eitaa logo
رَدا
785 دنبال‌کننده
93 عکس
91 ویدیو
1 فایل
رَدا:آغوشِ امنِ واژه‌ها،پناهِ آرامِ احساس‌ها🫂 اینجا می‌نویسیم، می‌سازیم، می‌گذاریم ماندنی‌ها بدرخشند🌿 شاهد نمودهای ذهن من باشید✍️ کپی فقط اونایی که آیدی ندارن🌱 جانم؟ @redazy2829
مشاهده در ایتا
دانلود
گر نمی مانی ؛ نیا ؛ بیهوده آشوبَم نکن من به تنها بودَنَم خو کرده ؛ مجذوبَم نکن گفته بودم با دلم بازی نکن ؛ کردی ؛ ولی گر نمی گویَم سُخن ؛ دیوانه محسوبَم نکن من نمی گویم رها کن زندگی ؛ با من بِمان یا نیا ؛ یا که نرو ؛ اینگونه ؛ مخروبم نکن تا که باوَر می کنم تنها شُدم ؛ برگشته ای بر نَگرد ؛ با او برو ؛ اینگونه ؛ مغلوبَم نکن رفته ای ؛ باشد برو ؛ دیگر نیا آنجا بمان می شوم دیوانه ؛ بازی با من ای خوبم ؛نکن🫠 "مولانا"
○بسم الله الرحمن الرحیم○
__
-وای از آن لحظه که با یادِ نگاهی ناگاه وسطِ خنده به چشمان کسی نَم برسد . . .
هدایت شده از ناشناس رَدا
مثلا یکی که از همه بریده و رفته جنگل و از همه خسته اس اینجوری بگو . اتفاقا قبلا اینجوری نوشته بودم ولی حالا یدونه جدید مینویسم🌚📜✏
[ناجیِ گم شده] از همه بریده بود، نه به خشم، به فرسودگی؛ انگار دلش سال‌ها زیرِ بارِ همین دنیا، آهسته شکسته بود. رفت به جنگل،به جایی که درخت‌ها با اینکه قد کشیده بودند هیچ‌وقت ادا درنمی‌آوردند؛ بلند بودند، اما متواضع؛ سایه داشتند، اما توقع نه. باد می‌آمد و می‌رفت، مثل آدم‌های این روزگار: بی‌قرار، بی‌قرارِ ماندن. او آن‌جا نشست و فهمید گاهی آدم برای پیدا شدن، باید گم شود؛ برای آرام شدن، باید از همه‌ی صداها دور شود؛ و برای نجاتِ دل،باید دل از نجات برید. شب که رسید، تاریکی مثل آشنایی قدیمی کنارش نشست. نه پرسید، نه قضاوت کرد،نه وعده داد. فقط بود. و همین «بودنِ بی‌ادعا» از هزاران حضورِ پرهیاهو راست‌گوتر بود. از آدم‌ها خسته بود،از حرف‌های روشنِ دروغین،از لبخندهای تاریک،از گرمیِ سردِ دست‌ها،از صدای بلندِ دل‌های خالی. و جنگل،با همه‌ی خاموشی‌اش،برای او تنها جایی بود که سکوتش شبیه نجات بود، نه تنهایی. "به قلم زهرا یزدیان"
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قبل از شهید شدن؛ شهید بودند...!
○بسم الله الرحمن الرحیم○
___
زندگی آب روانی است، روان می گذرد هر چه تقدیر من و توست، همان می گذرد؛