، نشان داد که اسلام بر کرامت انسانی استوار است، نه بر نژاد یا پیشینه دینی. این پیوند، راهی برای فروکشکردن کینهها و تبدیل تقابل به همزیستی بود.
5⃣ اصلاح سنتهای نادرست اجتماعی
ازدواج با زینب بنت جحش اقدامی آگاهانه برای اصلاح یک باور غلط اجتماعی بود؛ باوری که فرزندخوانده را همتراز فرزند نسبی میدانست. این ازدواج، جنبهای تشریعی و اصلاحی داشت.
6⃣ تبدیل دشمنی به پیوند و آزادی اسیران
ازدواج با جویریه بنت حارث سبب آزادی بسیاری از اسیران و کاهش تنشهای قبیلهای شد و نشان داد که پیوند خانوادگی میتواند ابزار صلح و همگرایی باشد.
7⃣ پیوندهای فراملی و فرادینی
ازدواج با ماریه قبطیه که از سرزمین مصر و مسیحیتبار بود، افق نگاه اسلام را از مرزهای جزیرهالعرب فراتر برد و نشان داد که پیام اسلام، جهانی و فرادینی است و با ملتها و فرهنگهای مختلف قابلیت تعامل دارد.
8⃣ نفی انگیزههای شخصی و شهوانی
واقعیت تاریخی آن است که پیامبر بخش بزرگی از عمر خود را با یک همسر سپری کرد و ازدواجهای بعدی او در سنین بالاتر و با زنانی بیوه یا دارای شرایط خاص انجام شد؛ امری که نشان میدهد این ازدواجها در خدمت رسالت بودهاند، نه خواستههای فردی.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
هدایت شده از راشدین (درس هایی از تاریخ و دین)
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥حرم رضوی عزادار امام باقر(ع)
🏴خادمان حرم رضوی مشغول نصب کتیبههای عزا در صحن و سرای این بارگاه
در آستانۀ فرارسیدن شهادت پنجمین حجت خدا بر زمین
فرزند خیر المرسلين
شکافنده علوم اولین و آخرین
حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام)
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
گام به گام در سرزمین وحی 🕋
قسمت ششم 6⃣
🌸 تاریخچه پوشش كعبه 🌸
پوشاندن کعبه سابقهای طولانی دارد و در طول تاریخ، مناصب مختلفی برای نگهداری و تعویض آن ایجاد شده است.
🔷 در مورد اولین کسی که کعبه را پوشاند
روایات مختلفی وجود دارد:
برخی آن را به حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) نسبت میدهند. برخی دیگر، تُبّع (اسعد حمیري) را اولین پوشاننده کعبه میدانند.
🔷جنس و رنگ پوشش کعبه در طول تاریخ تغییر کرده است:
پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و امیر المؤمنین علیه السلام از پارچه یمنی استفاده کردند.خلفای سه گانه كعبه را با قَباطي كه پارچهاي از مصر و سفيد و نازك است پوشش دادند.
هارون الرشيد در دوران خود فرمان داد كه جامه كعبه از قباطي مصر بافته شود.
در سال ۲۰۰ هجري،حسين بن حسين أفطس طالبي علوي،رو به سوي مكه نهاد و در شورشي كه ايجاد کرد مكه را به تصّرف خويش درآورد وتمامي جامههاي کعبه را برداشت و از آن خود نمود.آنگاه به وسيله دوجامه از ابريشم سبك كه يكي زرد و ديگري سفيد بودكعبه راپوشانيد
در دوران خلافت مأمون به وي اطلاع دادند كه جامه ديباي قرمز كعبه پيش از رسيدن زمان قرار دادن جامه دوم نمناك و فرسوده ميشود. پس مأمون فرمان داد جامهاي از ديباي سفيد بافتند و در سال ۲۰۶ هجري بركعبه معظمه آويختند
فاطمیان مصر نیز از دیبای سفید استفاده کردند
اولین بار در زمان الناصر لدين الله، خلیفه عباسی، کعبه با پارچه سیاه پوشانده شد و از آن زمان تا کنون، این سنت ادامه یافته است.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
جرعهای از دریای نور
📚حدیث شب
به هر کس چهار چیز داده شد،
از چهار چیز محروم نگردید
قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیهما السّلام:
مَنْ أُعْطِیَ أَرْبَعاً لَمْ یُحْرَمْ أَرْبَعاً
1⃣ مَنْ أُعْطِیَ الدُّعَاءَ لَمْ یُحْرَمِ الْإِجَابَةَ
2⃣وَمَنْ أُعْطِیَ الِاسْتِغْفَارَ لَمْ یُحْرَمِ التَّوْبَةَ
3⃣وَ مَنْ أُعْطِیَ الشُّکْرَ لَمْ یُحْرَمِ الزِّیَادَةَ
4⃣وَ مَنْ أُعْطِیَ الصَّبْرَ لَمْ یُحْرَمِ الْأَجْرَ.
