اگه کاری هست که باید انجامش بدی انجامش بده نگو بعدا بعدا،ایمان داشته باش که از اسراف وقت توی فجازی[فضای مجازی] چیزی بدست نمیاد که بهره مندت کنه،جز اینکه یه غصه دیگه بیاد رو غصه های دلت،غصه از دست دادن فرصت،غصه از دست دادن وقت، و قصه از دست دادن عمر ..
اگه بیدارید یه آیت الکرسی بخونید فوت کنید به ایران،جنوب،مردم، رزمنده ها ان شاءلله که دست ناپاک اون دشمنای بد ذات ازمون دور باشه.
رازقی🕊~
آخر شب که بشه میام میگم که همه چی اونقدرا که من نگران بودم نبود. ۱۸:۴۳
خداروشکر بابت هر حالی::)
☁ هیچ بنده ای نیست که به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد،مگر...
#در_پیشگاه_نور🪽
کتابی که امروز بالاخره تمومش کردم،
کتاب ~> «مرثیه ابوعتا» بود.
نوشته آقای سعید محمدی.
کتاب راجب ابوعتاهیه جوانک کوزه گری هست که طبع و تغزل شعر و شاعری داره اون فریفته و دلشیفته دخترکی از اشراف میشه اما پدر دختر دل به رضایت نمی ده و قلبش میمونه توی پوست گردو، روزگار میچرخه و به بزم شعر هارون راه پیدا میکنه و دوباره روزگار میچرخه و تبعید میشه به زندان اونجاست که از سیاه چال و اتاقک تحت حفاظت زندان صدای مناجات ظریفی رو می شنوه،بله ابوعتاهیه در زندان دل به محبت،کرامت،فضل و عبادت امام کاظم علیه السلام میبنده.
به آخرین سطر های کتاب که رسیدم اشک درون گودی چشمم حلقه حلقه جمع شده بود و مژه هام از اشک دیده تر شده بود.
در کل کتاب کوتاهی بود که میشه توی یکی دو روز خوند و بعد برای غربت هفتمین اماممان دل خون شد.
هرچند که من دوستداشتم بیشتر راجب امام بشنوم اما نویسنده فقط به نقل شنیده ها و دیدها بسنده کرده بود.
#از_کتبی_که_خوندم