▫️همیشـہ مـےگفت:
اگـہ میخوای سربازامامزمان.ﷺ.باشـے،
باید تواناییهات رو بالاببری ..
شیعـہ باید همـہفنحریف باشـہ،
و از همـہ چـے سر دربیاره..
#شهید_روحالله_قربانی 🌱
جهت تعجیل در فرج آقا #امام_زمان و شادے ارواح مطهر شـهدا صلوات +وعجل فرجهم✌️
رفیق شهیدم 🕊
❀❀
@Refighe_Shahidam313
┄┅═❁✌️➰🥀➰✌️❁═┅┄
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
#معرفی_شهید 🤚سلام° و عرض ادب خدمت همراهان #سنگر #رفیق_شهیدم ان شاءالله که رضایت ❤️ـخدا و 🤝ـدستگ
معرفی نامه
🌺 بسم رب الشهداء والصدیقین 🌺
🌹 #معرفی_شهید🌹
✋نیت کنید و حاجتهاتون رو طلب کنید مهمان ما شهید
🔵 حاجت ها رو از شهدا طلب کنید ، مرام و معرفتشون زیاده حتما دستگیرمون میشن
هر کسی با هر شهیدی خو گرفت
روز محشر آبرو از او گرفت...
مصطفی زاهدی بیدگلی
مشخصات
نام و نام خانوادگی: مصطفی زاهدی بیدگلی
نام پدر: حسین جان
نوع عضویت: پاسدار
تاریخ تولد: 1347/03/10
محل تولد: شهر آران وبیدگل
تاریخ شهادت: 1396/11/29
محل شهادت: سوریه
محل خاکسپاری: گلزار شهدای هفت امام زاده بیدگل
مصطفی زاهدی سومین شهید خانواده زاهدیها بعد از دو برادر شهیدش بود. ماشاءالله و محمود هر دو در دفاع مقدس به شهادت رسیده بودند و مصطفی هم به عنوان رزمنده جنگ تحمیلی، سالها در انتظار شهادت ماند تا اینکه در جبهه دفاع از حرم و در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ در بوکمال سوریه شهید شد. مصطفی بعد از شهادت محمود با همسر برادرش رقیه پرواره ازدواج کرد. خانم پرواره که ساعتی همکلامش شدیم، دو بار طعم از دست دادن همسر و همراهش را آن هم در قامت یک شهید تجربه کرده است.
جهت تعجیل در فرج آقا#امام_زمان و شادے ارواح مطهر شـهدا صلوات +وعجل فرجهم✌️
رفیق شهیدم 🕊
❀❀
@Refighe_Shahidam313
┄┅═❁✌️➰🥀➰✌️❁═┅┄
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
شرح زندگانی شهید مصطفی زاهدی بیدگلی به بیان خودش
مصطفی زاهدی هستم. در تاریخ ۱۳۴۷/03/۱۰ در یک خانواده ی نسبتا پرجمعیت به دنیا آمدم. ۱۲ تا خواهر و برادر هستیم و من فرزند آخر خانواده ام . دو تا از برادرانم به نام های محمود و ماشاالله در جنگ تحمیلی به شهادت رسیدند و سه تای دیگر نیز جانباز هستند.
دوران ابتدایی را در مدرسه ی کاشانچی سابق که در حال حاضر ابریشم چی نام دارد گذراندم و در اواخر کلاس پنجم ابتدایی به مدرسه ی لاجوردی سابق یعنی مدرسه ی شهید دشتبانی فعلی نقل مکان کردم .
دوران راهنمایی را نیز، در مدرسه ی نیکبخت گذراندم و در تاریخ ۱۳۶۷/۰۸/۰۴ با همسر برادر شهیدم محمود ازدواج کردم .شهید دو بچه داشت و من نیز دارای سه فرزند هستم.
برادرانم مدت ها بود که در جبهه بودند و من نیز علاقه ی زیادی برای رفتن داشتم. آن زمان ۱۵ساله بودم و والدینم با اعزام من به جبهه موافق نبودند.
از طرفی چون فرزند آخر خانواده بودم وابستگی زیادی به خانواده داشتم. ولی سرانجام با اصرار و خواهش توانستم خانواده را راضی کنم و به همراه شهید عباس صانعی که از دوستانم بودند برای رفتن به جبهه ثبت نام کردم .
به دلیل آن که سنم کم بود مانند اکثر شهدا و جانبازان شناسنامه ام را دستکاری کردم و سال تولدم را از۱۳۴۷به ۱۳۴۵ تغییر دادم . برای اولین بار به همراه ۳۵ نفر به منطقه ی کردستان اعزام شدیم که از میان این تعداد، تنها پنج نفر برگشتیم و بقیه شهید شدند که یکی از این شهدا برادر خانمم بود یعنی شهید اصغر پرواره
ابتدا در منطقه ی کردستان در عملیات والفجر ۴ حضور داشتم و بعد از آن در عملیات خیبر، که در این عملیات از ناحیه ی پا مجروح شدم و مجددا در عملیات بدر حضور پیدا کردم .
