★𝓡𝓮𝓭 °☆°𝓢𝓽𝓪𝓻★
معده اش لرزید و بی صدا برای غذا التماس کرد. گوش هایش تیز شدند و منتظر ماند تا صدای دور شدن آن قدم ها
بگذار ببینیم ته این راه باریک و خفه به کجا میرسد.
...
گردنش با تکان خفیفی بالا آمد
+... انتظار داشتم چیزی جز این بشنوم.
دختر جوان انگشتانش را در هم پیچاند. اصلا مگر تقصیر اوست که یک حیوان لجباز را دستش سپرده اند؟ او فقط یک تازه کار است! نه چیزی بیشتر!!
مرد رو به رویش، دستی به آن موهای سیاه کشید. تار های شلی به رنگ خاکستری بین شان پیدا بود
بجای پیری، استرس بنظر میرسید. پوست رنگ پریده و حلقه هایی تیره زیر چشم هایی که خستگی در آنها موج میزند
مسئول این بخش بودن چیزی بیشتر از این ندارد.
+باشه میتونی بری.
دست های لرزان دختر آرام گرفتند و هوای متشنج نرم شد. دفتر این مرد آنقدر هوایی خفه و تیز دارد که انگار هواکش های پر سر و صدا فقط محض سرگرمی آنجا قرار گرفته اند.
زن حین بیرون رفتن کاغذ را در دستان عرق کرده اش فشرد و در را پشت سرش بست. بودن در این جهنم سرد نباید انقدر عذاب آور باشد!
اما او حتی یک درصد از چیزی که دیگران تجربه میکنند را حتی ندیده...
حدس میزنیم این زن جوان فقط باید کمی ناز پرورده باشد
به زودی بیشتر خواهد دید
و چاره ای جز عادت کردن نخواهد داشت.
مگر آنکه دست سرنوشت آن را جای دیگری حل بدهد
#oc
★𝓡𝓮𝓭 °☆°𝓢𝓽𝓪𝓻★
یعنی کدام را باید ادامه دهم؟🤔 (سه تا دیگه ام پایین ایناس*)
اهم!
مورد اول از سمت چپ رو واقعا باید بیخیال شید، اسپویلعلی میشید.
بعدی نوشته "همیشه خاص" یکی از فن فیکشن های در حال نوشتنه با تعداد ناقابل هشتصد و خورده ای صفحه~
بعدی نوشته FNAF.... اونو منم نمیدونم محتواش دقیقا چیه ولی تهش سناریو های هازبین هتله-
بعدی که -_- عه فن فیکشنه به اتمام رسیده ام با آزریله
آخر ستون اول که نوشته فناف 2، یسری ایده است برای همون "همیشه خاص"
ستون پایین از چپ مورد اول تقدیمیه که میدونید چیه، بعدیش رو که گفتم و بعد نوشته little deer اونم عسپویله بیخیال. بعدش فن فیکشن که گفتم و در نهایت it's just a little blood که اولین فن فیکشن تموم شدمه، دارم براش فصل های پاداش اضافی مینویسم چون خیلی دوستش دارم-
شما: سلام چطوری
تازه چنل زدم ،اگه دوست داشتی حمایت کن
https://eitaa.com/Itsokto_eatfish
من: سلام عزیزم =)
فناف فن فناف فنو حمایت میکنه🤝
بچه های گل بریزید داخل✨
#ناشناس
کاهو بردم سمت خواهر کوچیکه ام
گفت نمیخوام (خودشو لوس کرده*)
گفتم مگه تو بز نیستی
گفت چرا هستم
و منم بهش گفتم پس علف بخور و کاهو رو بهش دادم
تا صبح بهش میخندم🤣🤣🤣
(امیدوارم مادرم این مکالمه مودبانه مون رو نشنیده باشه🌚)
آقا جهنم، سگ خورد.
یه اوسی که بیشتر ندارم، بیاید با همین یدونه حرف بزنید.
هلن خانم بی چون و چرا جواب همه چی رو میده✨
(مجبوره_)
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ss0q0f&btn=هلنعلی.میخواد.باهاش.بحرفید!