eitaa logo
🌴صوتها ونواها🌴تاسیس ۱۴۰۰
456 دنبال‌کننده
787 عکس
693 ویدیو
119 فایل
((باسلام)) صوتها بانواها درخدمت شماست باارائه شعرو مطلب برای محبین اهل بیت(ع) ((السلام علیک یااهل بیت النبوه)) https://eitaa.com/RobAbEnorozi313 «برای سلامتی امام زمان عج الله وتعجیل در فرج ظهور ایشان صلوات بفرستیم برمحمد وآل محمد»
مشاهده در ایتا
دانلود
❁﷽❁ ❤️ ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌✧❁࿇❁✧═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ درگیـــر تو شــد دلم از آغــاز سحر شــــد زمـــزمــهٔ نام تو ، آواز سحر صبــح آمده و دوباره زائر شده ام من باتو رسیده ام به این راز سحر ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌✧❁࿇❁✧═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
«بسم ربّ المهدی عج» ❤️ ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌✧❁࿇❁✧═‎‌‌‌‌‌‌┅─ گلــواژه های ناب غزلهای من سلام پنهــان ترین نشانهٔ پیدای من سلام صبحــم به نامتـان پدر مهـربان من آغاز خوب زندگی ، مولای من سلام ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌✧❁࿇❁✧═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ 🤲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
─‌‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌─‌ 💔 ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌✧❁࿇❁✧═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ سه شنبه آمد و عطر حضور حضرت باران به ســر ، هوای رسیـــدن به جمکران دارم 🤲 ─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌✧❁࿇❁✧═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
─‌┅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ درخیــالم بال و پر وا می کنــم تا جمکران می شود در چشم خیسم باز پیدا جمکران نور سبـــز پنــج  گنبــد می دهد آرامشــــم با حضــور مهــدی  زهـراست زیبـا جمکران "العجل مولایَ" از هرصحن می آیدبه گوش می شــود غرق دعـا و شـور و آوا جمکران می نوازد جـان و دل را نغمهٔ "یابن الحسن" حال ما را می شـود محـوِ تماشــا جمکران یک نفــر آورده با خـود کـودکــی بیمــار را تـا کنـــد بیمـــاری او را  مـــداوا ، جمکران یک نفر دارد توســـل می کند با اشک و آه شاهـــد این التماس و بغــض گویاجمکران هـر که شـد درمانده از کار طبیـبان میشود راهـیِ قــم سمتِ درمـانگـاه آقــا ، جمکران دوست دارم تا ابد باشم در این سِیرِ خیال تا دهد جا در میـانِ خـویش، ما را جمکران باز شـد  روز سه شنبه کـاش گردد قسمتم یک سفـر در اوج این دلتنگی ام تا جمکران      شعر:رقیه سعیدی(کیمیا) سه شنبه های امام زمانی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏴لحظات شهادت باب الحوائج حضرت موسی بن جعفر(ع)🏴 گوزومی باغلاماقا فاطمه آنام گَلسه باشین آچوب گَلَه جک آه و زاره معصومه عنایت ایلسه جدّیم حسینیده گَتورر بو بیکسی یتورَر افتخاره معصومه نه وقت اولور بالا من کربلایه گِتمَمیشم وار عشقیم اول حَرم مُشکباره معصومه بو حالیله دوشرم جدّیمون اَیاقلارینا محاسنیمی باتورّام غباره معصومه چَکر بو گردنمه ساربان کَسن اَلینی غریب آتون چاتار عزّ و وقاره معصومه دیزینون اوسته آلار باشیمی یارالی طبیب گورر دوداقلاریمی پاره پاره معصومه ✍مرحوم استاد انور اردبیلی ✨اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج✨
‍ روضه حضرت موسی بن جعفر(ع) ای ایویندن اون بیر ایل دست ستمله دربدر ای قالان اون یدی قیز دائم خمینده دیده تر ای ایدن معصومه سین ئوز غصه سیندن خون جگر ای انیس دیده های تر سلام اولسون سنه قلب عالم موسی جعفر سلام اولسون سنه من ئوزوم اولدوم رضا مشق ریاضت ایلیم بیر قرانلوق یر اولا اوردا عبادت ایلیم سجدمیله کنج خلوتده قیامت ایلیم کاش ایده حی توانا بیرده حقیمده کرم بوقرانلوق منزله بیر یول گله زهرا ننم گر ننم گلسه بوخسته جسمیمه روح وجان گلر باشلاسا نوحه ننم افغانه بو زندان گلر هیئت زهرایه ال باشدا شه عطشان گلر باشیمی زهرا دیزی اوسته آلار لای لای دیر هم منه لای لای دیر همده حسینیم وای دیر ای خاک سیه دن یارادان روح بهاری همراه الین گلشن آرا لالیه خاری آسایش اوچون خلق الین لیل ونهاری زنجیر آلوب طاقتیمی یول گیده بولمم ئولدور منی دای قمچیلره تاب ایده بولمم هارون