eitaa logo
|𝓡𝓪𝔂𝔂𝓪𝓷|
48 دنبال‌کننده
5 عکس
0 ویدیو
0 فایل
رَیّان:)! واگویه های یک ذهنِ پریشان -بامدادِ۱۴/تیر/۱۴٠۵ کپی؟ مطالب همه شخصیه، کپی نداره که... ‌ https://abzarek.ir/service-p/msg/4956253
مشاهده در ایتا
دانلود
تماشایت میکردم با چشمانی که لهجه‌ی بوسه داشتند... 𝓡𝓪𝔂𝔂𝓪𝓷:@Rrayyan
نگذار که سرما به تنم اُخت بگیرد، این بار تو در چشم رقیبان بغلم کن. 𝓡𝓪𝔂𝔂𝓪𝓷:@Rrayyan
دارم خراب میشم! با شنیدن صداش نگاهی بهش کردم و گفتم: جان؟! لبخندی زد و گفت: گفتم دارم خراب میشم! -یعنی چی؟ نفس عمیقی کشید و گفت: یعنی چی نداره که...یعنی دارم شبیه تو میشم! کنارش نشستم و گفتم: یعنی داری عاشقم میشی؟:)! با بغضی که لحظه به لحظه داشت کامل تر میشد گفت: چرا کارو به اینجا رسوندی؟ تو که میدونستی ما مالِ هم نیستیم پس چرا اینکارو کردی؟ -باز که حرف خودتو زدی! کی میگه مالِ هم نیستیم؟! کلافه گفت: عقل، منطق، هرچی که هست... لبخندی زدم و گفتم: عقل و منطق که همش فاز مخالف دارن، دلت چی میگه؟ نگاهش رو ازم دزدید، که آروم دستم رو سمتِ دستش بردم؛ خیالم که از جای خالی ندادنش راحت شد گرفتمش و گفتم:دلِ تورو نمیدونم ولی دلِ من میگه همین که دستت رو عقب نکشیدی خودش ی پوان مثبته! مگه نه؟! بی خیالی زیرلب گفت که گفتم: هزار بار گفتم بازم میگم، تو قبول کن کنار من باشی من همه چی رو درست میکنم بلند شد بره که دستش رو کشیدم و گفتم: قربون اون دو تا تار موی سفیدت برم من، به جان تو که جونمی ی کاری میکنم عقل و منطقت به تصمیم قلبت افتخار کنه:)! دستش رو جدا کرد و گفت: از همون موقع که به جای کل کل کردن باهام، قربون صدقم رفتی باید میفهمیدم کار به اینجا میکشه! 𝓡𝓪𝔂𝔂𝓪𝓷:@Rrayyan
تهمتی شیرین تر از بوسیدن روی تو نیست آبروی ما بریزد کاش با "این" ننگ ها 𝓡𝓪𝔂𝔂𝓪𝓷:@Rrayyan