-روحاء !:)
سحر سوم . . ³ ماه رمضان سال ۱۴۰۴ صبر همیشه واژه ای بود که برایمان تداعی گر روز های سخت بود . . صب
سحر چهارم . .
⁴ ماه رمضان سال ۱۴۰۴
گاهی آدمی غرق میشود در فکر و خيال روزگار فانی خویش ، روزگاری که مانند افتادن برگی از درخت نامعلوم است و حتی نمیتوان گفت که آیا هستم ؟
غرق چیز هایی میشود که حتی نمیداند، مشکل که پشت مشکل قطار میشود، سنگ بعلاوه سنگ که جلوی پایش می افتد، شکست سختی که او متحمل میشود و آن را میرنجاند و آن کورسوی امید ، کورسوی امیدی که در قلبش خاموش میشود. .
اما نمیداند که مشکل های قطار شده میشود برایش مسیر ، سنگ؟ میشود آجر ساخت آینده ، شکست میشود برایش مقدمه پیروزی و شاید هم همه این ها برای محافظت از آینده و روح و تن آدمی . .
این که چرا شده را میجوید و جوابی نمیابد و نامیدی در حال رخنه میشود که خداوند میفرماید:
وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ»
بسا چیزی را خوش نمی دارید و آن برای شما خوب است، و بسا چیزی را دوست !می دارید و آن برای شما بد است، و خدا می داند و شما نمی دانید».
چه بسا چیزی که تورا شکست هشداری بوده برای آسیب ندیدنت و چه بسا مسیری که میروی و خوب میدانی پر از خطر و رنجش برای توست . .
و چه کسی این را میداند؟ جز خدای یکتا :)🤍
التماس دعا . .
هدایت شده از حرفِدل ؛
ثمین از اون دختراست که حضورش صدا نداره، ولی نبودنش فوری حس میشه.
موهای فرفریِ واقعی، نه مرتب نه شلخته؛ انگار طبیعت خودش تصمیم گرفته چجوری باشه.
چهرهش روشنه، پوستش سفید، اما چیزی که بیشتر از همه میدرخشه صدای اونه؛
صدایی نرم، دخترونه و گاهی بچهگونه ، آروم…
از اون صداهایی که حتی وقتی اسم کسی رو صدا میزنه، دل آدم ناخودآگاه جواب میده.
ثمین مهربونه، اما نه ساده.
ملوسه، اما نه ضعیف.
یه دختر که انگار هنوز یه تیکه کودکانه توی دلش زندهست،
و دقیقاً همون تیکهست که آدمو جذب میکنه.
البته نا گفته نماند که هر کسی اینو نمیبینه >>>>
-روحاء !:)
سحر چهارم . . ⁴ ماه رمضان سال ۱۴۰۴ گاهی آدمی غرق میشود در فکر و خيال روزگار فانی خویش ، روزگاری ک
سحر پنجم . .
⁵ ماه رمضان سال ۱۴۰۴
ترس فقط یک واژه نبوده و نیست ، واژه ترس که شنیده میشود دلهره همچون سیل به قلب آدم هجوم می آورد ، گاهی ترس در قالب کلمه ای مثل دشمن ظهور میکند، گاهی تاریکی،گاهی طرد شدن و هرچیز دیگری . .
اره ؛ ترس ذاتا بد نیست که اگر بود در روح نهادینه نمیشد اما سوال اینجاست که ترس از که و از چه راهی روشن را نشان میدهد؟ مادر و پدر؟ معشوق؟ دشمن ؛
خداوند متعال در قرآن کریم فرمود:
إِنَّ الَّذينَ يَخشَونَ رَبَّهُم بِالغَيبِ لَهُم مَغفِرَةٌ وَأَجرٌ كَبيرٌ
<كسانی كه در نهان از پروردگارشان میترسند، آنها را آمرزش و پاداشی بزرگ است.>{۱۲ ملک}
و کسانی که از پرودگار خود بترسند مسلما دارای پاداشی هستند از جنس نور، خوشبختی ، سعادت . .
