💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/RayeheyDal/72660
عطرین جنگ که میشد پیش مقدمه ظهور حالت فرقی نداره پزشکیان یا جلیلی اینجا پزشکیان هیچ کتدست اون فقط مسئول رسیدگی به قیمت ها و صرفه جویی تو ایناست که ریده تو همینا چه برسه از جنگ هم کار داشته باشه الان عراقچی کار و خراب کرده
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
پیش زمینه هست آره ولی نه این که یه دفعه برسه به توافق💔 نه اینکه آقا شهید بشه
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/RayeheyDal/72662
عطرین اصلا منو نمیخوان که جرعت داشته باشم نرم ولی اگه بخوان با سر میرم
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
منم همینطور
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/RayeheyDal/72671
عطرین نزاشتن نیرو های مسلح بزنن یا خودشون نزدن ؟
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
نذاشتن... سر حاج قاسم نذاشتن که رسیدیم اینجا
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/RayeheyDal/72677
دلم میخواد جفت پا برم دهن عراقچی تو بسا برو واسه دخترت تو بهترین تالارا تولد بگیر هی زن طلاق بده یکی دیگه بگیر تو رو جه به سیاست
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
هعی خدایا
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
امروز اولین روزی بود که من واقعا یکم گرمم شد یعنی مثلا امروز اینجوری بود که یکم تحرک داشتی واقعا عرق میکردی بعد هیچیدیگه برقمون رفت
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
وای وای قطعی برقم شروع شد
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
حرفاتون خنده داره خدای من😂😂😂🤣🤣🤣🤣
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
کجاش خنده داره
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
سلام بر ریحانه سادات عزیزم، دختری که فراتر از سنش بود. او ۱۴ سال داشت ولی در اخلاق و رفتارش روحش بزرگتر از سنش بود. ریحانه از ابتدا شهید بود و بوی بهشت میداد. ریحانه سادات قصه ما در کلام مادر بزرگش اینگونه توصیف میشود: «ریحانه من از ابتدا بوی بهشت میداد.»
سلام بر ریحانه سادات شهید که حافظ قرآن بود. سلام بر ریحانه سادات شهید که بسیار کتابخوان و درسخوان بود. او در مدرسه استعدادهای درخشان درس میخواند و زرنگ و باهوش بود.
او رفیق شهیدش شهید آرمان علیوردی بود. او جمله «رفیق شهید شهیدت میکند» را معنی کرد و خود گواه روشن این جمله شد.
اما این دختر فعال و پرتلاش و درسخوان که آرزوهای زیادی برای آیندهاش داشت، در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ و در ساعت ۲۳:۵۵ دقیقه شب توسط شقیترین افراد عالم به شهادت رسید
اما او به هنگام شهادت تنها نبود. به همراه ۶ عضو از خانوادهاش به شهادت رسید. پدرش دانشمند هستهای بود و تنها جرم او و خانوادهاش این بود که ایرانی، مسلمان و عاشق وطن بودند. این نشان میدهد که دشمن ترسو و بزدل از نسل شهید سید مصطفی ساداتی ارمکی هم ترس داشت که او را به همراه خانوادهاش به شهادت رساند.
ای ریحانه ساداتم! در داغ تو همین بس است که ۱۷ روز بعد از تولد ۱۴ سالگیات به شهادت رسیدی. ما با خون تو عهد میبندیم که راهت را ادامه دهیم و انتقام خون تو و رهبر شهید و دیگر شهدا را از آمریکا و اسرائیل بگیریم. تو جسمت از میان ما رفته است اما روحت همیشه و در همه حال ناظر ماست.
ما صبر زینبی داریم و بر پیکر شهدایمان میگوییم: «ما رأیت الا جمیلا.»
تو الان در مقام شهید هستی و «عند ربهم یرزقون» شدهای. دستت برای کمک کردن و دعا کردن برای پیروزی ما و عاقبتبهخیری ما بازتر است. ما را از دعای خیرت بینصیب نگذار.
ما باید علم افتاده از دست تو را بلند کنیم و بدانیم که این شهادتها ما را ضعیف نخواهد کرد، بلکه راه و مسیر شهدا پر قدرتتر از قبل ادامه خواهد داشت.
به قول شهید نصرالله: ما به شهدایمان نمیگوییم خداحافظ، بلکه میگوییم به امید دیدار.
پیامی به دشمن دارم از طرف وارثان خون ریحانه سادات ۱۴ ساله و دیگر شهدا: ای دشمن ترسو! بدان ما از آرمانهای خود دست نمیکشیم و پرچم ایران را زمین نمیگذاریم و هرگز تسلیم نمیشویم. پرچم ایران فقط زمانی پایین میآید که بخواهد روی پیکرمان قرار بگیرد، که در آن زمان هم کسانی هستند که پرچم و علم افتاده از دست ما را بلند کنند. این کشور کشور زینبها و عاشوراییهاست. ایران حسین تا ابد پیروز است.
ما راهت را ادامه میدهیم، ریحانه ساداتم.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
⏱ساعت: ۱۵:۵۳:۵۷
⏰تاریخ: یکشنبه خرداد ۱۴۰۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
طراحی و کدنویسی : @Im_Azad
🆔 @harf_n
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/RayeheyDal/72687
آیت الله بهجت چشم برزخی داشتن 🥲
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
بله بله 🥲
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/RayeheyDal/72670
همه چیز از اون بامداد لعنتی ۱۳ دی ۹۸ شروع شد کاش اون روز به بعد رو میمردم و نمیدیدم که تا اینجا کشیده شد 🙂
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
واقعا همه چیز از اون جمعه شروع شد((:
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/galleryhora
عطرین محصولات اینجا را نگاه کن خیلی چیزای خوشگلی میزارند
البته تازه شروع به کار کردند ولی خیلی کاراشون خوشگله
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
آره قشنگن
💬 | #پیام_جدید
متن پیام:
https://eitaa.com/RayeheyDal/51754
بالاخره باردار بودی یانه؟😂💘
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
⏱ساعت: ۱۷:۳۳:۰۸
⏰تاریخ: یکشنبه خرداد ۱۴۰۵
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
طراحی و کدنویسی : @Im_Azad
🆔 @harf_n
هدایت شده از [𝗦𝗲𝗹𝗲𝗻𝗲|سِلنِـہ]
شب عروسی داییم بیرون تالار منتظر بودم تا ........
سعید رو دیدم داشت میومد نزدیک تر ، وقتی نزدیکم شد با خنده مسخرش گفت مبارک باشه عروس خانم فکر کردی به همین راحتیا میتونی بری زندگی کنی گفتم بد میبینی!
چاقو از جیبش درآوورد اومدم جیغ بزنم دستشو گذاشت رو دهنم گفت: صدات دربیاد میکشمت!!😥😥😥
یالا راه بیوفت ، داشت من رو میبرد سمت ماشینش کفش پاشنه بلند پوشیده بودم هولم داد گفت : زود باش پام پیچ خورد افتادم زمین دستشو انداخت دوطرف شالمو گرفت تو دستش منو کشید زمین تا ماشینش داشتم خفه میشدم نمیتونستم داد بزنم نفسم درنمیومد 😭😭
تا این که ...............
قشنگترین سرگذشتی هست که معرفی کردم😍
یه سرگذشت پر ماجرا که هر چی بخونی ازش سیر نمیشی
عضوگیریش محدوده، پس زود عضو بشین که پاک میشه👇
رمانی که تو ایتا ترکونده 🙈❤️
رمان خوناااا کجایید؟
زودی بیا تا رمانو از دست ندادی👇😉
https://eitaa.com/joinchat/253888005C42d5eeedfc