eitaa logo
🌹رستگاران 🌹
499 دنبال‌کننده
11.6هزار عکس
4.2هزار ویدیو
30 فایل
و تا ابد به آنانکه پلاکشان را از گردن خویش درآوردند تا مانند مادرشان گمنام و بی مزار بمانند مدیونیم … دوستان عزیز برای اشتراک گزاری خاطرات وتصاویرگرانقدر شهدا به آیدی های ز درصورت تمایل تبادل انجام میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋 درعمليات بيت المقدس به سختي مجروح شدم تركش به پايم اصابت كرده بود و فقط فرياد زدم: يا مهدي(عج) درد زيادي داشتم نمي دانم چرا احساس كردم نوري در مقابلم درخشيد امام خميني هم پشت نور بود نور نزديكتر شد. دستي بر شانه ام گذاشت سبك شدم گوئي تمام دردها از جانم بيرون رفت نور به من گفت:«پسرجان تو شهيد نمي شوي پس آن نور و امام از كنارم دور شدند نمي دانم چقدرگذشت اما وقتي چشمهايم را بازكردم روي تخت بيمارستان بودم. راوي : شهيدرنجبري @rastegarane313
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋 براي شناسايي به منطقه ي چنانه رفته بوديم. شرايط بسيار سختي بود. نه غذا به اندازه ي كافي داشتيم و نه آب. طلبه اي با ما بود كه سختي بر او بسيار فشار مي آورد و او از اين موضوع ناراحت بود و مي گفت: «من بايد خودم را بسازم.» يك روز او را بسيار سرحال ديدم، پرسيدم: «چه شده؟ اين طور سرحال شدي!» پاسخ داد: «ديشب وقتي استتار كرده بوديم، در خواب، صحراي وسيعي را در مقابلم ديدم و آقايي را كه صورتش مي درخشيد.» به احترام ايشان ايستادم و سؤال كردم «آقا عاقبت ما چه مي شود؟» فرمودند: «پيروزي با شماست ولي اگر پيروزي واقعي را مي خواهيد، براي فرج من دعا كنيد.» باز پرسيدم: «آقا من شهيد مي شوم؟» فرمودند: «اگر بخواهي، بله. تو در همين مسير شهيد مي شوي، به اين نشاني كه از سينه به بالا چيزي از بدنت باقي نمي ماند. به برونسي بگو پيكرت را به قم ببرد و به خانواده برساند.» اين طلبه وصيت نامه اش را نوشت و از شهيد برونسي خواست كه هر وقت شهيد شد، جنازه اش را به قم برساند. چند روز بعد دشمن متوجه حضور ما شد و ما را به گلوله بست. طلبه ي جوان شهيد شد و از سينه به بالا، چيزي از بدنش نماند. راوي : محمد قاسمي @rastegarane313
🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋 جاويدالاثران زهرايي راوي :كرامات شهدا منبع :كتاب تفحص بچه ها روزها خاك هاي منطقه را زير و رو مي كردند و شب ها از خستگي و با ناراحتي به خاطر پيدا نكردن شهدا، بدون هيچ حرفي منتظر صبح مي ماندند. يكي از دوستان معمولاً توي خط براي عقده گشايي، نوار مرثيه ي حضرت زهرا (س) را مي گذاشت و اشك ها ناخودآگاه سرازير مي شد. من پيش خودم گفتم: «يا زهرا (س)! من به عشق مفقودين به اين جا آمده ام، اگر ما را قابل مي داني، مددي كن كه شهدا به ما نظر كنند، اگر نه، كه برگرديم تهران...» روز بعد فكه خيلي غمناك بود و ابر سياهي آسمان را پوشانده بود. بچه ها بار ديگر به حضرت زهرا (س) متوسل شدند، هر كس زمزمه اي زير لب داشت. در همين حال يك «بند انگشت» نظرم را جلب كرد، خاك را كنار زدم، يك تكه پيراهن نمايان شد. همراه بچه ها خاك ها را با بيل برداشتيم و پيكر دو شهيد كه در كنار هم صورت به صورت يكديگر افتاده بودند، آشكار شد. پس از جستجوي خاك ها پلاك هايشان نيز پيدا شد. لحظه اي بعد بچه ها متوجه آب داخل يكي از قمقمه ها شدند و با فرستادن صلوات، جهت تبرك از آن نوشيدند. وقتي پيكرها را از زمين بلند كردند، در كمال تعجب ديدند پشت پيراهن هر دو شهيد نوشته شده: «مي روم تا انتقام سيلي زهرا بگيرم.» راوي : سيد بهزاد پديدار @rastegarane313
