eitaa logo
راشدین (درس هایی از تاریخ و دین)
1.2هزار دنبال‌کننده
287 عکس
101 ویدیو
1 فایل
«راشدین» جایی برای رشد دل و اندیشه است. اگر به تاریخ اسلام؛ مغازی و سیره معصومین ع، داستان‌های ایمان، عبرت‌های زندگی و معارف قرآنی علاقه‌مندی، همراه راشدین باش تا با هم در مسیر رشد و بصیرت قدم برداریم . @Rasool8Janami8 https://eitaa.com/Rashedin8
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در خاطرات ستارخان آمده که: من هیچ‌گاه گریه نمی‌کنم؛ چون اگر اشک می‌ریختم آذربایجان شکست می‌خورد و اگر آذربایجان شکست می‌خورد، ایران‌زمین شکست می‌خورد... اما در مشروطه دو بار آن هم در یک شب اشک ریختم. حدود 9 ماه بود تحت فشار بودیم بدون غذا، بدون لباس. از قرارگاه بیرون آمدم. چشمم به یک زن افتاد با یک بچه در بغلش. دیدم که بچه از بغل مادرش پایین آمد و چهار دست و پا رفت به طرف بوته علف، علف را از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه‌ها را خوردن، با خودم گفتم الان مادر آن بچه به من فحش می‌‌دهد و می‌‌گوید لعنت به ستارخان که ما را به این روز انداخته، اما مادر کودک به طرف فرزندش رفت و بچه را بغل کرد و گفت: عیبی نداره فرزندم، خاک می‌خوریم؛ اما خاک نمی‌دهیم. آنجا بود که اشکم درآمد... با خودم گفتم باید امشب حمله کنیم، رفتم و به سربازانم گفتم باید امشب حمله کنیم، یک سردار می‌خواهم که برود و به باقرخان خبر بدهد که بعد از نماز صبح حمله می‌‌کنیم. اما بدانید هرکس برود امیدی برای زنده ماندنش نیست… یکی بلند شد و گفت: من می‌روم! گفتم نه تو زن و بچه داری. یکی دیگر بلند شد گفتم نه تو مادرت تنها می‌ماند. یک نفر بلند شد گفت: من می‌‌روم چون من نه زن و بچه دارم نه پدرو مادر. گفتم باشه. صبح یک اسب بهش دادم و رفت. آن سردار جوان رفته و خبر داده بود و وقت برگشتن از پشت با تیر زده بودنش. خودش را به زور رسانده بود به قرارگاه، به طبیب گفتم این از سربازهای خوب منه، سعی کن حتما او را معالجه کنی. طبیب چند دقیقه بعد با گریه از چادر آمد بیرون و گفت: سردار! تو چطور سرداری هستی که هنوز نفهمیدی سربازت زن است یا مرد؟! آنجا بود که فهمیدم آن زن موهایش راکوتاه کرده بود و آمده بود در میدان و وقتی طبیب می‌‌خواست معالجه‌‌اش کند به خاطر اینکه بدنش را نبیند، نگذاشته بود پیرهنش را دربیاورد. دوباره اشکم ریخت. منبع: «قیام آذربایجان و ستارخان» اسماعیل امیرخیزیستارخان قراچه‌‌داغی ۲۸مهر۱۲۴۵ در روستای سردارکندی در شهرستان ورزقان به دنیا آمد. او از سرداران جنبش مشروطه ایران ملقب به سردار ملی است. کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗓 ۳ خرداد سالروز فتح خرمشهر ▫️لحظاتی از حضور رهبر شهید انقلاب در خرمشهر در کنار شهید جهان آرا 🔻رهبر شهید انقلاب: دشمن راز پیروزی ما در خرمشهر و خرمشهرها را به چشم دید و امروز سعی میکند همین پرچم را سرنگون کند. کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
گزارشی از جنگ أحد 📚 مغازی واقدی (قسمت هشتم) سپاه در سایه تدبیر نبوی و خیانت عبدالله بن أبی 👇👇
