کاش میشد فردا از خواب بیدار شم بازم کیفمو ببندم و برم مدرسه
بشینم روی صندلی و گرم بشم
هه
همیشه با غلط گیر روی صندلی ها نوشته بود، یا اثر هنری یا کلا نوشته و شعر و اینا
خلاصه من و دوستم عادتمون بود هر زنگ اینارو پاک میکردیم ( یه حس آرامش خاصی داشت )
خلاصه که فرداش میومدیم میدیدیم باز یکی دوباره با غلط گیر نوشته
باز میوفتادیم پاک میکردیم
باز فردا میومدیم دیدیم فحش نوشته که پاک نکنین فلان فلان شده ها
من و دوستام با لبخندی شیطانی دوباره خط کش ها را در آورده و به سمت صندلی میرفتیم
https://eitaa.com/Mis0Nyc/3047
خوشحالم دوستش داری :»
درسته...
برگه ها رو یکی کنده
که اون اتفاق لو نره
خود اون یکی هم از یکی دیگه دستور میگیره و اصل قضیه اونه
یکی یه مهره ی کوچیک بود