339.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من ساعت 4 صبح وقتی بیدارم:
𖨂📱ʝօɨռ→@reeltime
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونقدری قوی باش که بتونی رها کنی
𖨂📱ʝօɨռ→@reeltime
#پارت_هجدهم
رویارفت هنوزازپله هاپایین نرفت،شروع کرد
غیبت کردن که یک دفعه یادم افتاد که قراربود
باهم بریم مشهد سریع ازپله هاپایین رفتم
دریا:آقای زارع، آقای زارع ببخشید گفتید که
اگررفتید مشهد به من هم بگید فرداعصری
میخواهیم به مشهد بریم حدوداً ساعت 4
شماهم میاید?
کیوان:بله میآییم فقط فردا میام دم خونه شماکه باهم بریم
دریا:خب فردا میبینمتون خدانگهدار
رفتم بالا لیوان هارو شستم من وسهیلا رفتیم
اتاق هایمان لباس و وسایل مهمات را جمع وجور کردیم
دریا:خانه رادوباره دستمال کشیدم وسپس طی
کمی گشنم شده بود که ژله خوردم
سهیلاگفت:شیرینی هارادرفریزر گذاشتم که
این چندوقت نبودیم خراب نشه
خوابیدیم ساعت12بود که بیدارشدیم
صبحانه خوردیم وبعد دیدم دریاخانم کتلت
درست کرده است گفتم:چه عجب به به
دریاخانم آشپزی کرده رفتم کمکش وخوردیم
فیلم دیدیم،ساعت حدوداً ساعت3بود
سهیلا:رفتم فروشگاه کمی خوراکی، شکلات
و..... گرفتم البته شکلات رابرای پدرومادرم
گرفتم بقیه هم برای توی راه مشهد
وای خیلی ذوق داشتم که قراره باهم باشیم 🥺😍
کیوان اومدوراه افتادیم به سمت مشهد
توی راه زنگ زدم به مامانم
دریا:سلام مامان قشنگم حالت چطوره ?
به مشهد رسیدی?
مادر: سلام دخترم خوبم شما خوبید؟دارید
میرید مشهد ؟ولی من مشهد نمیروم فعلاً
اصفهان می مونم
سهیلا گوشیم راگرفت گفت یعنی چی،چی
شده شما دارید یک چيزي رو ازما پنهون میکنید
مادر: میرید مشهد همه چی رامیفهمید فقط
ناراحت نشید ومنو فراموش نکنید
سهیلا:مامان یعنی چی دارم نگران میشم (باصدای گریه)
مادر.....
𖨂📱ʝօɨռ→@reeltime
ReelTime
#پارت_هجدهم رویارفت هنوزازپله هاپایین نرفت،شروع کرد غیبت کردن که یک دفعه یادم افتاد که قراربود
پارت هجدهم برگی دیگر از داستان✨
146.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هــمانطور کـــــه بــــــه بقـــیه میــــگفـتـــی 🫠
𖨂📱ʝօɨռ→@reeltime