امام ششم فرمود: به کسی که چهار چیز داده شود از چهار دیگر محروم نیست،
1⃣به کسی که توفیق دعا داده شود از استجابت آن محروم نیست
2⃣به کسی که توفیق استغفار داده شود، از توبه محروم نیست،
3⃣به کسی که توفیق شکر نعمت عطا شود، از فزونی آن باز نماند،
4⃣به کسی که صبر و شکیبائی عطا شود از اجر آن محروم نشود.
📚 شیخ صدوق _ الخصال
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
گزیده ای از سیره اخلاقی و عبادی
حضرت امام محمدباقر علیهالسلام
⚫️ دائم الذکر بودن:
امام باقر (علیه السلام) همپای همهی ارزشهای علمی خویش، انسانی دائم الذکر بود. امام صادق (علیه السلام) دربارهی پدر بزرگوار خویش میفرماید: پدرم کثیر الذکر بود، به گونهای که وقتی همراه او راه میرفتم او مشغول یاد خدا بود و چون بر سفرهی غذا مشغول خوردن غذا بودیم باز هم از یاد خدا غافل نبود. با مردم سخن میگفت، ولی این روابط اجتماعی نیز او را از یاد الهی دور نمیداشت، زبانش هماره به گفتن «لا اله الا الله» مترنم بود. آن حضرت همیشه ما را فراخوانده و از ما میخواست تا طلوع خورشید مشغول یاد و ذکر خدا باشیم و به آن گروه از اعضای خانواده که قادر به قرائت قرآن بودند، خواندن قرآن را توصیه میکرد و آن گروه که قادر به تلاوت قرآن نبودند، دستور میداد که ذکر خدا را بر لب جاری کنند.
⚫️ حلم و بردباری:
مردى از اهل شام در مدینه ساکن بود و به خانهى امام بسیار مىآمد و به آن گرامى مىگفت: «...در روى زمین بغض و کینه کسى را بیش از تو در دل ندارم و با هیچکس بیش از تو و خاندانت دشمن نیستم! و عقیده ام آنست که اطاعت خدا و پیامبر و امیر مؤمنان در دشمنى با توست، اگر مى بینى به خانه تو رفت و آمد دارم بدان جهت است که تو مردى سخنور و ادیب و خوش بیان هستى!» در عین حال امام علیه السلام با او مدارا مىفرمود و به نرمى سخن مى گفت. چندى بعد شامى بیمار شد و مرگ را رویاروى خویش دید و از زندگى ناامید شد، پس وصیت کرد که چون بمیرد امام باقر علیه السّلام بر او نماز گذارد. شب به نیمه رسید و بستگانش دریافتند که او مرده است، بامداد وصى او به مسجد آمد و امام باقر علیه السلام را دید که نماز صبح به پایان برده و به تعقیبات مشغول است. عرض کرد: آن مرد شامى از دنیا رفته و خود چنین خواسته که شما بر او نماز گزارید. فرمود: او نمرده است... شتاب مکنید تا من بیایم. آنگاه به خانه مرد شامى آمد و بر بالین او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد، امام او را نشانید و پشتش را به دیوار تکیه داد و شربتى طلبید و به او داد و به بستگانش فرمود غذاهاى سرد به او بدهند و خود بازگشت. مدتی نگذشت که شامى شفا یافت و به نزد امام آمد و عرض کرد: «گواهى مى دهم که تو حجت خدا بر مردمانى».
