و به نظرم این از قشنگ ترین مکانیسم محافظتی مغز از خودش هست
تمام تلاششو میکنه تا نذاره صاحب اون بدن درد بکشه
هدایت شده از زیرزمین
اعضا: __
خدای مطلق، آسمان است. آن پهنهی آبی و وسیعی که تمام جهان را فرا گرفته. رهبر فرقه اینگونه خدایان را توصیف میکند و بر این باور است که هرآنچه که ما داریم از آسمان آمده و عواملی مانند باران و ابر و .. همه توانایی پدید آوردن مخلوقات را دارند.
رهبر (بالاترین جایگاه):
مسئولیتها: هدایت فرقه، تعیین و اجرای مراسمها، و ارتباط مستقیم با آسمان. او وظیفه دارد در بیشترین ارتفاع ممکن بایستد و خدا را سپاس بگوید و در همانجا مراسمهای قربانی را انجام داده و اشخاصی که از نظر او لیاقت کافی دارند را از مکانی که درش هستند به پایین پرتاب کنند تا روحش به سمت آسمان برود و به تکهای ابر تبدیل گردد.
شخصیت تشریفاتی (شکنجهگر روح):
مسئولیتها: ترتیب دادن مراسمهای شکنجه. مسئولیت او آن بود که ورزش های سنگینی برای بقیهی اعضا تدارک ببیند که آنها را لاغرتر گرداند و به عبارتی سبک سازد تا روحشان بیشتر از جسمشان وزن داشته و به راحتی در موقع مرگ به سمت آسمان بروند بهشدت بر روی وضعیت روانی آنها تأثیر بگذارد.
محافظ (سرباز شخصی):
مسئولیتها: محافظت از مقر فرقه و جلوگیری از هرگونه نفوذ خارجی. او باید آماده باشد تا در صورت نیاز به شدت با دشمنان و مخالفان برخورد کند و از دگراندیشان دفاع نماید.
مربی خیانت (دسیسهگر):
مسئولیتها: ایجاد تفرقه و وحشت میان مخالفان فرقه و جذب افراد ناتوان به فرقه. او باید بتواند افراد را به سمت خیانت به باورهای خود و اعتماد به باورهای فرقه بکشاند.
سخنگو (صدای فریاد):
مسئولیتها: انتشار اخبار و اطلاعات به جوامع بیرونی، و جلب افرادی که به سمت زیبایی آسمان جذب میشوند. او مسئول برگزاری گردهماییهای کوچک و دعوت به قربانیهای جمعی است.
جستجوگر:
مسئولیتها: جستجوی وسایل و نشانههایی که از عوامل طبیعی مانند باران در طبیعت و محیط اطراف به منظور بهرهبرداری از آنها در مراسمهای فرقه. او به تعقیب افرادی که به فرقه میپیوندند میپردازد و از انزوای آنها برای به دام انداختن و قربانی کردنشان استفاده میکند.
یادم افتاد پارسال بعد کارآموزی با بچه ها پنج نفری نشستیم تو پراید تا برگردیم دانشگاه
حدس بزنین کی زخم شمشیر خورده بود و تا غروب مثل زخمیا راه میرفت
⁻ᴿᵘᵇʸ's HoUsE
یادم افتاد پارسال بعد کارآموزی با بچه ها پنج نفری نشستیم تو پراید تا برگردیم دانشگاه حدس بزنین کی ز
اطلاعات به درد نخور
رفتین کارآموزی ( بیمارستان یا هر جای دیگه ) توی اتاق استراحت به هیچ وجه پول نقد و کارت تو کیفتون نذارین
وگرنه مثل من موقع برگشت تو ماشین میفهمین کل پولتونو زدن