eitaa logo
رازقی🕊~
81 دنبال‌کننده
754 عکس
34 ویدیو
2 فایل
جوانه زده گلدان کوچک ” یاسم ” دلم کمی بهار می‌خواهد‌ نمی‌آیی🪻؟ 404/3/6 _ برای بعضی روزها، محتوا دارم. ✧ بنویسیم،بشنویم،حرف بزنیم؛ و قلبمون رو از انبوه رازقی ها پرکنیم! ✔️با احترام اینجا یه کُنج دخترونه ست.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌃 هرگاه بنده ای به نماز ایستد فکر و دلش متوجه خداوند متعال باشد... 🪽
سینه مالامال غم،حاجت به گفتن نیست.
اشتباه میکنی تو را نه به روی دست تشیع نکردند بلکه به روی انبوه اشك ها و خون دل و دلتنگی تشیع کردند.
رازقی🕊~
«رقصِ سرخ در آغوشِ خورشید» در آن روزهای گرم و شیرینِ تابستان، گوجه‌فرنگی‌های کوچک و گرد، در سبدی از جنس مهربانی، در انتظارِ معجزه‌ای بودند. آن‌ها می‌دانستند که قرار است به چیزی بسیار زیباتر تبدیل شوند. وقتی چاقوی نقره‌ای، آرام و با مهربانی، بر پیکرشان لرزید، آن‌ها نرفتند؛ بلکه گویی در حالِ باز کردنِ گلبرگ‌های خود بودند تا قلبِ سرخشان را به دنیا نشان دهند. سپس، دانه‌های نمک مانند ذراتِ درخشانِ ستاره‌ها، بر تنشان نشستند تا آن‌ها را با کمی رنج، آماده‌ی یک سفرِ جادویی کنند. آن‌ها را بر سینی‌های پهن، زیرِ آسمانِ آبی و در آغوشِ گرمای خورشید گذاشتند. گوجه‌ها در سکوت، در حالِ خوابیدن بودند؛ خوابی شیرین که در آن، خورشید با بوسه‌های گرم خود، از آن‌ها آب‌های اضافی را می‌گرفت و در عوض، به آن‌ها رنگی از جنسِ غروب می‌بخشید. سپس، وقتی همه با هم یکی شدند، در قابلمه‌ای کوچک، با شعله‌ای ملایم، شروع به رقصیدن کردند. آن‌ها در آن گرمای آرام، دیگر جدا از هم نبودند؛ همگی در هم تنیده شده بودند، مثلِ یک رنگِ واحد و جادویی. وقتی دوباره زیرِ آفتابِ مهربان قرار گرفتند، دیگر آن میوه‌های کوچک نبودند؛ آن‌ها حالا «ربِ خانگی🍅» بودند؛ یک بوسه‌ی سرخ و خوش‌طعم از لبخندِ مادر، که قرار بود در هر سفره‌ای، گرمای عشق را پخش کند.
ممنون از رنگ نارنجی که تصمیم گرفت روی پارچه صورتی رنگ بشه. رنگ نارنجی تصمیم گرفت بیرون مرز های مشخص شده نارنجی باشه و محدودیت ها رو دور بزنه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا