eitaa logo
🌹رستگاران 🌹
508 دنبال‌کننده
11.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
30 فایل
و تا ابد به آنانکه پلاکشان را از گردن خویش درآوردند تا مانند مادرشان گمنام و بی مزار بمانند مدیونیم … دوستان عزیز برای اشتراک گزاری خاطرات وتصاویرگرانقدر شهدا به آیدی های ز درصورت تمایل تبادل انجام میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
26.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑نوحه غافل گیر کننده و اعتراضی به برخی مسئولان و آقازاده های آنها، در یادواره شهدا که برخی حاضران از شنیدن آن جا خوردند! @rastegarane313
🩸تازه داماد شهید پوریا خوشنام 🔹 شهید دوم ترور کور بزدلان مخل امنیت در نورآباد ممسنی بگذارید👇👇 @rastegarane313
📸آیین رونمایی و تحویل کتاب درسی تفحص شده به وزارت آموزش ‌و پرورش این کتاب درسی در تاریخ ۱۱ مرداد ماه سال ۱۴۰۲ در جریان تفحص شهدا در منطقه شلمچه عراق کشف شد که امروز طی مراسمی با حضور وزیر محترم آموزش و پرورش، توسط سردار ناصر سعیدی جانشین فرماندهی کمیته جستجوی مفقودین به این وزارتخانه تحویل داده شد. بگذارید👇👇 @rastegarane313
6.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خداکنه با بی تفاوتی هامون و ترک امر به معروف شرمنده شهید محمدی ها و خلیلی ها نشیم😔 ❤️ 🥀 بگذارید👇👇 @rastegarane313
🔸چهلمین فراز از وصیتنامه شهید حاج قاسم سلیمانی: 🔹 نمی‌توانم از حسین پورجعفری نام نبرم که خیرخواهانه و برادرانه مرا مثل فرزندی کمک می‌کرد و مثل برادرانم دوستش داشتم. از خانواده ایشان و همه برادران رزمنده و مجاهدم که به زحمت انداختمشان عذرخواهی می‌کنم. البته همه برادران نیروی قدس به من محبّت برادرانه داشته و کمک کردند و دوست عزیزم سردارقاآنی که با صبر و متانت مرا تحمل کردند @rastegarane313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
دختر شهید مدافع امنیت بسیجی یاسر شجاعیان : بابام گفت شب میاد میبرمت شهربازی ولی نیومد بگذارید👇👇 @rastegarane313
وسط جبهه بهش گفتم بچه! الان چه وقتِ نماز خواندنه؟ گفت: از کجا معلوم دیگه وقت کنم و شروع کرد نماز خواندن .... السلام‌علیکم‌ورحمة‌الله‌وبرکاته را که گفت یک خمپاره آمد و بُردش .... بگذارید👇👇 @rastegarane313
‍ روایت حبیبِ گردان بلال 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🌹رستگاران 🌹
‍ روایت حبیبِ گردان بلال #شهید_محمد_محمدی 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
‍ روایت حبیبِ گردان بلال شاید مُسِن ترین رزمنده گردان بلال بود. ۵۶ ساله.  برای اعزام به او گفته بودند باید بروی تدارکات و پشتیبانی. نمی گذاشتند توی عملیات باشد. بد جوری ناراحت شده بود و بهش برخورده بود. گفت: «با هر کس که گفتید مسابقه می دهم! اگر کم آوردم آنوقت بگویید در عملیات شرکت نکن! » بعد از اعزام نیرو برای عملیات کربلای ۴ در مقر گردان بلال در پادگان کرخه (پروژه) مستقر بودیم. قرار شد اسامی تک تک نیروهایی را که توانایی های مختلف عملیاتی و سابقه ی شرکت در عملیات های قبلی را دارند یادداشت کنم و به فرماندهی بدهم. به تک تک نیروهای گروهان قائم سر می زدم و شرح حالشان را می پرسیدم و اسامی را یادداشت می کردم. رسیدم به مشهدی محمد! نگاهی به سر و رویش و موهای سفیدش انداختم. نیاز به پرسش و پاسخ نبود. به خاطر سن و سالش صلاح نبود توی عملیات باشد. موضوع را که فهمید ناراحت شد و خودش را به من رساند و گفت: «اسم من را هم بنویس!»