265.5K
#سرود_ازدواج_حضرت_زهرا_مولا_علی_علیه_السلام
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
شد سرود رو لبامون با یه قلب بی قرار
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
گل بریزید نقل بپاشید شام جشن و شادیه
👏👏👏
به تن مولای عالم خلعت دومادیه
تا که میبینه عروس و چهره معصومشو
میره میبوسه علی دست پدر خانومشو
جبرئیل اومد به روی سینه عالم نوشت
اول ذوالحجه جشنه توی تالار بهشت
👏👏👏
خطبه عقد و خدا امشب میخونه عاشقا
آینه بندونه تموم کهکشونه عاشقا
حسرت این زندگی رو کل دنیا میخوره
خونشون توی مدینه از بهشتم سر تره
بی قرار بی قرارم شب شب مهتابمه
اول این زندگی که حاصلش اربابمه
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
👏👏👏
جبرئیل آماده شد تا عالمو مهمون کنه
بعد هر لبخند زهرا عرش و گلبارون کنه
زیر یک سقفن از امشب در کنار هم خوشن
👏👏👏
این عروس دوماد الهی که به پای هم پیر بشن
تو قیامت حضرت زهرا قیامت میکنه
دونه دونه از تموم ما شفاعت میکنه
👏👏👏
اجرای سبک: مداح اهلبیت علیهمالسلام
#حاج_محمدرضا_نیکخواه 🎤
4_5920518499486140176.mp3
5.81M
🌺🌸🍃🌺🌸🍃🌺🌸🍃🌺🌸🍃
لباس یاس بر تن کرد زهرا 🌸🍃
کنار دست او بنشست مولا 🍃🌸
محمد خطبه خواند زهرا بلی گفت
غلط گفتم
بلی نه یا علی گفت🍃🌸
سلام💫
سالرروز ازدواج حضرت علی
وحضرت فاطمه مبارک باد🎉
🌺🌸🍃🌺🌸🍃🌺🌸🍃🌺🌸🍃
.
#پیوند_آسمانی
🔺 ایراد خطبه ازدواج توسط پیامبر(ص)
پیامبر اکرم(ص) به حضرت علی(ع) دستور دادند تا مهاجر و انصار را در مسجد حاضر کنند تا در جمع آنان خطبه عقد ایشان و حضرت زهرا(س) را بخوانند و فرمودند:
«پروردگار عالم مرا امر کرد که تزویج کنم فاطمه را به على و هماکنون به قصد انشاء و به امر حق، فاطمه را به عقد ازدواج على درآوردم به مهر چهارصد مثقال نقره.» آنگاه رو کرد به على علیهالسلام و فرمود: «یا على آیا راضى هستى؟»
على(ع) از جاى خود برخاست گفت: «از خدا راضى و از رسول او خشنودم.» پس از آن رسول خدا(ص) در حق آنها دعا کرد و گفت: «خداوند مشکلات شما را برطرف نماید و شما را خوشبخت کرده و سعادتمند گرداند و بر شما مبارک باد این ازدواج با میمنت و فرزندان پاک و پاکیزه از شما به عمل آید.»
آنگاه از منبر پایین آمد و فرمود: «انما انا بشر مثلکم اتزوج فیکم و ازوجکم الا فاطمه فان تزویجها من السماء خطبة؛ من یک نفر همانند شما هستم به شما زن مىدهم و از شما زن مىگیرم، جز فاطمه که تزویج او در آسمان انجام گرفته است.»
و نقل شده که امیرالمؤمنین(ع) پس از آن چنین فرمود:
«الحمدالله شکراً لانعمه و ایادیه، و لا اله الا الله شهادة تبلغه و ترضیه و صلى الله على محمد صلوة تزلفه تحطیه، والنکاح مما امر الله عز و جل به و رضیه و مجلسنا هذا مما قضاه الله و اذن فیه و قد زوجنى رسولالله ابنته فاطمة و جعل صداقها درعى هذا، و قد رضیت بذلک فاسئلوه و اشهدوا.»
«سپاس و شکر خداوندى را سزا است که الطاف و نعمتهایش شامل حال همه بندگان است، پروردگارى نیست جز او و شهادت مىدهم بر وحدانیت ذات پاکش، شهادتى رسا و با اعتقادى کامل و درود و سلام حق بر محمد(ص)، درودى همواره و فراگیر و باقى، اما بعد، مجلس ما در مورد یکى از سنتهاى مقدس الهى تأسیس گردیده.
