eitaa logo
مدرسه پژوهش با AI 🎓
16.3هزار دنبال‌کننده
282 عکس
42 ویدیو
6 فایل
🔻 آموزش نگارش مقاله و پایان‌نامه با هوش مصنوعی مینی‌دوره آموزشی🔻 eitaa.com/ResearchByAI/50 ✅ کلاس «جادوی پژوهش» eitaa.com/ResearchByAI/665 🔻 مُدرس «جادوی پژوهش» https://eitaa.com/ResearchByAI/853 🧕 ادمین: @modarresiii 🎯 وقتشه پژوهشتو #جادو کنی
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به همه دانشجویان عزیز تحصیلات تکمیلی که امروز با امید و انرژی به دانشگاه برمی‌گردند، می‌گیم: روزتون روشن، قدم‌هاتون محکم و پر از موفقیت 🌿
. پیام یکی از دانشجوهای کلاسم 💬 .
گاهی فقط یک راهنمایی درست کافیه تا مسیر پژوهش روشن‌تر بشه 🌱 این پیام از طرف یکی از دانشجوهای کلاس جادوی پژوهشه؛ بعد از اینکه تونسته منابع مرتبط را پیدا کنه و برای شروع پروپوزالش دید بهتری بگیره. وقتی بدونی از کجا شروع کنی و در ادامه مسیر یه راهنمای مطمئن داشته باشی... ✦┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 📚 @ResearchByAI | پژوهش هوشمند
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام 🌱 چند روز پیش یه چیزی به دستم رسید که می‌خوام قصه‌اش رو براتون بگم… قصه‌ی یه دانشجو؛ از روزی که با ما شروع کرد، تا روزی که قدم‌به‌قدم جلو رفت و نتیجه‌ی تلاشش، تبدیل شد به چیزی که امروز توی دستمه 🌱 اسم این قصه رو می‌ذارم:
۱. 📙 چند روز پیش به دستم رسید… پشت این کتاب، فقط چند فصل و چند صفحه نیست؛ پشتش یک مسیر پژوهشیه، پر از تلاش، اصلاح و همراهی 🌱 ادامه‌ی قصه‌ی
۲. قصه‌ی از همین پیام‌ها شروع شد… از همون روزهایی که هنوز مسیر پایان‌نامه براش روشن نبود؛ نمی‌دونست از کجا شروع کنه، چطور فصل‌ها رو جلو ببره و کدوم ابزار می‌تونه واقعاً کمکش کنه. همین‌جا بود که همراهی ما شروع شد؛ قدم‌به‌قدم، سؤال‌به‌سؤال، تا مسیر براش واضح‌تر بشه و با خیال راحت‌تر جلو بره 🌱
۳. اینجا دیگه مسیر جدی‌تر شده بود… سؤال‌ها یکی‌یکی می‌اومد، ویس‌ها ردوبدل می‌شد، بازنویسی‌ها بررسی می‌شد، و هر جا مسیر مبهم می‌شد، با هم روشنش می‌کردیم. .
۴. توی مسیر همیشه فقط تشویق نبود… گاهی لازم بود جدی بگیم: «این بخش کافی نیست» «اینجا رو ساده رد نشو» «برای دفاع باید محکم‌تر آماده شی» خلاصه گاهی دعواش هم کردیم 😅 البته از همون دعواهای دلسوزانه 🌱
۵. بعضی وقت‌ها مسیر فقط با نوشتن جلو نمی‌رفت… گاهی وسط کار، به یک فایل اکسل می‌رسیدیم، گاهی به یک ابهام آماری، گاهی به یک سؤال ریز که اگر درست حل نمی‌شد، کل مسیر گیر می‌کرد. اینجا هم از همون جاهایی بود که باید قدم‌به‌قدم بازش می‌کردیم 🌱
۶. و اینجا یکی از قشنگ‌ترین لحظه‌های قصه‌ی بود… همون جایی که خستگیِ مسیر، سؤال‌ها، اصلاح‌ها، نگرانی‌ها و حتی سخت‌گیری‌ها، تبدیل شد به یک جمله‌ی شیرین: «با نمره ۲۰ دفاع کردم» 🌱 خدا رو شکر برای این پایان قشنگ ❤️