eitaa logo
[ '𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕𝒚'! ]
123 دنبال‌کننده
28 عکس
0 ویدیو
2 فایل
هویت‌ـבزـבیـבه‌شـבه|𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕𝒚 «من‌همانم‌که‌همانم‌را‌از‌من‌گرـ؋ـتنـב؛ وآنها‌هماننـב‌که‌هماننـבشان‌پشت‌نقاب هایی‌از‌جنس‌ـבروغ‌پنهان‌شـבه...!» >روایتے از جنـایت‌و‌انتقام... >کپی؟به‌هیچ‌وجه... 𝓣𝓱𝓮 𝔀𝓻𝓲𝓽𝓮𝓻: 𝓗𝓮𝓵𝓶𝓪 𝓘𝓭: @yur111m
مشاهده در ایتا
دانلود
از این به بعد پارتارو شبا میزارم
خب خب؛ ارادت رفقاااا کیا منتظر پارت بودن؟!💯 بدویین بیان پارت از دستتون در نره!
هــویــت‌دزدیده‌شــده|𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕𝒚| ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سوئیچم‌و دست گرفتم و سوار بی‌ام‌وِ سفیدرنگم شدم. چند ثانیه سرم‌و روی فرمون گذاشتم. چاره‌ای نیست، باید برم. اگر به‌خاطر کنفرانس نبود اصلا نمی‌رفتم. استارت رو زدم و ماشین‌و‌ به حرکت درآوردم. وسطای اتوبان بودم که دردِ سرم اوج گرفت و دوباره شدتش بیشتر می‌شد. انگار که کسی با میله‌ی فلزی به گیج‌گاهم ضربه می‌زد و من بی‌حرکت و بی‌دفاع تماشاش می‌کردم! فوراً زدم کنار. سرم‌و‌ توی دستام گرفتم و چشمام‌و روی هم فشار دادم. "لعنتی! چرا تموم نمی‌شه؟!" بلافاصله صحنه‌ای جلوی چشمام ظاهر شد. مردی کنارم روی صندلی شاگرد نشسته بود و می‌خندید؛ من هم دستای کوچکم‌و محکم دور فرمون گرفته بودم و با تمام تمرکزی که داشتم، رانندگی می‌کردم. صدای خنده‌های مرد توی سرم اکو می‌شد. صدایی آشنا؛ اما غریبه! اون... چه کسی می‌تونه باشه؟! "مهتاب، مهتاب!" مهتاب! با شنیدن دوباره‌ی اون اسم، انگار چیزی توی سرم شکست! نفسم بند اومد و دستام بی‌اختیار لرزید. چه اتفاقی داره می‌افته؟!... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد... 𝑺𝒕𝒐𝒍𝒆𝒏 𝑰𝒅𝒆𝒏𝒕𝒊𝒕𝒚