eitaa logo
سوت ِ قرمز.
30 دنبال‌کننده
9 عکس
0 ویدیو
0 فایل
شاخهٔ سبز زیتون؛ قهوهٔ تلخ کارون..
مشاهده در ایتا
دانلود
زانوها را مثل غم در نظیر ِ زغال‌های سرخ‌فام، به گرمیِ آغوش، می‌سوزانم. همراه؟ دارمش! استخوانم تا ژرفای مغز رگبار ِ تیر می‌گیرد، امان هم نمی‌دهد. شمع گوشهٔ میز که سوسو می‌زند، تا هم‌قامت بایستد با پنجرهٔ باز ِ کنارش، خیره‌ام کرد در فکر. در فکر آن: چه‌شد که توانستی...؟ یادم آمد! امّا.. نه، این‌بار می‌گویم. می‌گویم: تو بی‌رحم‌تر از این یاد ِ وصله‌دار بودی؛ هستی.
سوت ِ قرمز.
زانوها را مثل غم در نظیر ِ زغال‌های سرخ‌فام، به گرمیِ آغوش، می‌سوزانم. همراه؟ دارمش! استخوانم تا ژرف
می‌بینی؟ به تقابلت: من، بی‌رحم به سوزاندنت گوش سپرده‌ام. استخوان، بی‌رحم رها نمی‌کند‌. پنجره، بی‌رحم می‌تازد. شمع حتیٰ، بی‌رحم می‌ایستد.. بیا، این‌بار تقابل در تقابل!
سوت ِ قرمز.
ماشاءاللّٰه؛ قهرمانی مبارك.
ماشاءاللّٰه؛ قهرمانی مبارك.
ماهی‌ گُلی‌های حوضچهٔ خانهٔ پدری، از آن بالا پیداست؟
گزینه‌های آخر میز که می‌سوزند؛ چون جوهر خودکار بر مُصحف زندگی‌ات می‌چکی. وَ قطرات ِ آخر.. و آه اگر تمام شوی...
بیا تا جهان را به بد نسپریم به کوشش همه دست نیکی بریم
نباشد همی نیك و بد پایدار همان به که نیکی بود یادگار
همان گنجِ دینار و کاخِ بلند نخواد بدن مر تو را سودمند
سخن ماند از تو همی یادگار سخن را چنین خوارمایه مدار
فریدون فرخ فرشته نبود ز مُشک و ز عنبر سرشته نبود