گزارشی از جنگ أحد 📚 مغازی واقدی (قسمت هشتم) سپاه در سایهٔ تدبیر نبوی و خیانت عبدالله ابن اُبی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به دامنهٔ کوه اُحد رسید و در محلّی که به «القنطرة» شناخته می‌شد فرود آمد، جایی که سپاه مشرکان در مقابل دیدگان قرار داشت. با وجود نزدیکی دشمن، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله با آرامش فرمان داد اذان گفته شود و نماز صبح به جماعت و در صفوف منظم اقامه گردد. این توقف کوتاه، نه تنها معنای توجه به فرایض دینی در شرایط حساس را نشان می‌داد، بلکه فرصتی بود برای تثبیت روحیهٔ رزمندگان و ایجاد انسجام در میان آنان، پیش از آغاز درگیری واقعی. صفوف منظم نماز و حضور پیامبر در میان سربازان، حس امنیت و اعتماد به رهبری را در سپاه تقویت می‌کرد و نشان می‌داد که آمادگی روحی و نظم داخلی به اندازهٔ تسلیحات و مهارت نظامی اهمیت دارد. پس از اقامهٔ نماز و حرکت سپاه از القنطرة، شکافی جدی در صفوف به وجود آمد. عبدالله بن اُبی با گروهی فراوان از همراهانش جدا شد و مسیر بازگشت را در پیش گرفت. انگیزهٔ او روشن بود؛ پیش از مهاجرت رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به مدینه، قرار بود عبدالله بن اُبی حاکم شهر شود، اما با ورود پیامبر و روی‌آوری مردم به حکومت الهی ایشان، این منصب از دستش رفت. این شکست موقعیت و نفوذ، انگیزهٔ دشمنی و مخالفت آشکار او با اسلام و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را توضیح می‌دهد و نشان می‌دهد که او با جدا کردن بخشی از سپاه تلاش می‌کرد قدرت و انسجام مسلمانان را تضعیف کند. عبدالله بن عمرو بن حرام (پدر جابر بن عبدالله انصاری ) تلاش کرد آنان را بازگرداند و با یادآوری خدا، دین و پیمان دفاع، بر ماندن در کنار پیامبر تأکید کرد؛ اما ابن اُبی بر تصمیم خود پای فشرد و وقوع جنگ را بعید می‌شمرد، بازگشت خویش را نشانهٔ تدبیر و عقلانیت می‌دانست و مخالفت پیامبر با نظرش را به پیروی از جوانان نسبت می‌داد. با وجود تلاش‌های عبدالله بن عمرو، گفت‌وگو بی‌نتیجه ماند و گروه جداشده میدان را ترک کرد. این رخداد، پیش از آغاز نبرد، انسجام سپاه را دچار آسیب کرد و نشان داد که تهدید در اُحد تنها از سوی دشمن بیرونی نبود، بلکه از درون صفوف نیز شکل می‌گرفت. اما رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله با تدبیر و هوشمندی، با اصلاح صفوف و مدیریت دقیق روحیهٔ رزمندگان، روح انسجام و آمادگی را در سپاه حفظ کرد، حتی زمانی که شکاف‌ها و تردیدها در میان برخی افراد رخ می‌نمود. کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
گام به گام در سرزمین وحی 🕋 🌸 قسمت هفتم 7⃣ 🌸 مهمترین مساجد و اماکن تاریخی مدینه 🕌مسجد النبی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم این مسجد از اماکن مقدس اسلامی و مورد احترام همه مسلمانان و نخستین مرکز تبلیغ اسلام بوده است.در کنار این مسجد، حجره و مقبره پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وجود دارد و «روضه شریفه» که به روایت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) باغی از باغ‌های بهشت است، از دیگر بخش‌های این مسجد به شمار می‌آید که در حد فاصل حجره پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و منبر واقع شده است. قبة الخضراء(گنبد سبز) از دیگر بخش‌های مسجد است که بالای مقبره پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قرار گرفته است و به دستور «منصور قلاوون الصالحی» پادشاه مملوکی ساخته شد. کتابخانه‌ای با کتب متنوع و ارزشمند نیز از دیگر بخش‌های این مسجد است. 🕌 مسجد قباء این مسجد از مساجد مهم و مقدس نزد مسلمانان است؛ زیرا اولین مسجد ساخته شده در تاریخ اسلام است، این مسجد چندین بار بازسازی شده است و در دوران‌های مختلف و در زمان حکومت خلفا تغییرات زیادی یافت. آخرین تغییر مربوط به سال ۱۴۰۵ هجری قمری و به دستور «ملک فهد عبدالعزیز آل سعود» پادشاه وقت عربستان بود که اصرار زیادی برای توسعه مسجد داشت. مساحت این مسجد ۱۳ هزار و پانصد متر است و در فاصله ۳ و نیم کیلومتری از مسجد النبی واقع شده است. به فرموده پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، نمازخواندن در مسجد قبا، پاداش یک عمره را دارد، آن حضرت روزهای شنبه در این مسجد نماز می‌خواند. 