از چه
میترسانیام
ای عشق
از اندوه فردا؟
هرچه
بادا باد؛
میدانی
که میمانم
به پایت...
☕️ @Razee_man
🖇دختر است دیگر...
ساعت از یک گذشته بود که ماشینی در زیر میدان امینی بیات ایستاد، دقت که کردم دختر کوچولویی از پنجره به بیرون سرک میکشید و انگار منتظر کسی بود. کمی که گذشت یکی از موتورهای گشت کنار ماشین توقف کرد، بلافاصله بعد از ایستادنش دخترک نزدیک بود خودش را از پنجره به بیرون پرت کند.
پدرش سریع بغلش کرد و قربان صدقهاش رفت. با مادر دخترک که صحبت میکردم میگفت بیشتر از یک هفته است از حضورشون محرومیم و قبل از آن هم کل روز را نبودند.
دخترکش تازه یاد گرفته بود ناز کند و با شیرین زبانی دل پدر را ببرد، دختر است دیگر روز و شب نمیشناسد و در هرساعتی دلتنگ حضور پدر میشود...
☕️ @Razee_man
اشتیاقِ به آغوش کشیدن
اجسام مردمان پاکی که
به تیر باطلترین حکومت زمان
کشته شدهاند، خاک را به تلاطم انداخته است و زمین در پی معنا قلبش را گشوده است.
☕️ @Razee_man
در اندوه پیکر پاره پاره اش میسوزیم و قلبمان تکه تکه است و آن چنان وجدانمان درد میکند که گویی میخواهیم زمین دهان باز کند و ما را ببلعد که چرا برایت بیشتر و بهتر کار نکردیم.
مزدوران گفتند و نوشتند او دیکتاتور است و در پناهگاه مخفی است و واقعیت را انکار کردند و عدهای کور دل هم باور کردند.
اماممان با همهی آنچه شنید، از تمام خواسته هایش گذشت برای امتش و خون او این چنین مردم غیور ایران را در خیابان ها پرشور و منتقم نگه داشته است.
او خواست که با خونش پرچم اسلام را برافراشته کند و انقلاب را به ثمر نزدیک کند...
پ.ن: تصویر ساخته شده توسط هوش مصنوعی
☕️ @Razee_man
بچه ها که میروند پیش دبستانی،
مادر و پدر با ذوق برایشان لوازم تحریر میخرند؛مداد رنگی،دفتر نقاشی،گواش و آبرنگ.
مربی با گواش روی صورتشان طرح پروانه میکشد؛ قلمو گونههایشان را قلقلک میدهد و لپ هایشان رنگی رنگی میشود.
اما ضحی دیشب گونه هایش سرخ بود،
سرخی خون صورتش را نقاشی کرده بود.
کاش ضحی دوام میآورد تا دوباره روی گونه هایش پروانه میکشیدند.
با صورتی خونی و بی جون افتاده بود روی پله های مدرسه...😭
پ.ن: شهادت امیرعباس [۳ساله] و ضحی [ ۶ ساله] در بمباران دیشب تهران
#شهید_کوچک
☕️ @Razee_man
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تشییع شهید بدون خانواده💔
میگویند نوه مغز بادام است، شیرین است... امروز بهتر از هر وقت دیگر معنی این جمله را فهمیدم!
همین چند روز پیش بود که خانوادهاش در همین خیابان تشییع شده بودند و حالا محمدحسینی که از خانواده جامانده بود به خانوادهاش رسید؛ پدربزرگ از اول مسیر کنارش نشست تا نبود پدر را حس نکند، با او حرف زد تا تنها نباشد...
☕️ @Razee_man
ما فرزندانمان را
به پناهگاه نمیبریم…
آنها را به میدان میآوریم؛
چون در مسیر حقیقت تردیدی نداریم.
☕️ @Razee_man
🖇پسر بچه است و شیطنتش
سحر بود، گویی که خواب نداشتند... به دنبال هم میدویدند و صدای زندگی صحن را پر کرده بود، در کنار پناهِ ایران حالشان خوب بود..!
هر کدامشان از همان اسباببازیهای معروف حرم را داشتند و با تمام توان پرتابش میکردند، در عالم بازیهای کودکانهی خود برای هرکدام اسمی انتخاب کرده بودند. اسمهایی آشنا که امروز شدند تمام رویای پسران این سرزمین؛ یکی موشک سجیل بود و دیگری جنگندهی ایرانی... بازیشان اوج گرفت و در پی گرفتن اف ۳۵ بودند. نگاه ازشان گرفتم و به گنبد طلایی دوختم.
پسران ما از کودکی با رویای جنگیدن در راه وطن بزرگ میشوند...
☕️ @Razee_man