-روحاء !:)
دو دست داغ و نحیفم میان زلف پریشش لوار شرجی قشم است در شمال شمیران
برآن شدم که ببوسم عروس شعر خودم را
ببوسمش به خیال گلاب گیری کاشان
-روحاء !:)
برآن شدم که ببوسم عروس شعر خودم را ببوسمش به خیال گلاب گیری کاشان
غزل رسید به آخر ، هنوز اول صفم
همین قدر بنویسم فرشته ایست به قرآن :))))
روحتو رها کن، ببین کی میاد سراغش، اگه کسی نیومد، خودت بغلش کن، بهش بگو تا همیشه کنارتم.
هدایت شده از حرفِدل ؛
آمدی ، آمدنتحالمراریختبهم
یکنگاهتهمهیفلسفهراریختبهم ..:)
شبتون بخیر:)))))