💢اشتباه نکنید
اسرائیل بیشتر از اینکه از قدرت موشکی ما بترسه از بچههای پوشکی ما میترسه...!
☕️ @Razee_man
▪️شوخیشم زشته
درحالی که هرشب خیابان ها مملو از مردم انقلابی است و پنجه هایشان گردن اغتشاشگران را گرفته است، صدا و سیما گزارش پرس تی وی از شروط #آتش_بس را تلویحا تایید میکند.
در گلوی مردم انقلابی را بغضی سنگین و قدیمی گرفته، راه فریادمان را هم کاغذ های مچاله شروط آتش بس و بند های مذاکرات بسته است.
☕️ @Razee_man
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹در این روزهای سخت، سرمایههای ایران در بغل مادر و روی شانه های پدر، با معصومیت کودکانهشان شبهای تاریخی ایران را رقم میزنند.
🔹با نگاه کودکانهاش به این جهان نگاه میکند و با دستانی کوچکش امید را زنده نگه میدارد.
🔹شاید مادر نمیداند وقتی پرچم را در دست کودکش میگذارد، چگونه بذر حب وطن را در قلب کودکش قرار داده است.
🔹روزی که فرزندان آنها بزرگ میشوند، نگاه مادران به جوانانی با قلبی ریشه بسته در وطن خواهد افتاد.
☕️ @Razee_man
«... دیگر چیزی برای گفتن نمانده است جز آنکه ما خسته نشدهایم و اگر باز هم جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد، ما حاضریم. میدانید زندهترین روزهای زندگی یک مرد آن روزهایی است که در مبارزه میگذراند و زندگی در تقابل با مرگ است که خودش را نشان میدهد.»
☕️ @Razee_man
حالاٰ اگر بودی؛ سیبِ لطیف و سُرخی میشدی، از یقهی قنداقهات بوی شامپوی فیروزه بیرون میریخت و عاٰفیت از حمامِ ده روزهات، شیر داغ را از سینهی امّیدوارِ مادرت هورت میکشیدی. مادرت با چَشمانی که از آرزوهای دراز میدرخشید، کنارت، روی آرنج یک دست یله میشد تا با نگاهش مزه مزهات کند و انگشتِ سبابهاش را روی ابروهای تُنُک و بورت میکشید و به پدرت میگفت:«ببین چِقَدَر شکلِ تو شده!»
حالا اگر بودی، نَرم نرم صورت میگرفتی. اینکه شبیه به چه کسی هستی دیگر پیداٰ و پنهان نبود و میتوانستی علاوه بر شنیدنِ صدا، چند فِرِیم سایه و قابِ محو و ابرگرفته از چهرهی خندانِ مادرت که رویت نیم خیز شده تاٰ کاکلِ نرمت را ببوسد، ببینی. حالا اگر بودی، روی شانهها تاب میخوردی تا آروغَت را بگیرند و بعد لاٰبد یک سرهمیِ نوی پسرانه تنت میکردند و بعنوان غنچهی عیدانه میخواباندنت کنارِ هفت سین. تو سنبلِ نورسیدهی گلدانِ خانهی مادرت بودی مجتبی. اگر بودی پدرت به شکرانهی بودنت، به یُمن اوّلین نوروزت، پرِ قنداقه یا زیر بالشتک کوچکت که طرحِ زنبور و عسل دارد اسکناس نو میگذاشت و آرزو میکرد آنقدَر باشد که ببیند قد کشیدهای..
حالا ولی گُلدان شکسته، آرزوهای دراز توی مردمکِ چشمان مادرت خاموش شده و شیر از سینهی سردش رفته، جای خالی خانهتاٰن در کوچه که از آن فقط مشتی خاک مانده توی ذوق میزند، پدرت عمرِ دراٰزش را بعد از تو نفرین میداند و تو نیستی تا بفهمیم بلاخره شکلِ چه کسی شدهای..
🖊هاشمی
☕️ @Razee_man
_ مامان میشه خطکش صورتیمو امروز ببرم؟
+ نه دخترم.
_ مامااااان. چرا خب؟ خوااااهش میکنم.
+ قول میدی صحیح و سالم برگردونیش؟
_ قول. قول قول.
📍مدرسه شجره طیبه، میناب
☕️ @Razee_man
▪️در دل سربازی که روزها به شوق شهادت گام برمیدارد و شبها به امید وصالِ حماسهای که مادر در گوشهایش خوانده چشم میبندد، چه چیز میتواند دلیل هراس شود؟
▪️و برای شانههایی سنگین از غم و تنی خسته از سالها دویدن چه پناه و مأمنی جز «خاک وطن»، و چه مقصدی برتر از آرامش آغوش مادری وجود دارد؟
▪️حالا وطن است که فرزندان حماسهساز را جایی بین انحنای خطوط سرزمین و کران آغوش مادر رشد میدهد و به سان مادری دلسوز فرزندان خود را در آغوش می گیرد.
☕️ @Razee_man
از چه
میترسانیام
ای عشق
از اندوه فردا؟
هرچه
بادا باد؛
میدانی
که میمانم
به پایت...
☕️ @Razee_man
🖇دختر است دیگر...
ساعت از یک گذشته بود که ماشینی در زیر میدان امینی بیات ایستاد، دقت که کردم دختر کوچولویی از پنجره به بیرون سرک میکشید و انگار منتظر کسی بود. کمی که گذشت یکی از موتورهای گشت کنار ماشین توقف کرد، بلافاصله بعد از ایستادنش دخترک نزدیک بود خودش را از پنجره به بیرون پرت کند.
پدرش سریع بغلش کرد و قربان صدقهاش رفت. با مادر دخترک که صحبت میکردم میگفت بیشتر از یک هفته است از حضورشون محرومیم و قبل از آن هم کل روز را نبودند.
دخترکش تازه یاد گرفته بود ناز کند و با شیرین زبانی دل پدر را ببرد، دختر است دیگر روز و شب نمیشناسد و در هرساعتی دلتنگ حضور پدر میشود...
☕️ @Razee_man
اشتیاقِ به آغوش کشیدن
اجسام مردمان پاکی که
به تیر باطلترین حکومت زمان
کشته شدهاند، خاک را به تلاطم انداخته است و زمین در پی معنا قلبش را گشوده است.
☕️ @Razee_man
در اندوه پیکر پاره پاره اش میسوزیم و قلبمان تکه تکه است و آن چنان وجدانمان درد میکند که گویی میخواهیم زمین دهان باز کند و ما را ببلعد که چرا برایت بیشتر و بهتر کار نکردیم.
مزدوران گفتند و نوشتند او دیکتاتور است و در پناهگاه مخفی است و واقعیت را انکار کردند و عدهای کور دل هم باور کردند.
اماممان با همهی آنچه شنید، از تمام خواسته هایش گذشت برای امتش و خون او این چنین مردم غیور ایران را در خیابان ها پرشور و منتقم نگه داشته است.
او خواست که با خونش پرچم اسلام را برافراشته کند و انقلاب را به ثمر نزدیک کند...
پ.ن: تصویر ساخته شده توسط هوش مصنوعی
☕️ @Razee_man