موضوع این مجلس، نکاح است که پروردگار بدان امر فرموده و رضا داده است و رسول خدا(ص) به فرمان خداوند متعال دخترش فاطمه(س) را بر من تزویج فرموده و مِهر او را این زره آهنین من قرار داده است، من نیز بدان رضا دادم. شما حاضران، این موضوع را از او بپرسید و شهادت دهید که دخترش فاطمه به همسرى من درآمده است.»
📚منبع
ناسخ التواریخ زندگانى حضرت فاطمه(س)، سپهر، ج ۱ ص۵۰
فاطمه الزهرا، عمادزاده، ص۲۷۶
#حضرت_زهرا
#عروسی_حضرت_فاطمه
#مداحی_عالمانه
📗 ازدواجی که عقدش در ملکوت آسمانها بسته شد!
«عبدالرحمن بن عوف» به خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: اگر فاطمه را به همسری من درآوری یکصد شتر که بار همه آنها پارچههای گرانقیمت مصری باشد به اضافه ده هزار دینار طلا مهریه او میکنم!
پیامبر صلی الله علیه و آله از این خواستگاری زشت و بیمعنا چنان خشمگین شد که مشتی سنگریزه برداشت و به طرف عبدالرحمن پاشید و گفت: «تو گمان کردی من بنده پول و ثروتم که با پول و ثروت میخواهی بر من فخر بفروشی!»
مردم مدینه در این گفتگوها بودند ناگهان این صدا در همه جا پیچید که پیامبر صلی الله علیه و آله میخواهد تنها دخترش را به همسری علی بن ابی طالب علیهالسلام درآورد.
علی بن ابی طالب دستش از مال و ثروت دنیا کوتاه بود و از معیارهای عصر جاهلی چیزی نداشت، اما وجودش از فرق تا قدم مملو از ایمان و ارزش های اصیل اسلامی بود.
هنگامی که تحقیق کردند، معلوم شد رهنمون پیامبر صلی الله علیه و آله در این ازدواج مبارک تاریخی، وحی آسمانی بوده است، زیرا خودش فرمود:
«اتانِی مَلَک فَقالَ: یا مُحَمَّدُ انَّ اللَّهَ یقْرَأُ عَلَیک السَّلامُ وَ یقُولُ لَک: انِّی قَدْ زَوَّجْتُ فاطِمَةَ ابْنَتَک مِنْ عَلِی بْنِ ابِی طالِبٍ فِی الْمَلَأِ الْأَعْلی ، فَزَوِّجْها مِنْهُ فِی الْارْضِ.»
«فرشتهای از سوی خدا آمد و به من گفت: خداوند بر تو سلام میفرستد و میگوید: من دخترت فاطمه را در آسمانها به همسری علی بن ابی طالب درآوردم، تو نیز در زمین او را به ازدواج علی درآور.»
هنگامی که امیرمؤمنان علی علیهالسلام به خواستگاری فاطمه علیهاالسلام آمد، چهره مبارکش از شرم گلگون شده بود.
پیامبر صلی الله علیه و آله با مشاهده او شاد و خندان فرمود: «برای چه نزد من آمدی؟»
ولی امیرمؤمنان علی علیهالسلام به خاطر ابهت پیامبر صلی الله علیه و آله نتوانست خواسته خود را مطرح کند، و لذا سکوت کرد.
پیامبر صلی الله علیه و آله که از درون امیرمؤمنان علی علیهالسلام با خبر بود، چنین فرمود:
«لَعَلَّک جِئْتَ تَخْطِبُ فاطِمَةَ؟؛ شاید به خواستگاری فاطمه آمدی؟»
عرض کرد: «آری، برای همین منظور آمدم.»
پیامبر فرمود: «ای علی! قبل از تو مردان دیگری نیز به خواستگاری فاطمه آمدند، هر گاه من با خود فاطمه این مطلب را در میان مینهادم روی موافق نشان نمیداد، و اکنون بگذار تا این سخن را نیز با خود او در میان نهم.»
درست است که این ازدواج آسمانی است و باید بشود، اما شخصیت فاطمه علیها السلام خصوصاً، و احترام و آزادی زنان در انتخاب همسر عموماً ایجاب میکند که پیامبر صلی الله علیه و آله بدون مشورت با فاطمه علیهاالسلام اقدام به این کار نکند.
هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله فضایل امیرمؤمنان علی علیهالسلام را برای دخترش بازگو کرد و فرمود: «من میخواهم تو را به همسری بهترین خلق خدا در آورم، نظر تو چیست؟»
فاطمه که غرق در شرم و حیا بود سر به زیر انداخت و چیزی نگفت و سکوت کرد.
پیامبر صلی الله علیه و آله سر برداشت و این جمله تاریخی را که سندی است برای فقها در مورد ازدواج دختران باکره، بیان فرمود:
«اللَّهُ اکبَرُ! سُکوتُها اقْرارُها؛ خداوند بزرگ است! سکوت او دلیل بر اقرار اوست.»
و در پی این ماجرا عقد ازدواج بوسیله پیامبر صلی الله علیه و آله بسته شد.
📚منبع
تذکرة الخواص، ابن جوزی، ص ۳۰۶
ذخائر العقبی، طبری، ص ۳۱
#حضرت_زهرا
#عروسی_حضرت_فاطمه
#مداحی_عالمانه
.
✅ ولیمه و محل زندگی حضرت زهرا(س)
بر اساس روایتی که شیخ طوسی در الامالی نقل شده، پیامبر(ص) و علی(ع) به تعداد زیادی از اصحاب ولیمه دادند. پیامبر گوشت و نان و علی خرما و روغن را تهیه کردند. پیامبر(ص) پس از ولیمه، دست فاطمه(س) را در دست علی(ع) گذاشت و برایشان دعا کرد و فرمود:
«ای علی! فاطمه خوب همسری است و به فاطمه فرمود: ای فاطمه! علی خوب شوهری است.» سپس آن دو را به خانه خودشان فرستاد و نزدشان رفت و دعا کرد که خدا نسلشان را مبارک گرداند.
بر اساس منابع تاریخی، خانه امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س)، چند روز پس از ازدواج به همسایگی پیامبر(ص) منتقل شد؛ چرا که دوری فاطمه برای پیامبر دشوار بوده است. پیامبر ابتدا به دنبال آن بوده که آن دو را در خانه خود جای دهد، اما حارثة بن نعمان از صحابه، خانه خود را که در همسایگی پیامبر بود، در اختیار او گذاشت تا خانه علی و فاطمه باشد. (۱)
همچنین بنابر نقل شیخ طوسی در کتاب امالی، امام علی(ع) به فرمان پیامبر(ص) زره خود را فروخت. پیامبر(ص) مقداری از پول آن را به بلال حبشی داد تا برای فاطمه عطر تهیه کند. سپس باقیمانده آن را برای تهیه وسایل مورد نیاز زندگی، به ابوبکر داد که به همراهی عمار یاسر و چند تن از صحابه جهیزیه را تهیه کنند و آنها نیز زیر نظر ابوبکر، آنچه را لازم بود خریدرای کردند.
از جمله موارد جهیزیه حضرت فاطمه، پیراهنی بود که حضرت زهرا شب عروسی خود در پی تقاضای زنی مستمند، به او بخشید و خود به لباسی مستعمل اکتفا کرد. (۲)
#ازدواج_آسمانی
📚منبع
(۱) امالی، شیخ طوسی، ص ۴۱
شرح احقاق الحق، شوشتری، ج ۱۰، ص ۴۰۱
(۲) امالی، شیخ طوسی، ص۴۲
الطبقات الکبری، ابنسعد، ج ۸، ص ۱۸
#حضرت_زهرا
#عروسی_حضرت_فاطمه
#مداحی_عالمانه
.
.
🔶 خواستگاری از فاطمه
بر اساس منابع، قبل از خواستگاری حضرت علی(ع)، چند تن از صحابه مانند ابوبکر بن ابیقُحافه و عُمر بن خطاب از فاطمه خواستگاری کرده بودند. پیامبر(ص) در پاسخ آنها، ازدواج فاطمه را به دست خدا میدانست.
بر پایه روایتی که در امالی شیخ طوسی از امام علی(ع) نقل شده است امام علی(ع) از پیامبر(ص)، فاطمه را خواستگاری کرد، پیامبر نتیجه را به نظر فاطمه موکول کرد. فاطمه در پاسخ پیامبر، سكوت کرد و پیامبر سکوت فاطمه را دلیل بر رضايتش دانست.
