هدایت شده از 𝓐 𝓰𝓲𝓻𝓵 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓶𝓪𝓵𝓮 𝓴𝓲𝓷𝓭:)
طرف میگفت:من بچه که بودم زندگی خیلی راحتی داشتم؛ اما وقتی بزرگتر که شدم، فهمیدم زندگی سخت بود، اما بابام راحتش کرده بود.
و من فهمیدم حتی بابام نزاشت حداقل یه بچگی راحت با دل خوش داشته باشم؛ تازه خودش یه مشکل بود.
هدایت شده از 𝓐 𝓰𝓲𝓻𝓵 𝓸𝓯 𝓽𝓱𝓮 𝓶𝓪𝓵𝓮 𝓴𝓲𝓷𝓭:)
میدونین واسه زندگی یه دختر فقط یه بابای خوب لازمه همین:)
میدونین که دختراا" بابایی "ان.