هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
پاشو بیا تا پارت بعدیشو بخونیو از خنده قش کنی ✨☕️
شونه بالا انداختم
- برای همین استاااد شدی
خندید و دنده رو جا به جا کرد
+ خب اینجا رو نگاه کن
لـ...بمو گاز گرفتم
اوفف رگای دستشو نگاه کننن
چقد این خوبههه🥣🧘♂
ننههه
- خب مثلا که چی اینجا رو نگاه کنم اقای خاکشیر ؟🍪🥛
ریز خندید
+ خاکشیر خودتی ، نگاه کن یاد بگیر
یه دفعه جیغ زدم✨🩰😂😂
⊱–––– .⊰ 𖧷 ⊱. ––––⊰ https://eitaa.com/joinchat/1796867070C1fe8232272
اهورااا بیچاره ی بدبخت شدد رفتت الهی😭🤣❌
تا ساعت 24 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- جرمت چیه دختردایی؟!
با پررویی ز.b.ون در آوردم:+ بتوچه..
جا خورد و اخم کرد:
- من پلیسم بچه جان..
شونه ای بالا انداختم :
+ هرخری ک میخوای باش..
نیشخندی زد:
- میدونستی ز.b.ون درازی جلوی پلیس جرمه؟! دلت آب خنک زندان میخواد؟
بغ کردم و آروم ل.ب زدم:
+ فقط چندتا شیرینی و پشمک برداشتم.. خیلیم خوشمزه بود دلت بسوزه..
قهقهه ای زد:
خیلی خب خانوم دزده ..مجازاتش اینه که عقدت کنم تا لپای قشنگت ک با آبنبات شیرین شده رو بکشم🥹🎀🍭
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- اگه دستبندمو باز نکنی جیغ میزنمم
جناب سروان کلافه گفت:
+ باز نمیکنم تا رئیس بیاد..
جیغ زدم:
- رئیست چه خریه دیگه؟! باز کن اعصاب ندارماا
اینو گفتم که مرد کت شلواریِ آشنایی رو توی چهارچوب در دیدم و حرفمو خوردم که نیشخندی زد:
+ من خرم دختردایی؟! جرمت چیه هوم؟
سرمو پایین انداختم و سروان با خنده گفت:
- قربان دزدیدن پشمک و آبنبات..🥰🤣🍭
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 6 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