مساله حجاب در جمهوری اسلامی
دکتر علی غلامی
حجاب و پوشش سابقه ای به اندازه عمر بشر دارد و از ابتدای زندگی بشر در کره خاکی، نماد و نمود آن آشکار است و اگرچه امروزه در برخی نقاط عالم و توسط جمعی افراد، این موضوع به صورت جزئی یا کلی مورد تشکیک یا رد قرار گرفته است.
فهرست مطالب اصلی کتاب عبارت از:
فصل۱. جایگاه و مبانی حجاب و پوشش
فصل۲. علل بدحجابی
فصل۳. راهکارهای حل مشکل بدحجابی
فصل۴. ورود حکومت به محدودة پوشش
فصل۵. شبهات ناظر به موضوع حجاب و پاسخ آن.
فصل۶. جمع بندی و نتیجه گیری
#معرفی_کتاب
#رستا
مسئله حجاب در جمهوری اسلامی
دکتر مرتضی مطهری
این کتاب در واقع حاصل سلسله بحثها و درسهایی بوده که توسط استاد شهید در جلسات انجمن اسلامی پزشکان القاء شده و متضمن پنج بخش است. در بخش اول تاریخچه حجاب در قوم یهود، ایران باستان، جاهلیت عرب و هند مورد بررسی واقع شده است.
#معرفی_کتاب
قرائت قرآن توسط قاری محترم فاطمه السادات میرفخرالدین از استان یزد.
#قرآن_کتاب_زندگی
#رستا
#دلنوشته رستایی های خراسان جنوبی
:
به نام خدایی که سختی های زندگی رو بهمون چشوند تا رشد کنیم.
اولش که تو راه اتوبوس بودیم با اینکه خودم کمی میترسیدم اما به همه روحیه دادم که خوش میگذره و خوش هم گذشت.
هیچ وقت فکر نمیکردم توی ۴ روز فقط چهاااارر روز آنقدر مطالب مفید یاد بگیرم و اون دختر ۴ روز پیش نباشم.
هیچ وقت فکر نمیکردم یه نفر یه سری مطالب سری و محرمانه کشور رو باهامون در میون بزاره مطالبی که تا حالا ازش خبر نداشتیم و نمیدونستیم و صرفا به خاطر اینکه اعتقاد داشت و اعتقاد داشتیم که ماها انقلاب رو به ظهور می رسونیم ما دهه هشتادی ها، ما دخترای انقلابی
و
با شهدای گلزار قم و امام زمان مون عجل الله عهد بستیم که تا ته ته ته ته تهش وایستیم حتتتتتی به قیمت «جونمون»
هیچ وقت فکر. نمی کردم حاج آقای زینعلیان و خانم شنایی و خانم عسگری و... ما رو تا اینجا برسونن اونم تو چهار روز
از همینجا به همتون میگم که اگر چه کمی غر زدیم گاهی وقتا به قول حاج آقا وسط جلسه خواب کربلا میدیدیم(:
ولی باور کنید انقدر این اردوی آموزشی _تربیتی بهمون چسبید که عهدمون با امام زمان عجل الله و شهدا رو تجدید کردیم که اگه قبول شدیم واقعا از ته دل تا ته ته ته ته تهش باشیم
حتتتی ...
به قیمت «جونمون»
الان که توی اتوبوسیم و داریم به سمت شهرمون حرکت میکنیم میفهمیم حرف خانم شنایی رو:«باور کنید همین سختی ها آنقدر خاطره های قشنگی میشه که همیشه به شیرینی ازش یاد میکنید».
و واقعا هم شد!خیلی هم شددد.
اینو از گریه های یکی از بچه ها تو اتوبوس با شنیدن سرودی که چندین بار تمرینش کردیم و در آخر تو جمکران محضر فرمانده خوندیمش فهمیدم
فهمیدم چقدررر دلم واسه جلسه ها تنگ شده
واسه دونستن بیشتر و بیشتر
واسه گعده های شبانه ای که با چند تا از بچه تا ساعت ۲ و ۳ نگهش میداشتیم
واسه روسری زرد های راهنما
واسه صحبت های سری استاد نور محمدی
خاطرات آقای محمد عرب
واسه آخرین گعده که حاج آقا رو نگه داشتیم و هر سوالی که تو ذهنمون لونه کرده بود و ازشون پرسیدیم .
پرسیدیم و پرسیدیم تا جایی که ویندوز هممون هنگ کرد!
واسه صحیفه
واسه خانم شنایی
واسه میکروفن بی سیم که همیشه چند ثانیه واسه حرف زدن معطلمون میکرد
واسه آسانسوری که باهاش کیف میکردیم
واسه دسته های صندلی های تالار که میز اسلحمون شدن
واسه دیر خوابیدنامون
واسه زود بیدار شدنامون
واسه غذاهای خورشتی و برنجی
واسه سرود
واسه سر و صدا ها
و...
واسه همه چیزش
انقدر به ادامه این اردوی باحال امید داریم و دعا میکنیم که حتی با مربی تا چهار ماه بعد اردو رو برنامه ریزی کردیم
اولین کارمون بعد از رسیدن به شهرمون پیدا کردن«۵ تا دغدغه مند مثل خودمون »شد
چقدر حاج آقا امید داد
چقدر خانم شنایی گفت اجبار نیست و میتونید بخوابید با همون وجود به قول معروف چوب کبریت لای چشمامون گذاشتیم تا مبادا یه کلمه از حرفای اساتید رو از دست بدیم.
خلاصه که این اردوی چهار روز فشرده آزمون یه دخترای عجیب غریبی ساخت
دخترایی که شاید مامان بابا هامونم ما رو نشناسند دخترایی دغدغه مند و طراز شده با انقلاب!(البته هنوز کار داریم)
به امید روزی که تو صف اول پشت سر امام مهدی علیه السلام (به خواست خود آقا) اولین نماز جماعت رو تو مسجد کوفه بخونیم
و بعد از اون خطبه های امام رو گوش کنیم از شدت شوق های های گریه کنیم:)
از طرف بچه های خراسانی (جنوبی)