کم کم حرف هایش رنگ التماس گرفت و وقتی اصرارهایش با انکارهای من روبرو شد ، شروع کرد به قسم دادن! کمی دلم لرزید، اما باز کوتاه نیامدم. رضایت نمی دادم و او همچنان قسمم می داد. دستش را گذاشت روی شانه ام و گفت: «فکر نکن پیر و ناتوان هستم و شب عملیات دست و پاگیرتان می شوم! نه! اصلاً اینطور نیست! من چندین عملیات قبل از این هم بوده ام!  تجربه دارم! اصلاً تا هر کجا که گفتی می دَوَم!» و باز هم اصرار و اصرار و اصرار. امیر پریان(شهید) آمد و برایش پادرمیانی کرد و گفت بگذار مشهدی محمد هم در عملیات باشد! با پادرمیانی امیر، بالاخره حرفش را به کرسی نشاند و ماند توی گروهان قائم . توی صبحگاه بهتر از جوان ها می دوید و پا به پایشان می‌آمد. طبق قولی که داده بود، واقعاً کم نمی آورد. شب قبل از عملیات کربلای۴ در فرودگاه آبادان گفت که خواب پیامبر ﷺ را دیده است. همانجا بود که فهمیدم مشهدی محمد آسمانی می شود. تصویر آخرین باری که دیدمش هنوز پیش چشمانم است. به گفتن نمی آید آنچه دیدم. توصیفش و تصویر کردنش جگر آدم را کباب می کند. کنار یک دیوار بلوکی در جزیره سهیل. ترکش بزرگی به پشت سرش خورده بود و پوست سر و صورتش مثل یک ماسک ضد شیمیایی افتاده بود روی زمین! ( شاید این تصاویر را نباید گفت و نوشت، اما این ها حقایقی است که اگر نگوییم به تاریخ بدهکار می‌شویم) پیکرش همانجا ماند تا بعداز ۱۲سال به همراه تعداد زیادی از بچه‌های کربلای۴ در ماه محرم سال ۱۳۷۷ به شهر برگشت. باز هم نشان داد که از جوانان گردان کم نمی آورد و پا به پای آنان می تواند بدَوَد. شهید محمد محمدی قلعه عبدشاهی متولد ۱۳۰۹ در مورخ ۴ دی ماه ۱۳۶۵ در عملیات کربلای۴ و در جزیره سهیل به شهادت رسید و پیکر پاک و مطهرش اردیبهشت ماه ۱۳۷۷ به شهر و دیارش برگشت و در گلزار شهدای اسحاق ابراهیم به خاک سپرده شد. روحش‌شاد‌باصلوات بگذارید👇👇 @rastegarane313
6.33M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کی گفته من بابا ندارم... کی گفته من بی کس و کارم... آه فرزند شهید، برای نابودی تمام آنها، کافیست... بگذارید👇👇 @rastegarane313
از سر کار که آمد، کارتن بسته تلویزیون رنگی وسط اتاق بود و بچه‌ها لحظه‌شماری می‌کردند که پدر بازش کند. اهدایی یکی از مقامات بود. رسیده نرسیده نشست با بچه‌ها به بازی. گرما‌گرم بازی که بودند بهشان گفت:  بچه‌ها! الان بچه‌هایی هستند که نه پدر دارند نه تلویزیون رنگی. شما که پدر دارید بگذارید تلویزیون را بدهیم به آن‌ها.🤍 ساعتی بعد صدای خنده و بازی بچه‌ها با پدر و تلویزیون سیاه‌سفید‌شان در هم آمیخته بود. از کتاب "آسمان" شهید بگذارید👇👇 @rastegarane313
7.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 شهیـدان اُلـگـویـند ... 🔰 رهبر معظم انقلاب، در دیدار خانواده‌های شهداء فرمودند: این‌ها همه الگویند. جوان احتیاج به الگو دارد. این‌ها الگوهای زنده‌ی کشور ما و جوان‌های ما محسوب می‌شوند. بگذارید👇👇 @rastegarane313