-روحاء !:)
_
چه عاشقانه ای بنویسم که دلتان برایم بلرزد
وقتی نه دستانش را گرفته ام
نه در آغوشش کشیده ام
و نه حتی او را بوسیده ام...!
فقط از دور، او را در خویش گریسته ام.
عشق میان ما...
معصوم ترین عشق تاریخ جهان بود :))
در تَلَألُؤِ نورِ تو، انقلابی در خویشتن ساختم ؛
تا بکوبم رِجس و پلیدی را . . .
و بسازم ،
آنچه را که در ظُلُماتِ اطرافم ،
نور تو را میدهد تا هر چشمی را به سوی خود بکشاند '♥️'
#آقایالف
من نیاز به 🫂 تو دارم•
زیرا که ضربان 🫀َم متصل به ضربان 🫀 توست :)
پس ✋🏻 مرا بگیر که محتاج دو 👀 تو هستم'
-روحاء !:)
تو را به اندازهی نابودیِ اسرائیل دوستدارم' هرچه میگذرد، بیشتر میشود•
منم مانند اسرائیل، دلت همچون فلسطیناست
که باید تا جهان برپاست، دلت اِشغال من باشد'
کودتای چشم تو در قلب من تکرار شد
شعر جوشید و غزل گل کرد وچشمم زار شد
تا شدم مثل فلسطین بی دفاع و بی پناه
چشم اسرائیلیات در دیده همچون خار شد
بمب های عشوه را سوی خیالم میزدی
غزهی قلبم که بمباران این اجبار شد