eitaa logo
دانلود
این عکسو دیدم جیگرم سوخت...،اون موقع هر چهارتاشون زنده بودننن،البته ی بچه دیگم بود ک اون اینجا مرده.. الان ازین عکس فقط ۱ نفر زندس😭😭😭💔💔💔💔
این بچه نِروئه،همونی ک گفتم مرد بعد مامانش خوردش_ میخوام بشینم خون گریه کنم
یچیز غمناک دیگه لورنزو و لورنزا رو چن وقت پیش گذاشته بودیم پیش هم،بعد اینا هی با هم دعوا میکردن ولی وقتی میخواستن بخوابن پیش هم میخوابیدن:)
تقدیمی پانزدهم برای آیهان
اینو خودم جواب میدم با اجازه خب راستش جناب لورنزو ب دلیل علاقه وافری ک ب قهوه داره،تقریبا همه کافه های شهرو گشته تا بهترین و با کیفیت ترین قهوه رو پیدا کنه،و ی روز ک میره ب ی کافه جدید،بانو جولیتا رو میبینه ک خیلی متین و با وقار نشسته و داره قهوه و کیک میخوره،و خیلی رندوم فال این لاو میشه(عشق در نگاه اول)البته ن حالا خیلیی رندوم،چون قهوه های اون کافه خوب بود،لورنزو چن بار دیگه هم میره اونجا و با جولیتا روبرو میشه و میفهمه پاتوقشه،واسه همین هم صحبت میشن و اینا بعد اره خلاصه..