eitaa logo
رسم رفاقت
351 دنبال‌کننده
523 عکس
328 ویدیو
6 فایل
‌‌ -بسم رب الشهداء- "مکه‌برای‌شما،فکه‌برای‌من!!‌بالی‌نمیخواهم این‌پوتین‌های‌کهنه‌هم‌می‌توانند‌مرا‌به‌آسمان‌ببرند." -شهید‌آسیدمرتضی‌آوینی ‌_کپی؟ ³تا صلوات نذر ظهور آقا امام زمان(عج) ‌ناشناس کانال: https://daigo.ir/secret/p-0abd2d42
مشاهده در ایتا
دانلود
رسم رفاقت
فرشته‌‌خونین‌بال ...
شهیده‌ فوزیه شیردل متولد ۱۳۳۸ در کرمانشاه در یک خانواده مذهبی، پس از گرفتن سیکل، وارد بهداری شد و به مدت ۲ الی ۳ سال خدمت کرد. او به یکی از بیمارستان های پاوه منتقل شد، پیروی خط امام(ره) بود و آشکارا این را اعلام میکرد. در روز ۲۵ مرداد ۱۳۵۸ در سن ۲۰ سالگی در جریان حمله گروهک ضدانقلاب دموکرات و درحالی که به گروه شهید چمران و در همان بیمارستان یاری رسان بود،‌ هنگام کمک به سوار شدن مجروحان به هلی کوپتر، مورد اصابت گلوله قرار گرفت و‌ پس از ۱۶ ساعت تحمل درد، هلی‌کوپتری که پیکر ایشان و چند تن دیگر را حمل میکرد، مورد حمله ی منافقین قرار گرفت و سقوط کرد و فوزیه و چندین نفر دیگه به شهادت رسیدند.. .
‌ شفاعتت میکنه اون شهیدی که موقع گناه ، میتونستی گناه کنی ولی به حرمت ِرفاقت با اون گذشتی ♡ 🌿..
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینجا باید بدون کفش قدم برداشت..
‌♡_ __ [خیلی‌هوای‌من و پدرش را داشت. وقتی از بیرون به خانه می‌آمدم، سریع بلند می‌شد و دائم دست و صورت من را می‌بوسید. آنقدر‌دور و بر من می‌گشت‌که دختر‌ها‌می‌گفتند اینقدر خودت را برای مادر لوس نکن! ساده بود و دوست‌داشتنی.‌ همه فعالیت‌هایش در بیرون از خانه در مسجد و بسیج خلاصه می‌شد.]..🌱 راوی:مادرشهید ♡شهید سید روح الله عجمیان |
@HEYDR_KARAR110 ˒نماهنگ آبرو بردم 1.mp3
زمان: حجم: 4.2M
همه ی دنیا خوشن انگار 💔 :))) _حسین‌ستوده
؛ گاهی‌ اوقات‌ با خدا‌ خلوت‌ کنید ؛ نگویید‌ که‌ ما‌ قابل‌ نیستیم ! هر چه‌ ناقابل‌ تر باشیم خدا‌ بیشتر‌ اهمیت میدهد . خدا کسی‌ نیست‌ که‌ فقط‌ خوب‌ ها را انتخاب‌ کند . ـ حاج‌اسماعیل‌دولابی
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باقی عمرم را به عشق... ♡همسر شهید عمران بهرامی
‌‌‌‌ [همزاد‌كویرم‌تب‌باران‌دارم در‌سینه‌دلی‌شكسته‌پنهان‌دارم در‌دفتر‌خاطرات‌من‌بنویسید من‌هر‌چه‌كه‌دارم‌از‌شهیدان‌دارم..♡] 🌱..
☆@banketavasom☆بذریتا همین جا هم،...mp3
زمان: حجم: 2M
تا همینجاشم ازت ممنونم.. تا همینجاشم ازت شرمنده ام.. ..🌿 |
‌‌؛ [دانشجوی پزشکی بود. یکبار از خط، از سه راهی مرگ بر می­گشتیم. سه راهی مرگ، توی رقابیه بود. ده روز توی خط بودیم. وقتی داشتیم برمی­گشتیم، رفت خون داد. بهش گفتم : «هنوز بدن ما بوی ترکش و خون می­دهد، چرا رفتی خون دادی؟» گفت: «در عملیات قبل زخمی شده، دو کیسه خون بهم داده بودند. یک کیسه خون را قبلا داده بودم، یک کیسه خون بدهکار مردم بودم، حالا این یک کیسه را دادم که اگر کشته شدم، روز قیامت جلوی مردم خجالت نکشم. با توپ ۱۲۰ تیکه تیکه شد. اینقدر تیکه تیکه شده بود، که وقتی می­خواستیم دفن­ش کنیم، یک تیکه از بدنش توی تابوت جا مانده بود.] ♡شهید مرتضی شافع