پس از اين جریان جبرئیل بر پیامبر نازل شد و از او خواست فاطمه را به ازدواج على در بیاورد، زيرا خدا راضى است که زهرا براى على و على براى زهرا باشد. پس از ازدواج حضرت علی با فاطمه برخی از مهاجران که پیشتر از فاطمه خواستگاری کرده بودند، از پیامبر گلایه کردند، پیامبر(ص) در پاسخ آنها ازدواج علی و فاطمه را بهدستور خدا دانسته بود.
📚منبع
الطبقات الکبری، ابنسعد، ج۸، ص۱۶
امالی، شیخ طوسی، ص۴۰
تاریخ، یعقوبی، ج۲، ص ۴۱
#حضرت_زهرا
#عروسی_حضرت_فاطمه
#مداحی_عالمانه
.
مولودی ازدواج حضرت فاطمه زهرا (سلام الله) با امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام)
فاطمه یار وفادار علی
هر کشاکشده هوادار علی
فاطمه نه فاطمه حورا سرشت
آستان اقدسی رشک بهشت
رشد ائدوب محبوبهء پروردگار
اولدی بیر عده بتوله خواستگار
محضر طاهایه اشراف عرب
چوخلاری گلدی که اولسون منتخب
سویلدی طاها او باغ حقه گل
اختیار فاطمه منده دگول
نازل اولدی پیک حق دلده سلام
جانب حقدن دئدی گتدیم پیام
امر ائدور خالق حق اعلا منم
مالک دنیا و مافیها منم
لاشریکم حکم و فرمان منده دور
اختیار کون و امکان منده دور
فاش ائدیم بو مطلبی بی واهمه
بولسون عالم که منیمدور فاطمه
دهریده هر مدعی عاشق دگول
هر گلن بو وصلته لایق دگول
یا رسول الله بودور ختم کلام
لایق زهرا علیدور والسلام
مرتضا مظهردی وجه باقیه
کوثر مواجی وئردیم ساقیه
ایستورم بو ماهه دورد اولدوز وئرم
حیدره زینب کیمین بیر قیز وئرم
سولماسین تا اینکه بو باغ و چمن
بیر حسن وئرم حسن اندر حسن
بیر حسین وئرم بو زوج اطهره
تا قیامت آدی دوشسون دیللره
من حسینی کربلایی ایلرم
راه قرآندا فدایی ایلرم
بو پیامیله اولوب مطلب تمام
ناگهان ائتدی ملک لر ازدحام
بیت معموره یغشدی قدسیان
جبرئیل اولدی بتوله عقدخوان
بو خبردن قلب طاها شاد اولور
سس دوشوبدور که علی داماد اولور
خلد اعلایه دوشوب بیر آیری شور
تهنیت گویان گلوبدور شوره حور
سسلنوبلر که دگول وقت جلوس
بنت طاها فاطمه اولدی عروس
وقت او وقت اولدی عروس نوجوان
بخت ائوینه شوقیله اولسون روان
بی سبب چشم پیمبر دولمادی
حیف اولا اوندا خدیجه اولمادی
نیلدی گور دختر حبل المتین
سائله وئردی خانم طوی کوینگین
میندیروب طاها عروسی ناقیه
کوثری تحویل وئردی ساقیه
سویلدی زهرادی بو ای خوش سیر
بیر توکی الحق که جناته دئیر
سن بونا گر عم قیزی ائتسن خطاب
جان عم اوغلی سسلنر بو مه نقاب
عصمت کبرادی بو عالی تبار
دوشسه بیر یپراق یوزونده خط سالار
یا علی بند دل طاهادی بو
صورتی نیلی دگول زهرادی بو
الغرض زهرا اولوب یار علی
همدم و دلدار و غمخوار علی
بولدی عالم بو سوزی بی واهمه
تا قیامت حیدریدور فاطمه
باغلانوب روز ازل پیمانلاری
جسمه باخما بیردی روح و جانلاری
گرچه جسما" هر بیری شایسته دی
لیک روحا" بیربیره پیوسته دی
گل جمالیندن که رد اولدی نقاب
خانهء حیدرده چیخدی آفتاب
کوثر طاهایه باخ گور نیلدی
بیر باخیشدا ساقینی مست ایلدی
هر قدر زهرا واریدی بیش و کم
مرتضا هیچ گورمدی عمرونده غم
دوقوز ائل اولدی بو ایام سرور
پوزدی بو آرامشی قوم شرور
تا گوزون یومدی پیمبر قوم شر
بی اجازه وحی ائوینه گلدیلر
یوز وئروبدور عصمت اللهه خطر
سالدی تا جاندان اونی دیوار و در
