522.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخ آخ آخ
دلت میخواد تیکه پارشون کنی. 😂
آقا نکنید دیگه، این چه وضع مطالعه کردنه.
.
https://eitaa.com/Rbook_ir
دارم برای #کتاب_درمانی و موضوعات اولیش کار و تموم میکنم.
.
امشبم درباره چالش بهتون توضیح میدم.
کتابای نماز باحالتون و آماده کنید که میخوایم شروع کنیمـ....
📪 #پیام_شما
سلام
شب بخیر
ما هایی که کتاب نداریم، چجوری تو چالش شرکت کنیم ؟!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🤓: سلام به شما.
خوب چرا ندارید، برید بگیرید😁
جدای از شوخی، برای شرکت توی هر چالش کتابخوانی، باید کتاب را داشته باشید.
نهایتا میتونید از همون تیکه هایی که من میذارم استفاده کنید که میشه خلاصه ای از این کتاب.
ولی کتابهایی مثل نماز باحال که داستان مانند هستن، آدم با خوندنش بیشتر انس میگیره تا با خلاصش ولی بی فایده برای شما هم نیست....😎
#انگیزشی
پله های ترقّی را با آرامش طی بزن.
✏️ ادمین
https://eitaa.com/Rbook_ir
دیروز یه مسابقه تو اینستاگرام داشتیم، یه کتاب خوب هدیه دادیم.
اینجا هم میخوام یه مسابقه بذارم ولی بعد از ظهر که بچه مدرسه ای ها هم اومده باشن.
📪 #پیام_شما
این موضوع سواد رسانه که توی برگه هه نوشتین...😁
بجز کتاب والدین بروز کتاب دیگه ای هم هست که معرفی کنید؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🤓 : سلام. خیالتون و راحت کنم، توی طرح کتاب درمانی قرار نیست یک کتاب معرفی کنیم و بریم، قراره کتابهای زیاد، با مخاطبین و نوع نوشتار متفاوت و معرفی کنیم.
بعد بگیم هر کسی با چه ویژگی کدوم کتاب و بخونه.
هر کتاب جدیدی هم توی اون موضوع اومد را بهشون اطلاع بدیم.
(این قدم اوله که إن شالله اواخر آذر ماه رونمایی میشه.)
✂️ #برش_کتاب
.
ژنرال به آواز گوش میداد و همزمان میکوشید معنایش را درک کند. مثل بقیه آوازی حزین و باوقار بود.
خدانگهدار، خدانگهدار...
ژنرال اندیشید شاید همقطاران کشتهشدهاش را یادآوری میکند.
یکی از ملاقاتکنندگانی که پیش از حرکت به دیدنش آمده بود به او گفته بود که آلبانیاییها اغلب به افتخار همرزمانشان آواز میخوانند. ژنرال با خود گفت: کسی چه میداند این کارگر پیر چه فکرهایی در سر دارد. اینجا و آنجا قبرها را میشکافد و از آنها یادگارهای جنگ را جمعآوری میکند... بیشک پیرمرد از او بیزار بود. ژنرال نفرت را در چشمانش میخواند، جز این هم نمیتوانست باشد. آنها دو دشمن خونی بودند که به این کار گماشته شده بودند، مثل دو گاو که به یک یوغ بسته شوند. یکی سیاه و آن یکی هم سیاه. شادی یکی غم دیگری را به دنبال داشت. گورکنی که شش روز در هفته گور میکند و روز هفتم بنا میکرد به آواز خواندن؛ ژنرالی که شش روز همان کار را میکرد اما روز آخر هفته نه میتوانست بخواند و نه بلد بود.
ژنرال لحظهای کوشید تجسم کند! چه آوازی ممکن است جمعآوری سربازهای مرده را نشان دهد و بعد، با حسرت و اندوه سر تکان داد.
البته هیچ آوازی، مگر نعرهای از سر وحشت ...
.
📚 ژنرال ارتش مردگان
https://eitaa.com/Rbook_ir
رسانه کتاب آکادمی روحبخش
✂️ #برش_کتاب . ژنرال به آواز گوش میداد و همزمان میکوشید معنایش را درک کند. مثل بقیه آوازی حزین و
رمان خارجی خونا: این شاهکار و از دست ندید.
#رمان_خارجی
.
📚کتاب: ژنرال ارتش مردگان
📌 توضیحات: داستان درباره ژنرالی از ارتش ایتالیاست که بعد از جنگ جهانی دوم مامور میشه که به آلبانی بره تا جسد کشته شده های ایتالیایی که اونجا موندن را به کشور خودشون برگردونه.
ژنرال در این سفر درگیر خاطرات وحشتناک خودش میشه.
حاجی کاش فیلمش و میساختن، خیلی قشنگه. 😍 (دیگه نتونستم جدی معرفی کنم. 😅)
❓به درد کی میخوره؟ داستان خونا و رمان خونای نوجوون به بالا. این کتاب و از دست ندید.
.
🛒 از کجا پیداش کنم؟ میتونید از طریق ادمین اقدام و تهیه کنید.
🙋♂ @rbook_admin
.
📌 خسیس نباش؛ بفرست برا رفیق کتابخونت، دو نفر به جمعمون اضافه کن...
https://eitaa.com/Rbook_ir
رسانه کتاب آکادمی روحبخش
دیروز یه مسابقه تو اینستاگرام داشتیم، یه کتاب خوب هدیه دادیم. اینجا هم میخوام یه مسابقه بذارم ولی بع
خوب از مدرسه اومدین که مسابقه را برگزار کنم یا نه؟!
📪 #پیام_شما
مدرسه چیه
دیگه کم کم داریم میریم بخوابیم...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🤓: جدا دارید میگید؟! 😟😟😟
من تازه یه جلسه کاری دیگه دارم، بعدش میخوام برم خونه تازه