eitaa logo
سوت ِ قرمز.
30 دنبال‌کننده
9 عکس
0 ویدیو
0 فایل
شاخهٔ سبز زیتون؛ قهوهٔ تلخ کارون..
مشاهده در ایتا
دانلود
روزها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوالِ دل خویشتنم
از کجا آمده‌ام؟ آمدنم بهر که بود؟ به کجا می‌روم آخر؟ ننمایی وطنم
مانده‌ام سخت کز چه سبب ساخت مرا یا چه بوده‌ است مُراد وی از این ساختنم
آنچه از عالم عِلوی‌ است، من آن می‌گویم رخت خود باز بر آنم که همان‌جا فکنم
مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاك دو سه روزی قفسی ساخته‌اند از بدنم
ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست به هوای سر کویش پروبالی بزنم
کیست در گوش که او می‌‌شنود آوازم یا چه جان است نگویی که منش پیرهنم
کیست در دیده که از دیده برون می‌‌نگرد یا کدام است سخن می‌‌نهد اندر دهنم
تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی یک دل آرام نگیرم، نفسی دم نزنم
مِی وصلم بچشان تا در زندان ابد از سر عربده مستانه به هم درشکنم
من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم آنکه آورد مرا باز برد در وطنم
تو مپندار که من شعر به خود می‌گویم تا که بیدارم و هوشیار یکی دم نزنم