سسلدی فضه ئوزون امداد گل
محسنیم ئولدی اماندور داده گل
قوی دیوم قالدی نه حاله بوتراب
ئوز ائویندن چیخدی بوینوندا طناب
(صادقی) هرنه وارون شعر و شعور
ئوزلری احسان ائدوب تاپما غرور
حضرت مولادن ایسته عجزیله
خاطر زهرا سنه وئرسون صله
سرود جشن سالروز ازدواج
حضرت علی(ع) وحضرت زهرا(س)
✍ شعراز: محمدی (ناعم)
💐💐💐💐💐💐💐💐
جشن شادی شده برپا
شادیه تو آسمونا
محرم همدیگه میشن
حضرت مادر و مولا
دلها ز غم رها شد
جشن صفا به پا شد
حیدر به امر داور
داماد مصطفی شد
بادابادامبارک
💐💐💐💐💐💐
اومده موسم شادی
خبر آورده منادی
بنازم لطف خدارو
چه عروس و چه دومادی
از آسمون دوباره
بارون نور میباره
شادی کن و بزن کف
فصل وصل دوباره
بادابادامبارک
💐💐💐💐💐💐💐
روی بال هر فرشته
با خط زیبا نوشته
نشونیِّ این عروسی
توی تالار بهشته
شاهد حبیب داور
عاقد خود پیمبر
شد فاطمه عروس و
داماد جناب حیدر
بادابادا مبارک
💐💐💐💐💐💐💐
ترکی👇👇👇
بزنوب جنت داور
دایانوب صفده ملکلر
بعضی یا فاطمه سویلر
بعضیسی یا علی سسلر
به به نه با صفادی
بزم صفا بپادی
مولا علی بوگوندن
داماد مصطفادی
یاران مبارک السون
💐💐💐💐💐💐
مرتضا شاه ولادی
فاطمه گنج حیادی
او آقا قبله دی والله
بو خانوم قبله نمادی
عاقد رسول خاتم
شاهد خدای عالم
گویده بساط عیشی
جبریل ائدوب فراهم
یاران مبارک السون
💐💐💐💐💐💐💐💐
مرتضی حبل متیندی
عالمه حصین حصیندی
قوزامور باشینی زهرا
نه نجابتلی گلیندی
حیدر امیر عالم
زهرا یه اولدی مَحرم
هامی باخیب دیردی
خوشبخت اولالّا با هَم
یاران مبارک اولسون
🌺🌺🌺🌺🌺🌺
هدایت شده از 🌴صوتها ونواها🌴تاسیس ۱۴۰۰
مدح امیرالمومنین(ع) -( خدا میخواست بنویسد که بسم الله یعنی چه!)
خدا میخواست بنویسد که بسم الله یعنی چه!
صراط المستقیمش چیست آیا؟ راه یعنی چه؟
بفهماند به مهر و ماه اصلا ماه یعنی چه!
به شاهان جهان گوید مراد از شاه یعنی چه؟
خدا از خود نوشت و در دلش منظور دیگر بود
که وجه الله و عین الله و بسم الله حیدر بود
خدا میخواست در خلقت علی نقش آفرین باشد
علی یک نسخه از ذات خودش روی زمین باشد
خدا میخواست از اول که تا آخر چنین باشد
فقط حیدر فقط حیدر امیرالمومنین باشد
از اول تا همان آخر همین را گفت پیغمبر
امیر اصلا به جز حیدر ندارد معنی دیگر
خدا با خلق حیدر جلوهی خود را نشان داده
پس از آن یاعلی گفته به آدم روح و جان داده
طنین یا علیهایش عوالم را تکان داده
علی گفتهاست و آرامش به جان این جهان داده
به آدم گفت برخیزد ز جایش یاعلی گوید
و یادش داد هر شب در دعایش یاعلی گوید
علی را حاکم ملک سلیمانی خود کرده
دلش را مخزن اسرار پنهانی خود کرده
نجف را تکیهگاه عرش رحمانی خود کرده
و این ایوان طلا را وقف مهمانی خود کرده
هر آنکس که نجف رفتهاست مهمان خداوند است
بپرس از من دلیلش را: علی جان خداوند است
علی دروازهی علم نبی، دروازهی قرآن
علی راز همان اعجاز بیاندازهی قرآن
علی متن کلامالله در شیرازهی قرآن
کلامش مو نمیزد با کلام تازهی قرآن
من از نهجالبلاغه شرح قرآن را درآوردم
از ارکان نمازش روح ایمان را درآوردم
علی معمار این جان و علی معیار ایمان و
علی سالار انسان و علی سردار میدان و
علی اذکار عرفان و علی اسرار قرآن و
علی انوار تابان و علی تکرار یزدان و ...
