ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا علیهم السلام -(غصه وغمدن اولدی قلب جهان آزاد )
۳ ۵۱۵
غصه وغمدن اولدی قلب جهان آزاد
گویده ملکلرسسلورحیدرایوون آباد
یوخدی بیله داماد
حیدرایوون آباد
.
هرگزدیمم آی چون بیله رخشنده آی اولماز
یوسفده گوزلیکده بوداماده تای اولماز
.
تکدی وجاهتده
حسن وملاحتده
باشدی سلیمانان
جاه وجلالتده
.
کُر:
گویده دیور گوی اهلی جانم علی جانم
یرده دیور یر اهلی آدینه قربانم آدینه قربانم
.
.
.
.
.
مرحبا بو داماده چون مه انوردی
صول طرفده سلماندی ساقدا اباذردی
اورتاداحیدردی
فاتح خیبردی
.
ظاهرده اگر جشنه گلوب اهل مدینه
باطنده ملکلرده انوب روی زمینه
.
به به بوجلوسه
دللرده خلوصه
الحق کی بوداماد
لایقدی عروسه
.
گویده دیور ...
.
. .
ام السلمه تبریک عرض ایلور عروسه
زهرانون الیندن هی ایستور ویرا بوسه
ایستورویرابوسه
باخ اونداخلوصه
.
ظاهرده الیندن اگر عورتلر اوپردی
باطینده ملکلر باشینا لاله سپردی
.
دخترطاهادی
عصمت کبرادی
خدام وکنیزی
مریم وسارادی
.
گویده دیور ...
.
شاعر:
حاج روح الله رمضانی
https://eitaa.com/RobAbEnorozi313
꧁꧁꧁♕꧂꧂꧂
ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) -(اسپهر ولایتین هلالی)
۳۱۹
اسپهر ولایتین هلالی
بیر آیری ایشیق هلاله چاتدی
وحدتله دوباره وحدت اولدی
وصلت یتیشوب کماله چاتدی
مین شکر ایکی جهانه ایکی
سرور ابدی وصاله چاتدی
کوثردی بتول علی دی ساقی
عشقین گولونه پیاله چاتدی
یردن ایله بیر صدا اوجالدی
عرش حق ذوالجلاله چاتدی
سس گلدی گوگین ملکلریندن
هر جمله سی مین خیاله چاتدی
شرطی که پیمبرین دیلیندن
جاری اولوب امتثاله چاتدی
بیگانه لر اولدی محو و مأيوس
آرزولری لامحاله چاتدی
شاعر:
حاج رسول امینیان امینی خویی
عید سعید غدیر خم و مدح حضرت علی علیهالسلام
شاعر : محسن ناصحی نوع شعر : مدح وزن شعر : مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن قالب شعر : مسمط
عهدی شکسته شد
غم آن ماجرا که هست
مَن کنتُ را غدیر نخواندی،
منا که هست
پیمان ببـند
فرصت قـالـو بلی که هست باشدعـلی خدا نه،
ولی ناخدا که هست
بعد ازخدا بزرگ همه
ماسوا که هست
ناد عـلی بـخـوان و
بگو یکـصدا عـلی
فـریـاد کن به مـأذنـه،
حـیّ عـلی عـلی
هم فاطمه است حیدر و
هم مصطفی علی
بعـد از خدا و بعـد رسـول خـدا،
عـلی
ساقی است گر شراب نداری
بیا که هست
یک یا علیاست
فاصله از عشق تا علی
یوسف! چه غم زمکر زنان،
باش با علی
وا میشـود تـمـامی
درهـا بـه یـا عـلی
لشگر گشا علیاست و
مشکل گشا عـلی
فرمانروا که بود و
شه لافتی که هست
هم مبـتـدای عـاشـقی ماست
هـم خـبـر
در کـوچهاش یـتـیـم و اسـیرند
رهگذر
دور کــریـم هـاسـت
گـدایـانِ بـیـشـتــر
مـا سـائـل رکـوع عـلـی
نـیـسـتـیـم اگر
او اِنّــمــا ولــیّــکـم اللهِ
مــا کـه هـسـت
گفتی عـلی خـداست؟
نه آئـیـنۀ خـداست
پس هرچه از بزرگی او
دم زنم رواست
هـم ابـتدای صبح قـیامت
هم انـتهـاست
محشرصفی ز وسعت
آغوش مرتضاست
ای عـاشقان هجوم نیارید
جا که هست
نقّاش، حیدر است
