eitaa logo
سوت ِ قرمز.
30 دنبال‌کننده
9 عکس
0 ویدیو
0 فایل
شاخهٔ سبز زیتون؛ قهوهٔ تلخ کارون..
مشاهده در ایتا
دانلود
جنازه‌ام چو ببینی مگو فراق فراق مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد
مرا به گور سپاری مگو وداع وداع که گور، پرده‌ی جمعیت جِنان باشد
فُرو شدن چو بدیدی برآمدن بنگر غروب شمس و قمر را چرا زیان باشد؟
تو را غروب نماید ولی شروق بود لَحَد چو حبس نماید خلاص جان باشد
کدام دانه فُرو رفت در زمین که نَرُست؟ چرا به دانه‌ی انسانت این گمان باشد؟
کدام دَلْـو فرو رفت و پُـر برون نامد ز چاه، یوسف جان را چرا فغان باشد؟
دهان چو بستی از این سوی، آن طرف بگشا که های‌ هوی تو در جوّ ِ لامکان باشد
مولوی*
با درندگیِ تمام، رشته‌ها از هم گسیخته شد. چنان که دیگر حتیٰ؛ تار و پودی نمانده تا به رویش، غمی گره بزنم..
بیداری خروس‌خوان، صبحانهٔ مفصل، ورق زدن کتاب. زندگی همین لحظه‌هاست!
اَخ به بخت ِ بختك ِ فکری.