دمی سیگاره لبهایت
دمی عشقت، دمی چشمت
دمی لعلت، دمی مرگم
که رفتی و ز من مانده
فقط یادت...
فقط یادت...
عاشق نشدم تا غمِ خود را بسرایم
اما دلِ عشّاق بدیدم که خون است
هر گوشهٔ این شهر، دلی مانده گرفتار
هر دیده پر از اشک، غمی سینهسوزان
من شاعرِ این قصه شدم، قصهٔ مردم
کز عشق گذشتند و به یادش بمردند
دلم امشب هوای آسمان کرد
نگاهم گریه را مهمانِ جان کرد
دلم سان کودکی گمگشته، گشت و
برایَت اشک ریزان، سووشان کرد
نه بارانی، نه خورشیدی، نه ماهی
فقط یادت مرا دیوانهسان کرد
به هر کویی که رفتم، ردّ پایت
مرا در خویشتن، بیخانمان کرد
صدایت مانده در گوشم هنوز و
سکوتت خانهام را بیامان کرد
اگر یک روز از این دنیا گذشتم
مگو عشقت مرا گلگوننشان کرد
همه اشعار_ بجز اون هایی که اسم شاعرشو مشخص هست_برای خودم هستش، لطفا کپی نکنید.
ممنون.