در سال ۱۳۶۳ در لشکر ۱۹ فجر شیراز، مسلم بن عقیل کرمانشاه شرکت کردم .همزمان برادرم ماشاالله به شهادت رسید. بعد از آن در عملیات والفجر ۸، نصر ۵ و کربلای ۴حضور یافتم. در عملیات کربلای ۴ اولین مجروح این عملیات بودم و از ناحیه ی چشم مجروح شده و یکی از چشمانم به طور کامل بینایی خود را ازدست داد. .
همچنین در این عملیات برادرم محمود به شهادت رسید. با وجود جراحت وارده، جبهه را رها نکرده و در عملیات کربلای ۵ نیز شرکت کردم و این بار از ناحیه ی دست و پا مجروح شدم .پس از مدتی مجددا در عملیات بیت المقدس ۷ که آخرین عملیات ایران بود حضور یافتم.
جهت تعجیل در فرج آقا#امام_زمان و شادے ارواح مطهر شـهدا صلوات +وعجل فرجهم✌️
رفیق شهیدم 🕊
❀❀
@Refighe_Shahidam313
┄┅═❁✌️➰🥀➰✌️❁═┅┄
رفیق شهیدمෆ࿐•°|ོ
بعد از پایان جنگ تحمیلی و پذیرش قطعنامه، ۲سال در سیستان و بلوچستان خدمت کردم و بعد از آن راهی عراق شده و در سال ۱۳۶۹ نیز، مدتی در لبنان و سوریه فعالیت داشتم .در لبنان بودم که خبر شهادت برادر خانمم را شنیدم
در حال حاضر از سوی کمیسیون پزشکی سپاه پاسداران به عنوان جانباز ۵۷ درصد شناخته شدم واین را یک توفیق الهی می دانم
وی پس از چندین حضور در سوریه در تاریخ 1396/11/29 در دفاع از حرم حضرت زینب (س) به شهادت رسید یاد ش برای همیشه گرامی باد
دوران ابتدایی را در مدرسه ی کاشانچی سابق ( ابریشم چی) گذراند و در اواخر کلاس پنجم ابتدایی به مدرسه ی لاجوردی سابق یعنی مدرسه ی شهید دشتبانی منتقل شد . دوران راهنمایی را در مدرسه ی نیکبخت گذراند . مصطفی علاقه ی زیادی برای رفتن به جبهه داشت ، اما آن زمان ۱۵سال سن داشت . چون فرزند آخر خانواده بود . و پدر و مادر ، وابستگی زیادی به مصطفی داشتند .به همین دلیل با اعزام وی به جبهه موافق نبودند . سرانجام با اصرار و خواهش توانست والدینش را راضی کند تا به جبهه برود . چون سن مصطفی کم بود مانند اکثر رزمندگان شناسنامه اش را دستکاری کرد و سال تولدش را از۱۳۴۷به ۱۳۴۵ تغییر داد .( البته ازشناسنامه کپی می گرفتند و کپی را دستکاری می کردند) و به همراه دوستش شهید عباس صانعی برای رفتن به جبهه ثبت نام کرد . برای اولین بار به همراه ۳۵ نفر از رزمندگان شهرستان در تاریخ 136/5/17به منطقه ی کردستان اعزام شد که از میان این تعداد ، تنها پنج نفر برگشتند . بقیه به فوز شهادت رسیدند . این اعزام او تا تاریخ 1362/8/25بطول انجامید . در منطقه ی کردستان در عملیات والفجر۴ حضور داشت و بعد از آن در تاریخ 1362/8/29به منطقه جنوب اعزام شد و به تیپ موقت امام حسین (ع) اعزام شد و در عملیات خیبر شرکت کرد ، در این عملیات از ناحیه ی پا در منطقه طلائیه ، پاسگاه زید مجروح شد او را به بیمارستان فاطمی قم اعزام کردند . این ماموریت مصطفی در تاریخ 1363/4/10 به پایان رسید . مصطفی مجددا بعد از یک دوره درمان در شهرستان تاریخ 1363/7/25 به منطقه کرمانشاه اعزام شد و تا تاریخ 25/10/1363در آن خطه خدمت کرد. درهمین ایام برادرش ماشاالله زاهدی به شهادت رسید بود
جهت تعجیل در فرج آقا#امام_زمان و شادے ارواح مطهر شـهدا صلوات +وعجل فرجهم✌️
رفیق شهیدم 🕊
❀❀
@Refighe_Shahidam313
┄┅═❁✌️➰🥀➰✌️❁═┅┄