⚫️ صبر در مصیبت:
عده اى به محضر امام باقر علیه السلام رسیدند و دیدند که یکى از فرزندان او بیمار شده است و امام علیه السلام ناراحت و اندوهگین است. با خود گفتند: اگر این کودک از دنیا برود مى ترسیم امام علیه السلام را آن گونه ببینیم که نمى خواهیم در آن حال باشد. چیزى نگذشت که صداى شیون اهل خانه بلند شد و فرزند امام علیه السلام از دنیا رفت. آنگاه حضرت نزد آنها آمد در حالیکه چهره او شاد بود و ناراحتىهای قبل از سیماى او بر طرف شده بود. آنها به امام علیه السلام عرض کردند: فدایت شویم ما ترس آن داشتیم که با مرگ فرزند حالتى پیدا کنید که ما هم بخاطر اندوه شما غمگین شویم. حضرت به آنها فرمود: ما مى خواهیم کسى را که دوست داریم بسلامت باشد و ما راحت باشیم، اما وقتى امر الهى فرا رسد تسلیم اراده خداوند هستیم.
📚 منابع :
۱_ امالى، شیخ طوسى، ص ۲۶۱.
۲_ وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۳۵
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
در خاطرات ستارخان آمده که:
من هیچگاه گریه نمیکنم؛ چون اگر اشک میریختم آذربایجان شکست میخورد و اگر آذربایجان شکست میخورد، ایرانزمین شکست میخورد... اما در مشروطه دو بار آن هم در یک شب اشک ریختم.
حدود 9 ماه بود تحت فشار بودیم بدون غذا، بدون لباس. از قرارگاه بیرون آمدم. چشمم به یک زن افتاد با یک بچه در بغلش. دیدم که بچه از بغل مادرش پایین آمد و چهار دست و پا رفت به طرف بوته علف، علف را از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشهها را خوردن، با خودم گفتم الان مادر آن بچه به من فحش میدهد و میگوید لعنت به ستارخان که ما را به این روز انداخته، اما مادر کودک به طرف فرزندش رفت و بچه را بغل کرد و گفت: عیبی نداره فرزندم، خاک میخوریم؛ اما خاک نمیدهیم.
آنجا بود که اشکم درآمد...
با خودم گفتم باید امشب حمله کنیم، رفتم و به سربازانم گفتم باید امشب حمله کنیم، یک سردار میخواهم که برود و به باقرخان خبر بدهد که بعد از نماز صبح حمله میکنیم. اما بدانید هرکس برود امیدی برای زنده ماندنش نیست…
یکی بلند شد و گفت: من میروم! گفتم نه تو زن و بچه داری. یکی دیگر بلند شد گفتم نه تو مادرت تنها میماند. یک نفر بلند شد گفت: من میروم چون من نه زن و بچه دارم نه پدرو مادر. گفتم باشه. صبح یک اسب بهش دادم و رفت.
آن سردار جوان رفته و خبر داده بود و وقت برگشتن از پشت با تیر زده بودنش. خودش را به زور رسانده بود به قرارگاه، به طبیب گفتم این از سربازهای خوب منه، سعی کن حتما او را معالجه کنی.
طبیب چند دقیقه بعد با گریه از چادر آمد بیرون و گفت: سردار! تو چطور سرداری هستی که هنوز نفهمیدی سربازت زن است یا مرد؟!
آنجا بود که فهمیدم آن زن موهایش راکوتاه کرده بود و آمده بود در میدان و وقتی طبیب میخواست معالجهاش کند به خاطر اینکه بدنش را نبیند، نگذاشته بود پیرهنش را دربیاورد. دوباره اشکم ریخت.
