_
خب باید بگم که رفقا اومدن باشگاهمون در صورتی که اطلاعی نداشتیم از اینکه مهجورم قراره بیاد و فقط از اینکه سارا قرار بود بیاد خبر داشتیم
ولی وقتی که دم در باشگاه یهویی که دیدیمشون کاملا ذوقی شدیم
و اینجاست که باید بگم وجودتون کلی قشنگه هااا:))
پ.ن:گویا سارا هم سوتی داده بود که ما داریم میایم و من متوجهش نشدم البته که میگفتم فک کنم قراره با مامانش بیاد که گفته داریم میایم ولی خب هیچ وقت فکرم سمت مهجور نمیرفت😅
به همراه [مَهجور، رُها، واهِب ،سارا]
_رٌܣـآ_
_ خب باید بگم که رفقا اومدن باشگاهمون در صورتی که اطلاعی نداشتیم از اینکه مهجورم قراره بیاد و فقط از
+هوم راستش یه سری دیگه هم قرار بود همین صحنه البته با یه فرد متفاوت اتفاق بیوفته ولی خب انگاری قسمت نبوده .😂🤏🏻
(البته اون موقع من جودو نمیرفتم🦦)
و لحظات زیبایی که با وجودتون قشنگ تر میشه...:)
پ.ن:بستنی انتخاب کردنامون داستانایی واسه خودشون دارند و انتخاب کردن همینجوریه که سخت میشه 😂🦦
پ.ن2:البته که یه بنده خدایی به این سختی هیچ وقت برنمیخوره چون همشونو یه تست میزنه 😅
_رٌܣـآ_
_ خب حالا منم یکیمی دلی حرف بزنم؟! _
دختر خانوم قشنگ همونی که به نگینایه اون لباسه گیر داده بود که زشته 🥲
خواستم بگم که میدونم و مفهممت چقد الان نگرانی ولی خب اینم بدون که ما همیشه کنارتیمو و از جانب خودم باید بگم که هر چقدرم بالا و پایینم باهات بشم حتی اگه خسته باشم کنارت میمونم و تنهات نمیزارم تا همه چیزو بگذرونی :)
خیلی دعا میکنیم هممون اونجوری بشه کِ لبخندایِ قشنگت تو صورتت باشه
و ایشالا هَمه چیز میگذره وهمشون تبدیل میشَن به خاطره های تَعریف کردنی خنده دار...:)
مثل همین مسیری ک ِبا هم رفتیم وعکسم گرفتیمو کُلی چیز میز گفتیم یه روز دیگم مثل همون روز میریم و چیز میزایی که داره میگذرو تعریف میکنیم و میخندیم... 🥲
_Sara_