همه اینها علی هست و علی تنها همینها نیست
علی اندازهی فهم زمانها و زمینها نیست
خدا از اول ایجاد تا حالا علی گفته
فقط در وصف حیدر "لا فتی الا علی" گفته
"سلونی" را در این عالم فقط مولا علی گفته
ببین هفتاد دفعه دشمنش "لولا علی..." گفته
دریغا! دشمنانش مرتضی را درک میکردند
ولی یاران به هر هنگامه او را ترک میکردند
اگر حیدر به یک سو رفت و عالم سوی دیگر رفت
نجات از آنِ آن فردی است که دنبال حیدر رفت
سعادت را هرآنکس خواست با پا نه که با سر رفت
از آن راهی که سلمان رفت و مالک رفت و قنبر رفت
صراط المستقیم است و به جز حیدر صراطی نیست
علی راه نجات است و جز او راه نجاتی نیست
برای پیکر ایمان، امیرالمومنین سر بود
تماشای جمالش از عبادات پیمبر بود
علی معنای قرآن و علی تفسیر کوثر بود
علی ذکر قنوت هر شب زهرای اطهر بود
نبود از عشق تعریفی، علی معشوق زهرا بود
علی داند که عشق و عاشقی مخلوق زهرا بود
کسی که بی علی باشد قیامت کور خواهد بود
رفیق مرتضی در غصه هم مسرور خواهد بود
عذاب از جسم و جان شیعیانش دور خواهد بود
و بدخواه علی پیش خدا منفور خواهد بود
جهنم چیست غیر از اینکه از حیدر جدا باشم؟
بهشتم چیست؟ این که در پناه مرتضی باشم
گدای مرتضی مُلک دو عالم را نمیخواهد
اسیر عشق حیدر غیر ازین غم را نمیخواهد
دلم از دست حیدر حاجت کم را نمیخواهد
از او غیر از ولیالله اعظم را نمیخواهد
مگو یوسف که بعد از این زلیخا را نمیخواهی
میان اینهمه عاشق نگو ما را نمیخواهی
برای ماتمی جز ماتم مولا نمیسوزم
مرا آتش بزن جانا که جز اینجا نمیسوزم
علی شمع است و من گِردش چنان پروانه میسوزم
در این دنیا که میسوزم در آن دنیا نمیسوزم
دلی که پر شد از عشق علی آتش نمیگیرد
دل پروانه میسوزد ولی آتش نمیگیرد
🌴صوتها ونواها🌴تاسیس ۱۴۰۰
مدح امیرالمومنین(ع) -( خدا میخواست بنویسد که بسم الله یعنی چه!) خدا میخواست بنویسد که بسم الله ی
خدا میخواست بنویسد که بسم الله یعنی چه 🌿👆🌿👆🌺🌺🌺
مهدی جهاندار
تا قافیۀ شعر امیر است و غدیر است
برخیز که هنگام مراعاتُ نظیر است
الیوم که أکملتُ لکم دینکم آمد
تا عرش فراخوان تماشای امیر است
افطار در خانۀ مولا بنشیند
هر خسته که مسکین و یتیم است و اسیر است
بر طبل بکوبید نقاره بنوازید
آواز بخوانید که بی مایه فطیر است
مَن ماتَ علی حُبّ علی ماتَ شهیدا
آنانکه نمردند بمیرند که دیر است!
این شیهۀ اسبان ظهور است می آید
هنگامۀ ما یَستوِی الاعمی وَ بصیر است
می چرخم و می رقصم و تقصیر خودم نیست
این شور و جنون را چه کنم عید غدیر است