منبع:
«قیام آذربایجان و ستارخان» اسماعیل امیرخیزی
✍ستارخان قراچهداغی ۲۸مهر۱۲۴۵ در روستای سردارکندی در شهرستان ورزقان به دنیا آمد. او از سرداران جنبش مشروطه ایران ملقب به سردار ملی است.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗓 ۳ خرداد سالروز فتح خرمشهر
▫️لحظاتی از حضور رهبر شهید انقلاب در خرمشهر در کنار شهید جهان آرا
🔻رهبر شهید انقلاب: دشمن راز پیروزی ما در خرمشهر و خرمشهرها را به چشم دید و امروز سعی میکند همین پرچم را سرنگون کند.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
گزارشی از جنگ أحد
📚 مغازی واقدی (قسمت هشتم)
سپاه در سایه تدبیر نبوی
و خیانت عبدالله بن أبی 👇👇
گزارشی از جنگ أحد
📚 مغازی واقدی (قسمت هشتم)
سپاه در سایهٔ تدبیر نبوی
و خیانت عبدالله ابن اُبی
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به دامنهٔ کوه اُحد رسید و در محلّی که به «القنطرة» شناخته میشد فرود آمد، جایی که سپاه مشرکان در مقابل دیدگان قرار داشت. با وجود نزدیکی دشمن، پیامبر صلیاللهعلیهوآله با آرامش فرمان داد اذان گفته شود و نماز صبح به جماعت و در صفوف منظم اقامه گردد. این توقف کوتاه، نه تنها معنای توجه به فرایض دینی در شرایط حساس را نشان میداد، بلکه فرصتی بود برای تثبیت روحیهٔ رزمندگان و ایجاد انسجام در میان آنان، پیش از آغاز درگیری واقعی. صفوف منظم نماز و حضور پیامبر در میان سربازان، حس امنیت و اعتماد به رهبری را در سپاه تقویت میکرد و نشان میداد که آمادگی روحی و نظم داخلی به اندازهٔ تسلیحات و مهارت نظامی اهمیت دارد.
پس از اقامهٔ نماز و حرکت سپاه از القنطرة، شکافی جدی در صفوف به وجود آمد. عبدالله بن اُبی با گروهی فراوان از همراهانش جدا شد و مسیر بازگشت را در پیش گرفت. انگیزهٔ او روشن بود؛ پیش از مهاجرت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به مدینه، قرار بود عبدالله بن اُبی حاکم شهر شود، اما با ورود پیامبر و رویآوری مردم به حکومت الهی ایشان، این منصب از دستش رفت. این شکست موقعیت و نفوذ، انگیزهٔ دشمنی و مخالفت آشکار او با اسلام و پیامبر صلیاللهعلیهوآله را توضیح میدهد و نشان میدهد که او با جدا کردن بخشی از سپاه تلاش میکرد قدرت و انسجام مسلمانان را تضعیف کند. عبدالله بن عمرو بن حرام (پدر جابر بن عبدالله انصاری ) تلاش کرد آنان را بازگرداند و با یادآوری خدا، دین و پیمان دفاع، بر ماندن در کنار پیامبر تأکید کرد؛ اما ابن اُبی بر تصمیم خود پای فشرد و وقوع جنگ را بعید میشمرد، بازگشت خویش را نشانهٔ تدبیر و عقلانیت میدانست و مخالفت پیامبر با نظرش را به پیروی از جوانان نسبت میداد.
با وجود تلاشهای عبدالله بن عمرو، گفتوگو بینتیجه ماند و گروه جداشده میدان را ترک کرد. این رخداد، پیش از آغاز نبرد، انسجام سپاه را دچار آسیب کرد و نشان داد که تهدید در اُحد تنها از سوی دشمن بیرونی نبود، بلکه از درون صفوف نیز شکل میگرفت. اما رسول خدا صلیاللهعلیهوآله با تدبیر و هوشمندی، با اصلاح صفوف و مدیریت دقیق روحیهٔ رزمندگان، روح انسجام و آمادگی را در سپاه حفظ کرد، حتی زمانی که شکافها و تردیدها در میان برخی افراد رخ مینمود.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8