شنیدن جملات زینب س تیری بود بر قلب هند شفا یافته
هند فریاد و شیون سر داد وگفت
کاش قبل از این روز کور بودم و دختران فاطمه زهرا س را با این حال نمیدیدم
هند از شدت ناراحتی سنگی از زمین برداشت و به سرش کوبید و آنقدر ضربه محکم بود که خون از سر و صورتش جاری شد و بیهوش به زمین افتاد .
وقتی به هوش آمد آشفته و پریشان حال سر صورت برهنه کرد و لباس هاشو پاره کرد و پای برهنه نزد یزید که در میان جمعی از درباريان نشسته بود رفت و فریاد زد :
ای یزید ! آیا تو فرمان داده ای که سر مقدس حسین را بر نیزه کنند؟؟؟
یزید با دیدن حال هند بلند شد و اورا پوشانید
هند جرئت را در دل خودش پیدا کرد و گفت :
بر تو چه میگذرد که مرا پوشاندی ؟ پس چرا این غیرت را درباره دختران زهرا س به خرج ندادی؟ پوشش آنها را دریدی و در خرابه رهایشان کردی؟
-روحاء !:)
هند جرئت را در دل خودش پیدا کرد و گفت : بر تو چه میگذرد که مرا پوشاندی ؟ پس چرا این غیرت را درباره
یه روایت هست که هند تاج خودش رو محکم به زمین میکوبه و رو به یزید میگه
به خدا قسم که من دیگر همسر تو نیستم و تو همسر من نخواهی بود 💅
«یزید که نتوانست مقابل حضرت زینب (س) مقاومت کند، در مقابل هند هم شکست خورد. یک زن از درون کاخ یزید، در برابر ظلم او ایستاد. از آن روز، هند که روزگاری کنیز خانهی امام حسین (ع) بود، همسر یزید نماند.»