«أنا أخاف الحزن الذي یکلٌفني الصمت، لا الحدیث…»
+من از اندوهی میترسم که مجبورم میکنه سکوت کنم
نه اندوهی که مجبور به صحبتم میکنه...
زندگیتون رو بر اساس حرفهایی که تو کتاب میخونین بسازین،
نه بر اساس زندگیِ بلاگرهای اینستاگرام'
من تو را نمیخواهم بدون سیاهیِ درونت،
و اجازه نخواهم داد مرا داشته باشی
بدون دیوانگیِ سازندهی وجودم.
اگر هیولاهای درون ما نتوانند با هم برقصند،
ما هم نمیتوانیم ...
#نیکیتا_گیل
-روحاء !:)
من خودم بودم که گفتم ماندنت اجبار نیست بشکند دستی که یادت داده 'لا اکراه' را
مثل یلدا آخرین دیدار، طولانیتر است
آنکه یارش رفته داند حالِ آذرماه را
-روحاء !:)
مثل یلدا آخرین دیدار، طولانیتر است آنکه یارش رفته داند حالِ آذرماه را
من تو را با خونِدل از یاد بردم، لطفکن
هرکجا چشمت به من افتاد کجکن راه را (:
چکار داری میکنی؟!حواست هست؟!
یک سال گذشت، مثل تمامی سالهایی
که از عمرت گذشته ،و میگذرد سالهای بعدی، کَلَمحِالبَصَرِاَوهُوَاَقرَب ...
یعنی مثل برهم چشم زدنی عمرت
میگذرد، یا حتی زودتر :)
و اما مرگ...؟!در کدام سال؟!
در کدام ماه؟!در کدام روز؟!
در کدام ساعت؟!در کدام دقیقه؟!
و در کدام ثانیه اتفاق خواهد افتاد؟!
کسی نمیداند جز خدا ...
چکار داری میکنی؟!حواست هست؟
#اقایالف