و حس میکردم ، او در این شاخ و برگها ، شکوفه هایی بود که در نهایت فراوان بودنش ازاردهنده میشد !
مرا به یاد خواهی آورد ...
زمانی که چشمانت اشکی ؛
و زیبایی ات تنها در شعرهایم باقی مانده است !
به سلامتی دختری که از عشقش پرسید:
کجایی؟!
پسر گفت : توقلبتم ...
پسر پرسید:
توکجایی؟!
دختر گفت : پشت سرتم
دستشو ول کن ...!🙂💔
بزرگسالی اون جایی اتفاق می افته که ، تنها بودن توی اتاق رو به مهمون های توی خونه ترجیح میدی...