eitaa logo
سوت ِ قرمز.
30 دنبال‌کننده
9 عکس
0 ویدیو
0 فایل
شاخهٔ سبز زیتون؛ قهوهٔ تلخ کارون..
مشاهده در ایتا
دانلود
کیست در گوش که او می‌‌شنود آوازم یا چه جان است نگویی که منش پیرهنم
کیست در دیده که از دیده برون می‌‌نگرد یا کدام است سخن می‌‌نهد اندر دهنم
تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی یک دل آرام نگیرم، نفسی دم نزنم
مِی وصلم بچشان تا در زندان ابد از سر عربده مستانه به هم درشکنم
من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم آنکه آورد مرا باز برد در وطنم
تو مپندار که من شعر به خود می‌گویم تا که بیدارم و هوشیار یکی دم نزنم
مولانا*
پرواز گلولهٔ حُب به وطن نمی‌رسد؛ که گر رسد به پرّ گل‌پری هم، بهار نخواد سوخت...
کاغذ پاره‌ها چنبره زده‌؛ منتظر قلم‌اند، که رویشان برقصد. امّا رقاص، پای کوبیدن می‌طلبد.
از رقص بر عقربه‌ها و چرخِ گرامافون. از انتظار بر پلهٔ پیچك ِ تاك و مارپیچِ کهکشان. از قهقهه بر تلخی‌ تندیِ اخم و سختی کام ِ ناکام. از تنش بر رونق کساد ِ مرکب و تپه‌های خاکی نرم. از غرقه بر تارهای نبافتهٔ عنکبوت و ردهای باز نمانده. و از دویدن بر تلاطم افکار و بی‌تابی احوال؛ تا طلوعِ ابعاد، سکونِ اعداد و غروب ِ اعشار. تا رکوعِ غرور، سقوط ِ شکوك و قیام ِ ایمان. و تا محنت ِ اصبار، طاقت ِ افکار و غایت ِ وراغ. به تو وَ برای تو..
نگاهم به تاس، و فکرم، مشغول به بُرد و باخت، ارمغانِ اعداد. تا چقدر؟ دیگر بس نیست؟ اینجا که احتمال؛ لابه‌اقل آنجا که نیست، با رعدی، قطعیت بُرد بر مهره بنشان.