هدایت شده از شه࣫͝ید مصطفی علیخانی☫..🥀
دلم به حال دختره میسوزه فکر کن با چه ذوق و شوق خودتو برای عروسیت اماده کنی بهترین شب زندگیت سالن برو، لباس عروس و....
وایساده باشه جلوی اینه به لباسش نگاه کنه بگه چقد قشنگ شدم و تصور لباس عوس بچش تو اینده رو کرده باشه و یه دعای خیر برای بچه ی اینده اش...
و یدفعه تاق، عروسی رو زدن
میگن ادما 3 ثانیه قبل از مرگ به چیزی به که خیلی دوستش داشتن فکر میکردن یعنی اون دختر اون 3 ثانیه داشته به چی فکر میکرده؟، به حضرت اقا؟
یعنیی میگی باور نمیکنی امام حسین اومده و دوماد و عروسو برداشته و برده توی بهشت اونجا عروسی گرفتن؟؟
یعنی اقا داماد وقتی رفته جلوی اینه از خودش تعریف نکرده و نگفته انشاءالله یروز پسرم و توی این رخت و لباس ببینم؟
پس چیشد؟لعنت بهتون که بهترین شب یه دخترو خراب کردید اون دختر میدونید چقدر ذوق و شوق داشت؟ لعنت... 💔
اون دختری که قلبش برای اون سرباز میتپید بس نبود؟
پرشیای سفید پنوماتیک بس نبود؟
ماکان بس نبود؟
حمیدرضا رجب زاده بس نبود؟
شهدای نظامیه 18 و 19 دی بس نبود؟
ریحانه سادات بس نبود؟
اون خانم باردار بس نبود؟
اون طفل 2 ماهه بس نبود؟
بچه های میناب بس نبود؟