هدایت شده از مجمع الروحاء
نظریه نامحبوب اینکه . .
من تا حالا دوست صمیمی کسی نبودم ، هیچوقت اون فرد مورد علاقه کلاس نبودم ، چه تو دبستان چه راهنمایی چه دبیرستان ، هیچوقت اون کسی نبودم که برای از دست دادنم ناراحت بشن ، هیچوقت اون عمه و خاله مورد علاقه خانواده هم نبودم ، هیچوقت اونی نبودم که وقتی نیستم بپرسن عه؟ ثمین نیومده ؟ چرا ؟، هیچوقت کسی نبودم که وقتی حرفم قطع میکنن یکی ازم بپرسه خب بقیش چی؟ هیچوقت اون دوست مهربونه که همیشه معرفیش کنن نبودم ، در کل من واقعا هیچوقت و هیچ جا به وضوح وجود نداشتم ، خیلیا اینجوری بودیم ، فقط وجود داشتیم ، وجودمون معنی خاصی نداشت . .
همیشه فقط صرفا بودیم ، چون اینجوری برامون مقدر شده بود ، بودیم چون باید زندگی میکردیم
محکوم بودیم به زندگی . .
من هیچوقت اون چیزایی که آرزوشون رو داشتم در هیچ موقعیتی نبودم و نیستم و نخواهم بود . .
-روحاء !:)
نظریه نامحبوب اینکه . . من تا حالا دوست صمیمی کسی نبودم ، هیچوقت اون فرد مورد علاقه کلاس نبودم ، چه
در آستانه گریه کردنم
حرف میزنم که گریه نکنم . .
-روحاء !:)
عرضم حضورتون که یه مطلب جدید در مورد خواب خواهیم داشت که مسلما جذاب خواهد بود 🤏
بریم سراغ این مطلب خفنمون؟
-روحاء !:)
بریم سراغ این مطلب خفنمون؟
این مطلب دیگه توسط من گذاشته نمیشه
ادمین عزیز زحمتشو میکشن