۵ مرداد ۱۴۰۳
و فهمیدم سطح کار من یذره با فضای اصولی اونجا متفاوته؛
چون اتفاقا من اصلا مقید به تناسب و یکدستی نیستم
۵ مرداد ۱۴۰۳
۵ مرداد ۱۴۰۳
۵ مرداد ۱۴۰۳
شاید خنده دار بنظر بیام،
ولی اصلا قصد درست کردن این نقص هارو ندارم.
چون میدونم کارایی که میکشم اصلا نظاممند نیستن و همیشه بخشی از کاراکتر قراره بزرگتر دربیاد و... یجور کینک دارم نسبت به این چیزا.
۵ مرداد ۱۴۰۳
با شرکت تو این تورنومنت، مصممتر شدم.
چون همه از نورپردازی و تمیزی کلی کارم راضی بودن و مشکلشون سر آناتومی و خلاقیت بود. (هرچند خلاقیت هم هنوز نتونستم هضم کنم که چراا🌚)
۵ مرداد ۱۴۰۳
و اگه یه تورنومنت بزارن و بگن که یه جاینتس بکشید، من قطعا توش مقام اولو میارم🌚
که البته همچین تورنومنتی قرار نیست وجود خارجی داشته باشه🥱🥱🥱🥱
۵ مرداد ۱۴۰۳
۵ مرداد ۱۴۰۳
۵ مرداد ۱۴۰۳
۵ مرداد ۱۴۰۳
کاملا هم مطلعم که چقدر با حرفام بقیرو ناراحت کردم. چقدر از خودم چهره یک آدم عقدهای و سفت و انتقادناپذیر بروز دادم. چقدر میسا، ماریوس، آرتی و آپادا ازم شاکی شدن..
و دیگه قرار نیست در خاطرشون اون آدم سابق بنظر بیام...
خلاصه که
کاش گوشیم میترکید، شارژرش میپوکید، دست من میشکست،
اون حرفارو نمیزدم💔
۵ مرداد ۱۴۰۳
۵ مرداد ۱۴۰۳