ازاینکههیشکیدرکمنمیکنهرونمیتونمدرککنم
ازاینکهاَدایحالِ خوبارو درمیارم خودمم تعجب میکنم
که من چطور میتونم انقدرخوب نقش بازی کنم
آخه منی که اینقدر از درون داغونم
منی که بهم میگن چشم قشنگ درواقع نمیدونن
پشت این چشما چیا وجود داره یا چه دردایی کشیده و چه اشکایی ریخته
از اینکه هرشب هرگوشه اتاقم باوجود اشکام ؛سیل بارونه غمگینم...
ولی چرا هیشکی نمیاد بگه چته؟
چرا انقد پستات غمگینه
چرا پروفات دپه
چرا چشات قرمزه
چرا بالشت خیسه
چرا کم حرف شدی
چرا حالت بده
چرا نارحتی
چرا همش بی حوصله ای
چرا....؟
چرا کسی نیس...؟:)
ولی خب اگه منم..!
یکیو داشتم که میدونستم؛
حالم واسش مهمه،
شاید هیچوقت غمگین نمیشدم:))