کیمی هیچ کیم اورگه اوخ ساچا بولمز درک ایلمور آهو تورا دوشسه قاچابولمز بیر قوش کی سنا بال وپر پر آچا بولمز گلبوته انصافی جفائله گرلار زندانیده هرگون منه مظلومی ورولار (دای یورولموشام الله) چوخ الیم واردی ولی آغلیانیم اولمیاجاق گوروب احوالیمی دل داغلیانیم اولمیاجاق جان چخاندا گوزومی باغلیانیم اولمیاجاق ئوز حالیمه سینمده کی یورقون نفس آغلور غمنامه یازانداقولوما قمچی سس آغلور من آغلاماسامدا منه ظلمت قفس آغلور دیوار و در حبسی دوتوب قلبیمین آهی بوغملی قفسدن منی دای قورتار🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀😭 ✨اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج✨
♦️ من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هرچه کرد آن آشنا کرد... 🔻عاقبت ننگین علی بن اسماعیل، برادرزاده آقا موسی بن جعفر علیهماالسلام🔻 سبب دست گیری آقا موسی بن جعفر "علیهماالسّلام" این بود که: هارون الرشید ملعون فرزندش امین را برای تربیت به جعفر بن محمّد بن اشعث سپرده بود، یحیی بن خالد برمکی بر او حسد برد و گفت: اگر خلافت به امین برسد، موقعیت من و فرزندانم در دستگاه خلافت از بین خواهد رفت. روزی به اشخاص مورد اعتماد خود گفت: می‌توانید مردی از آل أبی طالب را به من معرفی کنید که وضع مالی اش خوب نباشد و بتواند چیزهایی را که احتیاج دارم به من بگوید؟ علی بن اسماعیل بن جعفر بن محمّد را به او نشان دادند. یحیی برای او پول فرستاد. حضرت کاظم علیه السّلام نیز با او انس داشتند و به او کمک مالی می‌کردند و گاهی اسرار خود را کاملاً با او در میان می‌گذاشتند. یحیی بن خالد نوشت که او را بیاورند. خبر رفتن او به امام کاظم علیه السّلام رسید؛ او را خواستند و فرمودند: برادر زاده! کجا می‌خواهی بروی؟ عرض کرد: به بغداد. فرمودند: چکار داری؟ عرض کرد: قرض دارم دستم تنگ است. فرمودند: خودم قرضت را پرداخت می‌کنم و کارهایت را روبراه می‌کنم. ولی او توجهی نکرد. حضرت به او فرمودند: برادر زاده! مراقب باش فرزندان مرا یتیم نکنی، بعد امر کردند سیصد دینار و چهار هزار درهم به او بدهند. وقتی از مقابل ایشان برخاست و رفت، ابا الحسن علیه السلام به کسانی که در آن جا حضور داشتند فرمودند: به خدا قسم که بر جان من سعایت خواهد کرد و فرزندانم را یتیم می‌کند. گفتند: فدایتان شویم! با این که این چیزها را در مورد او می‌دانید، باز هم به او پول می‌دهید و کمک می‌کنید! فرمودند: پدرم از پدرانش از قول رسول الله صلی الله علیه و آله برایم نقل کرد: وقتی خویشاوندی رابطه اش را از خویشاوند دیگر قطع کند، و آن دیگری با او مجدداً رابطه ایجاد کند، خداوند رشته حیات آن خویشاوند اول را قطع می‌کند. علی بن اسماعیل رفت و پیش یحیی بن خالد رسید، یحیی اخبار موسی بن جعفر را از او بیرون کشید و به اطلاع هارون الرشید رساند و چیزهایی هم از خود اضافه کرد و به هارون گفت: از شرق و غرب برای او پول می‌آورند و چند اتاق مخصوص پول در خانه اش دارد. مدتی پیش باغستانی را به سی هزار دینار خرید و نام آن را یسیره گذاشت، وقتی پول را آماده کرد، صاحب باغ گفت: من این سکه‌ها را نمی خواهم، من فقط سکه‌های با فلان خصوصیت را می‌گیرم. او هم دستور داد آن پول را برگردانند و سی هزار دینار از همان سکه‌هایی که او خواسته بود برایش بیاورند. یحیی همه این حرف‌ها را برای رشید بازگو کرد. هارون الرشید دستور داد دویست هزار درهم بدهند و پرداخت آن را به یکی از نواحی حکومت حواله کرد، خودش استان‌های شرقی را انتخاب کرد. و پیک هایش را فرستاد تا پول را تحویل بگیرند. روزی علی بن اسماعیل وارد مستراح شد و ناگهان ناله ای سر داد و تمام روده هایش بیرون آمد و روی زمین افتاد. هر چه کردند روده هایش را برگردانند، نتوانستند و در همان حال باقی ماند. در حال جان دادن بود که پول‌ها را آوردند؛ گفت: وقتی دارم می‌میرم، این پول‌ها به چه کارم می‌آید!؟ هارون الرشید در همان سال به حج رفت و ابتدا به زیارت قبر پیغمبر صلّی الله علیه و آله رفت و عرض کرد: یا رسول الله! من به جهت کاری که می‌خواهم بکنم از تو عذر می‌خواهم؛ من می‌خواهم موسی بن جعفر را زندانی کنم، او قصد دارد بین امت تو تفرقه و خون ریزی راه بیاندازد. سپس دستور دست گیری را صادر کرد و امام را در مسجد گرفتند و پیش او آوردند و در زنجیر کردند. 📚 الغیبة شیخ طوسی: ص٢٢ 📚الارشاد شیخ مفید ص۶۴۴