در مورد عشق، یه تعریف جالبی خوندم؛ "حزنٌ واحدٌ یحمله قلبان"
یعنی یک اندوه [واحد]، که دو قلب بر دوش میکشند.
احتمالا واسه همین هم هست که عشق یکطرفه انقدر بار سنگینیه. یا به قول ارنستو ساباتو،
"چهچیز غمانگیزتر از آن، که کسی که دوستشداری، هیچتلاشی برای نگهداشتنت نمیکند."
وقتی به این فکرمیکنم که شاعرا با چه ذوقی برای معشوقه هاشون شعر میگفتن منم سر ذوق میام،
فکر کن برای بغل کردن معشوقهش نقشه میکشیده و میگفته چون برسم به کوی او ، حلقه ی در بگیرمش:)
یه طوری آدما بعضی مواقع احمقانه رفتار میکنند که تو باید بجای گریه فقط به حالشون بخندی...
هدایت شده از 𝑀𝑒 :)
اگه کنترل رفتار و حرفهات تو عصبانیتت دست خودت نیست، منم کنترل قلبم دست خودم نیست. نمیتونم بهش حالی کنم الان عصبیای و حرفات واقعی نیست، نمیتونم بش بگم حرفاتو باور نکنه و نشکنه. میفهمی چی میگم؟
تو میتونی بری یه لیوان آب بخوری، سکوت کنی، نفس عمیق بکشی، چند دقیقه ازم دور بشی، تا عصبانیتت فروکش کنه ولی من قلبم که بشکنه دیگه شکسته. کاریشم نمیشه کرد. میتونی با ببخشید گفتن، تیکه های قلبمو به هم بچسبونی و چیزایی که ازت دیدمو از یادم ببری؟ البته که نمی تونی؛"