ایشون ؛
شهیده سمیه سادات بکائی هستند..🕊
فرمانده حوزه مقاومت بسیج ۱۰۴ رضوان_تهران
.
-
در تمام سالهای خدمتش، کم سختی نکشید.گاهی فقط بهخاطر زن بودنش با انواع ناملایمتیها روبهرو میشد و همیشه با خطرهایی مواجه بود که جانش را تهدید میکرد. سال ۸۸ دو بار به او سوءقصد شد؛ بعدها هم چند تصادف شدید مشکوک را پشتسر گذاشت و هر سال، چندین بار به مأموریتهای خارج از تهران اعزام میشد و در این مسیر با انواع فشار کاری و محدودیتها مواجه میشد که بسیار خستگیآور بود، اما انگار خستگی را نمیشناخت، کم نمیآورد و عقب نمیکشید.
اصلاً ریشه حضور و ماندگاری سمیهسادات در این مسیر سخت و پرفشار، علاقه و اعتقاد عمیقش به حضرت آقا بود؛ علاقهای که فقط یک احساس قلبی ساده نبود، بلکه با ولایتپذیری و نگاهش به ایشان بهعنوان ولیامر و فرمانده کل قوا گره خورده بود. همین باور باعث شده بود سالها با همه سختیها، خطرها و محدودیتها در ساختار نظامی بماند و لحظهای خودش را جدا از این مسئولیت نداند.🌸💗
#شهید_سمیهسادات_بکائی
#روایتگری |#شهدای_حوزه_۱۰۴رضوان
-
-
در خانواده هم همیشه همینقدر مهربان و دلسوز بود. مادر بزرگوارشون که بهخاطر سن بالا و روماتیسم شدید بیمار هستند. پاهای مادر را ماساژ میداد یا برایش پماد میزد.چند بار شده بود که سمیه سادات فکر میکرد مادرخوابش برده و یواشکی کف پای مادر را میبوسید.
با همه مشغلههای کاری و مسئولیتهایی که داشت، در کنار همه اینها، سمیهسادات خادم امام رضا و سیدالشهدا هم بود. هر سال با وجود سختگیریهایی که در خروج نیروهای سپاه از کشور وجود داشت، با اصرار و پیگیریهای فراوان مجوز خروج از کشور میگرفت و به کربلا میرفت.
سمیهسادات هم از جهت مسئولیت کاری و هم از سر عشق و اعتقاد شخصی، به شهدا دلبستگی عمیقی داشت. برای همین هر سال چندین بار کاروانهای راهیاننور را راهی مناطق عملیاتی میکرد و خودش با این کاروانها که شامل کاروانهای دانشآموزی و سفرهای خانوادگی به غرب و جنوب کشور بود، همراه میشد.
سمیه السادات ۱۰ روز قبل از شهادتش با دوستانش به قطعه شهدا رفته بود و در کنار قطعه ۴۲، گفته بود: «چی میشه من اینجا دفن بشم! و همان اتفاق هم افتاد و در قطعه ۴۲ دفن شد.🕊💗
#شهید_سمیهسادات_بکائی
#روایتگری | #شهدای_حوزه_۱۰۴رضوان
-
رسم رفاقت
. من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم روز اول کآمدم دستور تا آخر گرفتم 🥲 _شیشه شیر تراز _🐣🍼 .
-
یک روز ساعت یک نصف شب با من تماس گرفت و گفت: «یک مادر برای فرزندش نیازمند شیرخشک است و سه روز است که این بچه شیر نخورده است و باید برای او شیر تهیه کنی من نمی دونم چطور تهیه می کنی من دوست ندارم این خانم در این ساعت از شب در خیابان باشد؛ این شیر خشک باید پیدا شود» با یکی از دوستانم تماس گرفتم و شیرخشک را تهیه کردم و به دست سمیه السادات رساندم و ۴ صبح خواهرم شیرخشک را تحویل مادر کودک در هشتگرد کرج داد.🫀🥲
راوی : برادر شهیده
#شهید_سمیهسادات_بکائی
#روایتکوتاه
-
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مادر جان ! پناه دل خسته ام باش ..
-صدای حاج قاسم -
Hossein Sibsorkhi ~ Music-Fa.ComHossein Sibsorkhi - Kojaei Madaram (128).mp3
زمان:
حجم:
11.2M
-کجایی مادرم ...توو لحظه های آخرم
در انتظارتم که برسی بالا سرم :) 💔-
#نُوافنروح
رسم رفاقت
ایشون ؛ شهیده سمیه سادات بکائی هستند..🕊 فرمانده حوزه مقاومت بسیج ۱۰۴ رضوان_تهران .
ان شاءالله به مدد حضرت زهرا 'س'
هر ۱۳ شهیده حوزه ۱۰۴ رضوان_ تهران رو معرفی خواهیم کرد ..
#خادمنویس