و از امروزی که با مجلس ختم صلوات مامانبزرگم گذشت...:)
پ.ن:البته که دایی جان بعد مجلس حس رضایتش رو نسبت به حلوا نشون داد 🥲✨
میگه که:
صورتت را به چه تشبیه کنم در شعرم ؟!
ماه بیجا بکند مثل تو زیبا باشد....
پ.ن: و از اندر احوالات....😔✨
-میتونم بگم چهارشنبه اون روز هایی بود که از اولش قشنگ شروع شد:)
پ.ن:بریم بگیم که چجوری گذشت...
_