که عالم منقّش است
مهرش حلول کرد به جان و
دلم نشست
دل عاشق علیاست،
در این حُب دو آتشه است
عاشق گـناهکار اگر شد
در آتش است
اما حسابش ازهمه عـالم
جدا که هست
تاریخ را سپـرد به ما، رفت مصـطفی قرآن ورق ورق شد و عترت جدا جدا
آتش به در رسید و همان شد که مرتضی فرق علی شکافت، بخون خفت مجتبی
عباس من! صبور بمان کربلا که هست
زهرا نفس کشید که جان داشت از علی فـریاد اگر کـشیـد زبان داشت از علی
بازو، کبود بود و نهـان داشت از علی آن بی نشانهای که نشان داشت از علی
دل بیـقـرار یافـتـنـش هرکجا که هست
🌴صوتها ونواها🌴تاسیس ۱۴۰۰
علی علیهالسلام شاعر : منصوره محمدی نوع شعر : مدح وزن شعر : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل قالب شعر : غزل
مهدی رحیمی
روزی شعار کُلِ جهان می شود علی
طبق حدیث امام زمان می شود علی
وقتی که اشهدش بشود مرز شیعگی
باور کنید کُلِ اذان می شود علی
آدم اگر که فرض شود دین برای آن
تن می شود پیمبر و جان می شود علی
در عالم مثال اگر رود شیعه را
سرچشمه شد نبی جریان می شود علی
زهرا اگر حقیقت شب های قدر شد
در بین ماه ها رمضان می شود علی
ای خوش به حال آنکه به هنگام عقد خویش
در سفره اش کلیدِ زبان می شود علی
ذکر حسین آخر مجلس که می شود
دقت کنی دهان به دهان می شود علی
ذکر تمام گریه کنان می شود حسین
ذکر تمام سینه زنان می شود علی
با کوله بار نان و رطب ها هنوز هم
هر شب برای ما نگران می شود علی
وحید قاسمی
تا علی هست با نسب تر نیست
صحبت از جانشین دیگر نیست
هیچ کس با علی برابر نیست
مرد میدان سخت خیبر نیست
دست بالای دست حیدر نیست
تکیه ی بر تخت کبریا داده
به جنون درس ابتلا داده
اذن افشایِ راز را داده
در ازل دست با خدا داده
دست بالای دست حیدر نیست
تیغِ طوفان سوار می گوید
قبضه ی کهنه کار می گوید
فاتح کارزار می گوید
تا ابد ذوالفقار می گوید
دست بالای دست حیدر نیست
نه فقط ذوالفقار می گوید
کعبه با افتخار می گوید
عاشقی روی دار می گوید
قنبر شهریار می گوید
دست بالای دست حیدر نیست
خسته از فتنه ها نشد جنگید
فارغ از روح و کالبد جنگید
تا که جان داشت،تاکه شد،جنگید
با نود زخم در اُحُد جنگید
دست بالای دست حیدر نیست
این مثل از زبان اغیار است
دست بالایِ دست بسیار است
شرح نقدش، هزار طومار است
شک نکن! عالمی خبر دار است
دست بالای دست حیدر نیست
در نجف، گبر و صوفی و هندو
مست از لا اله ألا هو
چه بگویم از آن خَم ابرو
می شود دست دشمنانش رو
دست بالای دست حیدر نیست
باغ در چنگ خاروخس افتاد
برق تیغش پیِ هرس افتاد
سر به سر، سر به پیش و پس افتاد
ملک الموت از نفس افتاد
دست بالای دست حیدر نیست
فارغ از قیل و قال می گویند
نطفه های حلال می گویند
مستند، با مثال می گویند
از «بحار» و «خصال» می گویند
دست بالای دست حیدر نیست
محمدجواد پرچمی
ماییم و اعتکافِ علی،سیزده شب است
حجاجِ در طوافِ علی،سیزده شب است
دلبسته در کلافِ علی،سیزده شب است
مست میِ مُضاف علی،سیزده شب است
«ماییم دلسپرده ی دیدار ،یا علی»
