eitaa logo
سوت ِ قرمز.
30 دنبال‌کننده
9 عکس
0 ویدیو
0 فایل
شاخهٔ سبز زیتون؛ قهوهٔ تلخ کارون..
مشاهده در ایتا
دانلود
گزینه‌های آخر میز که می‌سوزند؛ چون جوهر خودکار بر مُصحف زندگی‌ات می‌چکی. وَ قطرات ِ آخر.. و آه اگر تمام شوی...
بیا تا جهان را به بد نسپریم به کوشش همه دست نیکی بریم
نباشد همی نیك و بد پایدار همان به که نیکی بود یادگار
همان گنجِ دینار و کاخِ بلند نخواد بدن مر تو را سودمند
سخن ماند از تو همی یادگار سخن را چنین خوارمایه مدار
فریدون فرخ فرشته نبود ز مُشک و ز عنبر سرشته نبود
به داد و دَهِش یافت آن نیکویی تو داد و دَهِش کن، فریدون تویی!
فردوسی*
سوت ِ قرمز.
ء./گفت‌وشنود: مادربزرگ: قِصه رو باید غُصه خوند...
ء./گفت‌و‌شنود: یك نیمکت نشین: دلتنگتم؛ همین.
به "هرقیمتی" یا که "قیمتی"؟
با نم ِ بارانِ این روزها؛ چه اطمینان‌ها که شسته شد. خاطرات را قاب کردم در انتهای کمد، همان‌جا که خاك می‌گیرد. سخت است، امّا؛ می‌ارزد..!
رنگ را که تو می‌بازی!