ترس از او که باشد شیطان خانه دل را در دست نمیگیرد و قصری برای فرمانروایی خود باز نمیکند. .
ترس تنها از قدرت مطلق است که میتواند تورا از دام گناه رها کرده و به آسمان پاکی و طهارت برساند . .🤍
التماس دعا . .
-روحاء !:)
سحر پنجم . . ⁵ ماه رمضان سال ۱۴۰۴ ترس فقط یک واژه نبوده و نیست ، واژه ترس که شنیده میشود دلهره هم
سحر ششم . .
⁶ ماه رمضان سال ۱۴۰۴
گاهی با خود فکر میکنم این قلبی که خدا به ما داده است چرا انقدر شکننده است ، جنس شیشه ای داشتنش مصیبت است و خداوند آن را به ما داده ، با حرفی ترک میخورد، با رفتار میشکند و با سنگ تهمت کسی از هم میپاشد. .
چگونه میتوان بخشید؟ کسی که قلبی را میشکند ، ناراحت به ارمغان می آورد ، آثار آزارش نهادینه میشود در روح و جسم آدمی ؛ از خود میپرسم چرا؟ آیا کسی لیاقت این را دارد که ببخشم؟ کسی که تیر خودخواهی و غرورش بال من را هدف گرفته است؟
خداوند متعال در این مورد میفرماید:
وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ
“ببخشید و چشم بپوشید ، آیا دوست ندارید خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.”
(22- نور)
ببخشید که خداوند نیز شما را خواهد بخشید ، قلب شکسته ، روح آسیب دیده و جسم خسته را به خداوند ببخشید و وجهه روی خدای یکتا را در خود یروز دهید که قطعا خداوند بخشاینده بسیار مهربان است :)🤍
التماس دعا . .
یه آیه تو قرآن هست که خدا میگه بعضیا دیگه اینقدر قصاوت قلبشون زیاد میشه خدا چشم و گوششون رو میبنده و دیگه راهی برای هدایتشون باقی نمیذاره و چه بده سرنوشت کسانی که اینجوری میشن
حکایت بعضیا همینه
گوشی برای شنیدن نیست
پر شده از مزخرفاتی که حتی تولید کنندهش خودش حرفاشو قبول نداره
-روحاء !:)
سحر ششم . . ⁶ ماه رمضان سال ۱۴۰۴ گاهی با خود فکر میکنم این قلبی که خدا به ما داده است چرا انقدر شک
سحر هفتم ..
⁷ رمضان سال ۱۴۰۴
در دنیایی که بوده ایم در این چند سالی که عمر مان همچون باد گذشت ، آدم های بسیاری را دیده ایم که آمدند و قول ماندن دادند و رفتند و چه بسا به همان اندازه آدم هایی را دیدیم که چون کوه پای قولشان به ما ماندند و شدند شیرینی زندگی ما . .
فقط در دوستی نبود ، اینکه کسی وفای عهد بکند مختص به زندگی شخصی نبود، گاهی وفای به عهد در قالب رئیس جمهور آمد ، گاهی مسئول ، گاهی معشوق و . . .
اما چیست که باعث میشود وفای به عهد انقدر مورد نظر انسان های مومنی باشد که خدا را در قلبشان جستجو میکنند .
خداوند متعال فرمود:
«... وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ...»؛[۳] و نیكوكاران كسانی هستند كه به عهد خود (هنگامی كه عهد بستند) وفا می كنند...
پس این است که افراد خوش عهد و پیمان در راه خوشبختی قرار میگرند و آینه قلبشان صاف میشود و راه های زندگی شان هموار . .
و چه خوب است که وفای به عهد نهادینه شود در خلق و خوی آدمی و ماندگار بشود در قلب روح که مسلما راه رستگاری این است . .
التماس دعا 🤍