امشب مرا تقرّب تو نیّت است و بس
این بهترین زمینه ی تربیت است و بس
در تربیت،مسیر ،عبودیت است و بس
کُنهِ عبودیت، ز ربوبیت است و بس
«دیدیم در تو ما، ربوبیتِ یار، یا علی»
من سینه چاک روی توام، کعبه نیز هم
گرم طواف کوی توام، کعبه نیز هم
من در نماز سوی توام، کعبه نیز هم
مدیون آبروی توام، کعبه نیز هم
«ای قبله گاه، کعبه ی سیار،یا علی»
کعبه اگر چاک گریبان گشوده است
ثابت نمود،عاشقت از قبل بوده است
صحنی که خاک مقدم مریم زدوده است
در را به روی بنت اسد وانموده است
«مختصِ توست، مُعجزِ بسیار،یا علی»
مِنْ بعد از این علامت توحید، علم شده
ماتِ تجلّیِ تو خداوند هم شده
بیت الحرام بعد تو بیت الحرم شده
بتخانه ی حجاز ،دگر محترم شده
«شد با شرافت این درو دیوار،یا علی»
دادم زکف به شوق مدیحت ،قرار را
واجب شده است سجده کنم نام یار را
میزان کجاست ،تا که بسنجد عیار را
نشناختیم غیر تو پروردگار را
«ماتم از این شباهت رفتار،یا علی»
گاهی علی نشسته به جای خدای خود
گاهی خداست جای شه لافتای خود
جای خدا نشست و صدا زد به جای خود
در قاب عرش گفت علی با صدای خود...
«پرودگار اول گفتار ، یا علی»
در لا اله غیر تو خواندیم ،جا نشد
حتی خدا برای دلم مرتضا نشد
مومن نشد هرآنکه ز کفرش دوا نشد
پس لاشریکٓ لَهْ که حقیقت ادا نشد
«دارم به کفر میرسم اینبار،یا علی»
آنقدر مِی زدم علنی عشق می کنم
امشب اویسمُ قرنی عشق میکنم
با جمله ی یَموت یَرنی عشق میکنم
من با ابالحسن،حسنی عشق میکنم
«دیوانه ام ،پیاله نگه دار یا علی»
عشقم اگر علیست سرِ دارَم آرزوست
من سر گذشتِ میثم تمارم آرزوست
خرما فروختن بشود کارم آرزوست
رسوا شدن میانه ی بازارم آرزوست
«بالای دار از تو زنم جار،یا علی»
هر کس که دید اوج تورا بال و پر فروخت
نهج البلاغه از نمک تو شکر فروخت
آنقدر غمزه های نگاهت، نظر فروخت
هر کس که دید سر به جنون زد جگر فروخت
«عشاق را تویی تو خریدار، یا علی»
پر میدهیم مرغ دل خویش تا نجف
کنج ضریح گوشه ایوان طلا نجف
پر شد قنوت هر شبم از ذکر یا نجف
من سالهاست خواسته ام از خدا نجف
«خواندم دعای وصل تو بسیار ،یاعلی»
سر میدهم سروش نجف روزی ام کنید
ابر گناه پوش نجف روزی ام کنید
هستم پیاله نوش نجف روزی ام کنید
دیدار می فروش نجف روزی ام کنید
«پس تا نجف بگو:صد و ده بار یا علی»
در این مسیر دیده ی گریان مُقرب است
در صحن شاه، ریگ بیابان مقرب است
در خانه ای که کلب نگهبان مقرب است
زانو زدن مقابل ایوان مقرب است
«پس سجده میکنم به تو اینبار، یا علی»
گر چه برات ،مالک اشتر نمیشویم
مقداد نیستیم ،ابوذر نمیشویم
سلمان نبوده مُحرِم این در نمیشدیم
اینها که جای خود سگ قنبر نمیشویم
«اما تویی همیشه مددکار،یا علی»
توحید محض، باعث ایجاد حیدر است
بالای عرش افضل اوراد حیدر است
آنکس که جام دست نبی داد حیدر است
زهرا عروس خانه و داماد حیدر است
«ای در نگاه عشق،علمدار یا علی»
مولی الموحدین،نفحات پیمبری
نَفسِ رسول، باب نجات پیمبری
رمز شفاعت،عرصات پیمبری
مِیلِ حیات و کُنهِ صفات پیمبری
«پیغمبر است بر تو گرفتار ،یا علی»
