eitaa logo
رسم رفاقت
351 دنبال‌کننده
523 عکس
328 ویدیو
6 فایل
‌‌ -بسم رب الشهداء- "مکه‌برای‌شما،فکه‌برای‌من!!‌بالی‌نمیخواهم این‌پوتین‌های‌کهنه‌هم‌می‌توانند‌مرا‌به‌آسمان‌ببرند." -شهید‌آسیدمرتضی‌آوینی ‌_کپی؟ ³تا صلوات نذر ظهور آقا امام زمان(عج) ‌ناشناس کانال: https://daigo.ir/secret/p-0abd2d42
مشاهده در ایتا
دانلود
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«شہیدجهادڪہ‌دل‌رابہ‌دریازد عجب‌پُشت‌پایی‌بہ‌دنیازد..♥️!» -
"‌فرقی‌نداره‌ایرانی‌باشی‌یالبنانی .. جهادباشی‌یاآرمان؛ مهم‌اینه‌برای‌آرمان‌هات‌جهادکنی...؛) وسرانجام‌قصه‌دنیات‌بشه‌شهادت"🌱 -
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - سلام ساکن نشونی امام حسین - حسین طاهری.mp3
زمان: حجم: 10.6M
سلام ساکن نشونی امام حسین سلام یار آسمونی امام حسین سلام مادر امام زین‌العابدین همسر ایرونی امام حسین 🎙
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید امام سجادی خاطره از دفاع مقدس و شهدا به بیان شیرین ~حاج حسین یکتا🎙 ♡مهدیه معلی |
شهید امام سجادی ،چرا اسمشون رو علی اصغر گذاشتن؟! ✍🏻چهار دختر و سه پسر داشتم... اما باز باردار بودم و دیگر تمایلی برای داشتن فرزندی دیگر نداشتم.دارویی برای سقط‌جنین گرفتم و آماده کردم و گوشه ای گذاشتم ، همان شب خواب دیدم بیرون خانه همهمه و شلوغ است ، درب خانه هم زده می شد!! در را باز کردم ، دیدم آقایی نورانی با عبا و عمامه ای خاک آلود از سمت قبله آمد.نوزادی در آغوش داشت، رو به من گفت:این بچه را قبول می کنی؟گفتم: نه، من خودم فرزند زیاد دارم!! آن آقای نورانی فرمود:حتی اگر علی اصغرامام حسین (ع) باشد!بعد هم نوزاد را در آغوشم گذاشت و رو چرخاند و رفت...گفتم: اقا شما کی هستید؟گفت: علی ابن الحسین امام سجاد (ع)!هراسان از خواب پریدم ، رفتم سراغ ظرف دارو ، دیدم ظرف دارو خالی است! آخرین پسرم ، روز میلاد امام سجاد(ع) به دنیا آمد و نام او را علی اصغر گذاشتند در حالی که بین دو شانه اش جای یک دست بود!!! علی اصغر، در عملیات محرم، در روز شهادت امام سجاد(ع) ، در تیپ امام سجاد (ع) شهید شد! ♡ -
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کآش مُتفآوت بہ پآیآن بࢪسیم💔🥲
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- سلام بر آنان که‌در راه عشق جان را فدا کردند...🕊 ‌ مسلم‌مهدوی‌‌نسب
- 🔹علی اکبر فرمانده سپاه میمند بود. روزی آمد و گفت: «سریع بلند شوید، بایدبه‌مأموریت برویم!مأموریت؟چی هست؟برویم،می‌فهمید.» 🔸ما را به یکی از روستاهای اطراف برد، کنار یک زمین کوچک در میان خانه های ده! زمین مال بیوه زنی با چند تا بچه قد و نیم قد بود. بنده خدا به سپاه مراجعه کرده و گفته بود که چیزی ندارم که در اینجا سرپناهی برای بچه هایم بسازم. 🔹علی اکبر گفت: « ما حتماً باید اتاقی برای اینها اینجا بسازیم. -«اولاً ما ابزار و وسایل بنایی نداریم، ثانیاً کار ما چیز دیگری است، اصلاً بنایی و عملگی بلد نیستیم!» 🔸- « سپاه کاری به این حرف ها ندارد، ما باید وظیفه مان را انجام بدهیم. ابزار و وسایل را هم خودم تهیه می کنم، این خانه باید ظرف ده روز ساخته شود، تا این زن و بچه هایش این زمستان بی سر پناه نباشند.»رفت‌شهرداری وسایل و شن و ماسه و سیمان گرفت. ‼️بعد هم خودش مثل یک کارگر دست ها را بالا زد و ده روزِ برای آن زن بی سرپناه اتاقکی ساخت. ♡سردارشهید علی اکبر حبشی |
45.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من پژمانم... کاش میگفتی چطور از پژمان کنده شوم و حسین شوم؟ حسین‌بابری ✍🏻محمدجواد‌ رحیمی 🎙خادم‌الشهید313 |
گفتم:بہ‌نظرت‌کیا‌شهید‌میشن؟! گفت:اونـایـے‌ڪہ‌اسراف‌میکنن گفتم:اسـراف!توچے؟! گفت:تودوست‌داشتن‌خدا✨🤍 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
شهدا آنقدررر گنگ هستن ..🕶 که لازم نباشه من بلاگری کنم..🚶🏻 پس ممنون از اینکه با عشق.. اینجاعضو میشید و لفت نمیدید منم درکنار شما آروم آروم می شناسمشون و این شناخت رو به اشتراک میذارم :))🤍 التماس دعا ...📿 -