❤️پدر❤️ ➖➖➖➖ امروز روزِ توست‌و‌من‌بیشتر از همیشه به یادت‌هستم،چقدر سخت‌است‌این همه انتظار که‌بدانی آخرش هیچ نتیجه ای ندارد ،هنوز هم وقتی از پشت‌در صدایی‌می‌آید نا خود آگاه‌به‌سمت در می آیم و وجودت را حس‌می کنم‌،هنوز هم دوست دارم وقتی از راه می‌رسی دستانت‌را‌ببوسم و با یک‌خسته‌نباشید خستگی را‌ از بدنت بگیرم . اما سهمِ من از این همه دلتنگی تنها قاب عکس روی دیوار است که هر روز به آن خیره می شوم،از عطرت فضای خانه پر می شود وقتی با ۶عکست اُنس می گیرم .شاید تقدیر من این بوده که در چنین سنی و روزی تو را نداشته باشم،حاضرم هر چه که دارم را بدهم برای دوباره دیدنت ،به گمانم وقتی تو هستی زندگی حال و هوای دیگری دارد حتی اگر آه هم در بساط هم نداشته باشم، زندگی شاهانه ای را که تو پادشاهش نباشی را هرگز نمی خواهم ،دوستت دارم ،تو تمام محبتت را به من ثابت کردی و هیچ گاه من را درگیر عشق های پوشالی نکردی برای من هر روز، روزِ توست❤️ پدرم روزت مبارک ارسالی از خانم گرامی مهدیه صادقی مقدم
سلام و ادب «دلنوشته روز پدر» به پاس اولین بوسه ای که پدرم به رسم مهر در اوّلین ساعات تولد به گونه ام زد و به یاد سوزنده ترین بوسۀ آخر که من به رسم وداع به صورتش زدم، یادش را گرامی میدارم. روحت شاد و روزت مبارک پدر عزیزم ارسالی از خانم محترم زهره ظهیری استان همدان
🇮🇷🌴🌹🕊🌹🌴🇮🇷 گردان ذوالفقار ، لشگر هشت نجف اشرف شادی روح و و سلامتی رزمندگان 8 سال دفاع مقدس @rastegarane313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خواستم از خانه برم بیرون گفتم یه چک کنم ببینم همه چی سر جاشه نجابت:حاضر حیا:حاضر پاکدامنی:حاضر غرور:حاضر چادر:؟؟؟؟ چادرم میگه اگه همه حاضرند منم هستم وگر نه دور من یکی را خط بکش من آبرو دارم. ❤️چه کنم چادر است دیگر! بدون حیا جایی با من نمی آید...... @rastegarane313
🌼بسم الله الرحمن الرحیم🌼 نام زیبای پدر با سیم و زر باید نوشت برکت نان و نمک از همت والای اوست این چنین گویم که نامش تاج سر باید نوشت چقدر جای سوره ای به نام پدر خالیست که باید این گونه آغاز می شد قسم بر پینه دستانت که بوی نان میدهد و قسم بر چشمان نگرانت قسم به بغض فرو خورده که شانه کوه را می لرزاند و قسم به غربتت وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کنی پدر یعنی تکیه گاه فرزند تمام دنیا را بگردی هیچ کسی جز پدر غصه دار غم هایت نیست پس دنیا را به پایش بریز تا میتوانی دلش را شاد کن وبوسه بر دستانش بزن دوستش بدار چون پدر تنها کسی است که به تمام مشکلات لبخند می زند اما به اشکهای فرزند اش که می رسد مو سفید میکند و قامت اش خم میشود و پدر تنها کس است که با نگفتن غم هایش موهایش سفید میشود۰ 🌹 ارسالی از خانم محترم معصومه صفدری