🕌مسجد « ذو القبلتین» این مسجد از بهترین اماکن گردشگری مقدس در مدینه است و به این دلیل «ذو القبلتین» نامیده شده که تغییر قبله مسلمانان از بیت‌المقدس به خانه کعبه در این مکان اتفاق افتاد و این مکان عبادی شاهد نمازگزاردن مسلمانان به سمت دو قبله مختلف بوده است. گفته می‌شود در این مسجد قبله مسلمانان در حین یکی از نمازهای ظهر از بیت المقدس به کعبه تغییر یافت. پیامبر اسلام دو رکعت از نماز ظهر را به سوی بیت‌المقدس و دو رکعت دیگر را به جانب کعبه گزارد. این امر در مسجد بنی‌سالم مدینه انجام شد که بعدها به مسجد «ذوالقبلتین» یا دو قبله‌ای، مشهور شد. این مسجد ۴۰۰ متراست و در بخش غربی مدینه قرار دارد. ⛰کوه احد این کوه از اماکن گردشگری مقدس در مدینه منوره است که حوادث تاریخی اسلامی زیادی را به خود دیده که مهم‌ترین آن «غزوه احد» بود که در آن مسلمانان با کفار قریش جنگیدند. این کوه، جاذبه‌های گردشگری زیادی از جمله «مقبرة الشهداء» دارد که در آن بیش از ۷۰ تن از صحابه رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از جمله حمزه عموی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله که در غزوه احد به شهادت رسیده‌اند، دفن شده‌اند. کوه احد در بخش شمالی مدینه واقع شده و بلندترین کوه این شهر است که از گرانیت سرخ تشکیل شده است، این کوه ۷ کیلومتر طول و سه کیلومتر عرض دارد و ارتفاع آن نیز تقریبا ۳۵۰ متر است و در فاصله ۴ کیلومتری مسجد النبی قرار دارد. کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
مسجد النبی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم
مدینه _ کوه احد
مسجد دو قبله 🌸 ذو القبلتین 🌸
مسجد قباء اولین مسجد مدينة
جرعه‌ای از دریای نور 🌸 حدیث شب 🌸 پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله: ای علی من نام تو را در چهار جا با نام خود پیوسته یافتم علی بن ابی طالب علیه السّلام نقل می‌کند که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در وصیت خود به من فرمود: یا علی من نام تو را در چهار جا همراه خود دیدم و با دیدن آن انس گرفتم، 1⃣هنگامی که من در معراج خود به آسمان، به بیت القدس رسیدم، دیدم که بر سنگ بزرگ آن نوشته شده بود که معبودی جز اللَّه نیست، محمد پیامبر خداست، او را به وسیله وزیرش تأیید و پیروز کردم، به جبرئیل گفتم: وزیر من کیست؟ گفت: علی بن ابی طالب، 2⃣پس چون به سدرة المنتهی رسیدم، دیدم که بر آن نوشته شده بود که همانا منم خداوند که معبودی جز من نیست و من یگانه‌ام و محمد برگزیده من از خلق من است، او را به وسیله وزیرش تأیید و پیروز کردم، به جبرئیل گفتم: وزیر من کیست؟ گفت: علی بن ابی طالب، 3⃣و چون از سدرة المنتهی گذشتم و به عرش خداوند که پروردگار جهانیان است رسیدم، دیدم که بر ستون‌های آن نوشته که منم خداوند، معبودی جز من نیست و من یگانه ام، محمد حبیب من است و او را به وسیله وزیرش تأیید و پیروز کردم، 4⃣پس چون سر خود را بلند کردم دیدم که در وسط عرش نوشته شده که منم خداوند، معبودی جز من نیست و من یگانه ام، محمد بنده و پیامبر من است، او را به وسیله وزیرش تأیید و پیروز کردم. 📚 الخصال شیخ صدوق کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا