eitaa logo
✨آموزش زبان رایگان✨
1.5هزار دنبال‌کننده
823 عکس
408 ویدیو
39 فایل
اینجا میتونی کلی مطلب رو خیلی راحت یاد بگیری✨️ اگه همیشه نیمه کاره آموزش زبان رو رها میکردی اینجا برای توست😍 آموزش برای کودکان و بزرگسالان کاملا رایگان ✨️دارای مدرک تافل بین المللی و روشهای نوین تدریس در آموزش زبان هستم.✨️ ✨️ارتباط با من✨️ @Z_zonnor
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 Always (همیشه) ✅ مثال: I always brush my teeth before bed. من همیشه قبل از خواب دندان‌هایم را مسواک می‌زنم. 🟠 Usually (معمولاً) ✅ مثال: She usually drinks coffee in the morning. او معمولاً صبح‌ها قهوه می‌نوشد. 🟢 Often (غالباً) ✅ مثال: We often go to the park on weekends. ما غالباً آخر هفته‌ها به پارک می‌رویم. 🔵 Sometimes (گاهی‌اوقات) ✅ مثال: He sometimes forgets his keys. او گاهی‌اوقات کلیدهایش را فراموش می‌کند. 🟣 Never (هرگز) ✅ مثال: They never eat fast food. آن‌ها هرگز غذای فست‌فود نمی‌خورند. https://eitaa.com/Rayeganzaban
Good morning! 🌞 Wishing you a day full of peace, productivity, and positive energy. Let’s make today count. 💫 صبح بخیر! 🌞 براتون روزی سرشار از آرامش، بهره‌وری و انرژی مثبت آرزو می‌کنم. بیاید امروز رو به بهترین شکل ممکن بسازیم. 💫
خدایا شکرت که همه ترسهای مرا میگیری و شجاعت و پاکی و توکل در همه امور بمن عطا میکن✨🌸 God, thank You for taking away all my fears and granting me courage, purity, and complete trust in every matter.” ✨🌸 https://eitaa.com/Rayeganzaban
امیدوارم حالتون عالی باشه خودتون میدونید آموزش زبان بدون تکرار و تمرین بدون فایده ست... نه فقط آموزش زبان بلکه هر آموزش دیگه ای...🤓
به همین دلیل تصمیم گرفتم مطالبی که در کانال تا الان آموزش دادم رو باهم تمرین کنیم🤩
مرور درس اول
این تصویری هست که برای مرور که قبلا تو کانال آموزش دادم دیشب براتون ساختم.✨🌸 کلمات و تصویر هستن. معنی هاشون یادتونه؟ https://eitaa.com/Rayeganzaban
اگه درس اول یادت رفته روی هشتک بزن تا برگردی معنی ها رو ببینی😍 چندروزی رو برای مرور مطالب قرار میدیم که مطالب کانال براتون کارایی بیشتری داشته باشه👌
Sara decided to abandon her old house on a cold morning. Her jealous cousin called the choice foolish, but Sara replied with calm tact. She made an oath to return one day and fill the vacant rooms with laughter and new memories. --- فارسی سارا یک صبح سرد تصمیم گرفت خانهٔ قدیمی‌اش را ترک کند. پسرعموی حسودش او این تصمیم را احمقانه خواند، امّا سارا با تدبیر و آرامش پاسخ داد. او قسم خورد که روزی بازگردد و اتاق‌های خالی را با خنده و خاطرات تازه پر کند. https://eitaa.com/Rayeganzaban
مرور درس اول👆با قصه و کاربرد لغات در متن
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
صوت مرور قصه درس اول https://eitaa.com/Rayeganzaban