حبّ علی نتیجه ی احسان فاطمه است
او هل اتای فاطمه، قرآن فاطمه است
اسباب شادی لب خندان فاطمه است
این مرد مهربان به خدا جان فاطمه است
«زهرا توراست یار و وفادار،یا علی»
آنجا که نیست نام تو جای نشست نیست
لعنت به هرکسی که زجام تو مست نیست
بر روی دست دست خداوند دست نیست
این ورطه جای آنکه یقینش شکست نیست
«لعنت به هر که میکند انکار،یا علی»
ای شیر پاک،ای ثمر لقمه ی حلال
خونم حلال تو شده یا سیف ذی الجلال
گرما بده شراب شود غوره های کال
ما را به غیر هجر نجف نیست یک ملال
«امضا بزن به نامه ام ای یار،یا علی»
ای اولین تلاوت قرآنِ قبل از آن
ای اولین امام مسلمان قبل از آن
آیات مومنون نمایان قبل از آن
ای صاحب ولایت دوران قبل از آن
«قرآن بخوان بگو تو ز اصرار،یا علی»
قاری شدی و تیر و سنانت نریختند
سنگ جسارتی به لبانت نریختند
با خیزران به سمت دهانت نریختند
مشتی حرامزاده به جانت نریختند
«وای از حسین و مجلس اغیار،یا علی»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
روضه روز عرفه - روضه ی زینب چقَدَر می چسبد
شعر عرفه -( ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟ )
۶ ۷۰۱۸ ۲۲
ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟
سیّد و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟
بوی مهدی میرسد از بیابان منا
در کجا دارد مکان آن ولیّ کبریا؟
کاش میدیدم رخش مینمودم جان فدا
ملجأ و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟
ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟
سیّد و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟
کاش میدیدم کجاست خیم? مولای من
تا به گردش پر زند روح از اعضای من
گر نبینم در منا روی او را، وای من
وجه ذات کبریا یوسف زهرا کجاست؟
ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟
سیّد و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟
در کنار اویم و روی او را ننگرم
من از او هستم جدا اوست اینجا در برم
دیدهام قابل نبود، خاک عالم بر سرم
تا مرا بخشد ضیاء یوسف زهرا کجاست؟
ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟
سیّد و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟
ای عزیز فاطمه، در کجا کردی وقوف
ای تو مولای همه در کجا کردی وقوف
با دعا و زمزمه، در کجا کردی وقوف
میدهم دائم ندا، یوسف زهرا کجاست؟
ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟
سیّد و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟
خیزم از جا کو به کو شیون و غوغا کنم
با سرشگ دیدگان عقده از دل واکنم
بلکه آن گم گشته را در منا پیدا کنم
بار معبودا خدا! یوسف زهرا کجاست؟
ای بیابـان منـا، یوسف زهرا کجاست؟
سیّد و مولای ما، یوسف زهرا کجاست؟
شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۴:۲۴ نوشته شده توسط یحییشاعر:
استاد حاج غلامرضا سازگار
بفرمائید یک غزل ناب به بهانه روز عرفه سیدالشهداء(ع)
۲ ۱۷۵۳
۰
بفرمائید.....
یک جرعه غزل ناب
◾به بهانهی روز
◾عرفهی سیدالشهدا
هرکه شد زائر کویت تو پناهش دادی
سوز دل اشک روان ناله و آهش دادی
هرکهیکقطرهی اشکی ز دو دیده بفشاند
به سرا پرده خود منصب و جاهش دادی
سینهزنهای تو در حشر همه خندانند
هرکه شد سینه زنت جلوهی ماهش دادی
فاطمه گریه کنان گریه کنت را بخرد
آبرو چونکه تو بر روی سیاهش دادی
باب جنات به عالم بخدا خانهی توست
هرکه در راه تو افتاد تو راهش دادی
عاشقتهرطرفانداختنظر رویتودید
تو ز لطف و کرمت تاب نگاهش دادی
هرکه شد نوکر تو درد وجهانآقاشد
نوکران را توخودتمنصبشاهیدادی
جُونِکویتومقامش زکرمخانهیتوست
سِّرشب،خلوت و دوری ز گناهش دادی
سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۲۱:۲۹ نوشته شده توسط م-مطلقشاعر:
مرتضی محمودپور
امام زمان(عج)مناجات روز عرفه -( ای دعای حسین در عرفات )
۱ ۳۰۱۶
۰
ای دعای حسین در عرفات
هم صدای حسین در عرفات
لابه لای دعا تو را می خواند...
آشنای حسین! در عرفات
عرفات تو دیدنی باشد
مبتلای حسین در عرفات
ندبه های ظهور می خوانی
پابه پای حسین در عرفات
آن دعا را همیشه می خوانی
با نوای حسین در عرفات
می کنم زمزمه اباصالح
حاجی فاطمه اباصالح
ای شعاع حسین در عرفات
انتظار حسین در عرفات
خیمۀ تو بهشت آن صحرا
ای بهار حسین در عرفات
تو بیا تا که عالمی بیند
اقتدار حسین در عرفات
حاجیان میهمان تو هستند
سفره دار حسین در عرفات
دل دریائی ات همیشه بود
بیقرار حسین در عرفات
بین مهدش تو را صدا می زد
شیرخوار حسین در عرفات
جان آن کودک گلو پاره
برغم فاطمه نما چاره
شاعر : مجتبی روشن روان
شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۵۵ نوشته شده توسط ح.فیضشاعر:
مجتبی روشن روان
روز عرفه -( بیقراریِ تو و اشک روانِ زینب(س) )
۱۸۳۳ ۲
بیقراریِ تو و اشک روانِ زینب(س)
شد مناجاتِ تو آرامش جانِ زینب(س)
کعبه یک سنگ نشان است و تویی کعبهٔ او
به تو دلبسته! تویی نام و نشانِ زینب(س)
عرفات است و تو نزدیک به قربانگاهی
غرقِ دلشوره ای از بغضِ عیان زینب(س)
زیر لب خط به خطِ زمزمه ات این شده است
می روم بعدِ تو یارب به امانِ زینب(س)
شیوهٔ راز و نیازت چقدر جانسوز است
غرق آرامشی و تاب و توان زینب(س)
خیره مانده ست پر از اشک به پیراهنِ تو
جگرت سوخت از این داغِ نهانِ زینب(س)
مرثیه خوانِ تو شد عالم و اما تو شدی
تا ابد گریه کن و مرثیه خوانِ زینب(س)
حج و إحرام و طواف تو شده کرب و بلا
وای از روز دهم! فصلِ خزانِ زینب(س)
عرفه خواندن تو حالِ عجیبی دارد
اشک می ریزی و هستی نگرانِ زینب(س)!
شاعر : مرضیه عاطفی
پنج شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۳۱ نوشته شده توسط ح.فیضشاعر:
مرضیه عاطفی